چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸ - ۱۲:۳۱

بهمن دانائی دبیرانجمن کارخانه های قند و شکرتحلیل کرد

نگرانی ملی از بودجه 1399

بهمن دانایی

ساعت 24 - صنعت قند و شکر ایران یک صنعت اصیل و قدیمی است که یک پای آن در هزاران مزرعه کوچک و بزرگ در پهنه سرزمین و یک پای دیگر آن در دهها کارخانه در استانهای گوناگون دارد. این صنعت قدیمی که حالا عمرش از 120سال نیز فراتر رفته و سابقه ای درخشان در توسعه و عمران شهرهای ایران دارد خانوادهای بزرگ دارد که در جای جای ایران پراکنده اند و نان و روزیشان از چرخه فعالیت این صنعت به دست می آید.

شاید صنعت قند و شکر ایران در مقام مقایسه باصنعت پتروشیمی یا صنعت فولاد ارزش افزوده سرانه کمتری داشته و صادرات نداشته باشد اما همین صنعت نیز از تحولات سیاست گذاری کلان اقتصادی و نیز تحولات سیاست خارجی و نیز گرایش سیاسی مدیران دولت و برخی عناصر و مقوله های دیگر تأثیر می پذیرد. صنعت قند و شکر ایران در قاب زمستان 1398 همانند سایر فعالیتهای اقتصادی و صنعتی نگران لایحه بودجهای است که از طرف سازمان برنامه و بودجه به مجلس ارایه شده است.پرسش این است که  چرا در روزگاری ایستادها یم که نهاد سازمان برنامه و بودجه ایران بودجه ای سراپا خیالی از نظر درآمدی برای سال 1399 مینویسد؟

صورت مسأله اقتصاد ایران اکنون در پایان پاییز سال 1398 روشن و معلوم و مجهول آن برای اکثریت نخبگان آشکار شده است. درصورتی که نخواهیم وارد جزئیات شویم و شاخصهای کلان را در کانون توجه قرار دهیم خواهیم دید شرایط خوبی نداریم. نرخ تورم ایران یکی از بالاترین نرخهای تورم درمیان کشورهای جهان است. درحالی که راه مهار تورم شناخته شده و 150 کشور جهان اکنون تورم زیر 5 درصد را تجربه می کنند این پدیده آدمکش در ایران دوباره اوج گرفته و به مرزهای 40 درصد رسیده است. در شرایطی که بنابر قانون نوشته شده و تأئید و تصریح شده بر آن نرخ رشد اقتصادی ایران باید سالانه 8 درصدی میشد دوباره منفی شده و بر شمار تهیدستان افزوده میشود. اگر بخواهیم ایرانیان را از دام تهیدستی و بدبختی رها سازیم باید رشدهای بالا را تجربه کنیم چرا این میزان رشد نیاز بنیادین ایران است؟ چون اگر این رشد به دست نیاید نمی توان میلیونها نفر ایرانی جویای کار را که به سن کار رسیده اند شاغل کرد و از تهدید بیکاری دور کرد. محاسبه ها نشان میدهد برای پدیدار کردن 600 هزار شغل تازه نیاز به رشد 6 درصدی تولید ناخالص داخلی داریم که برای به دست آوردن این میزان رشد با قیمتهای امروز باید هزار هزار میلیارد تومان سرمایه تأمین کنیم که هنوز کافی نیست و باید میلیاردها دلار نیز از منابع خارجی تأمین شود. پس مسأله روشن است اما راه حل چیست؟ آیا می توان از منابع داخلی این هزار هزار میلیارد تومان را تأمین کرد؟ تجربه 3 دهه سپری شده نشان می دهد این میزان سرمایه در داخل موجود نیست یا شاید در مراکزی باشد که کسی از آن خبر ندارد. از طرف دیگر در همه سالهای اخیر ایران توانسته است در بهترین حالت فقط 3  میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب کند. حالا که اعداد و ارقام را داریم و معلوم و مجهول مسأله برایمان آشکار شده است باید دنبال راه حل باشیم. یک راهحل این است که حاکمیت و ایرانیان به این نتیجه برسند برای یک دوره نامشخص سطح انتظارات و توقعات همه پایین آید و عادت کنیم که کمتر غذا بخوریم، کمتر لباس بپوشیم، آب و برق و بنزین و گاز و اتومبیل کمتری مصرف کنیم، سطح رفاه کشور را با سطح امکانات موجود به سمت پایین بکشانیم. اگر جامعه این را بخواهد شاید بتوان چنین کرد. یک راه دیگر این است که از همه امکانات ملی و میهنی با کارآمدترین و بهره ورترین حالت استفاده کنیم. ایران منابع طبیعی قابل توجهی دارد، جوانان درس خوانده و آموزش دیده کافی دارد، محل جغرافیایی خوبی برای تجارت و ترانزیت است، پیشینه تاریخی خوبی دارد و رفت وآمد دهها هیأت سرمایهگذاری از کشورهای دیگر پس از برجام به ایران این مزیتها را اثبات میکند و باید از همه اینها استفاده شود. این کار شجاعت و نیروی سترگی میخواهد. برای رسیدن به راهحل دوم باید اجماع و تفاهم ملی پدیدار شود تا سطح منازعات سیاسی بالا نرود و از تخریب و هدر دادن نیروها اجتناب شود. این راه حل البته تنها از طریق برقراری ارتباط و گره خوردن با امکانات جهانی ثمر میدهد، صورت مسأله روشن است و راه حل نیز وجود دارد، آنچه میماند پذیرفتن این واقعیتهای سرسخت است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.