پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۵

امارات در فضای متوهمانه از اتهام‌زنی پرهیز نماید

ساعت 24-«انور قرقاش» وزیر مشاور دولت امارات متحده عربی درباره دلائل تجاوز این کشور همراه با ریاض به یمن مدعی گردیده که «ورود امارات به کارزار جنگ علیه یمن با هدف مقابله با نفوذ و مداخله ایران در این کشور صورت گرفته است».

گفتمانی که حکایت از فقدان منطق و ناپختگی سیاسی در سطوح بالای تصمیم گیری و تصمیم سازی در دولت امارات متحده عربی، دارد. در این ارتباط باید یاد آور گردید که ؛ امارات متحده عربی بنابه اهداف توسعه طلبانه خود، از سال 1394به واسطه مشارکت در ائتلافی با عربستان سعودی و به بهانه حمایت از دولت مستعفی یمن- به رهبری عبدربه منصور هادی- به کشور یمن اعلام جنگ نمود و وارد جنگی ویرانگر و خونین علیه ملت مظلوم یمن شد.

اقدام امارات ناشی از پیگیری اهداف توسعه طلبانه برای گسترش حوزه نفوذ و ایفای نقش مهم در منطقه بود که در کوتاه مدت دستاورد هایی را برای متجاوزین فراهم ساخت. ابوظبی در کنار ریاض با پشتیبانی از گروه های تروریستی به ویژه القاعده و داعش بدنبال گسترش سلفی گری و وهابی گری در یمن بوده است. همچنین این ائتلاف تجاوزگر با تسلط بر منابع اقتصادی آن کشور به ویژه منابع نفت و گاز و تسلط بر بنادر جنوبی این کشور (جزایر راهبردی میون در باب المندب و سوکاترا) می توانست اهداف آنها را محقق سازد. همزمان تضعیف و نابودی ارتش یمن و توان موشکی آن کشور، می توانست موجب تامین امنیت مرزهای جنوبی سعودی شود. 

البته ریاض و ابوظبی برای تضمین دست آوردهای توسعه طلبانه خود و در راستای رقابت فی مابین، علاوه بر همکاری در جبهه ائتلاف علیه یمن، اقدامات مستقلی نیز در مناطق اشغالی انجام دادند. ابوظبی با مغتم شمردن فرصت، اقدام به تاسیس نهاد سیاسی تحت عنوان شورای انتقالی امارات نمود و نیروی نظامی تحت امرش را با عنوان کمربند امنیتی متشکل از ۹۰ هزار مزدورِ تا دندان مسلح، سازماندهی و در جنگ با ملت یمن  بکار گرفت.  ریاض هم در اقدامی مشابه، با تاسیس تشکیلات نظامی مزدور تحت عنوان نیروهای گارد ریاست جمهوری، نهاد سیاسی مستقلی را با عنوان ائتلاف ملی جنوب تاسیس نمود. بر این اساس هر دو کشور از طریق نیروهای دست نشانده ی خود اهداف خود را بطور مستقیم و غیرمستقیم دنبال کردند.  

اینک هفت سال از جنگ و خشونت همراه با به شهادت رساندن  و زخمی نمودن ده ها هزار تن از ملت بزرگ و مظلوم یمن و نابودی زیر ساخت های فرهنگی و اقتصادی این کشور گذشته است. این جنگ نه تنها نتیجه ای برای ریاض و ابوظبی در پی نداشته، بلکه در کنار به هدر رفتن میلیارد ها دلار، زمینه تشدید رقابت و تضاد منافع میان دو کشور گردیده است. از زمانی که  اماراتی ها دریافته اند امکان پیروزی نظامی در سپهر سیاسی و جنگ با ملت یمن ممکن نخواهد بود و تهدید انصارا... برای هدف قراردادن این کشور با موشک های بالستیک و پهپادها بسیار جدی است؛ چاره را در آن دیده اند که از سواحل غربی یمن و استان مارب عقب نشینی نموده و بیش از نیمی از نیرو های خود را از یمن خارج نمایند.

 اینک عربستان سعودی نیز در پهنه وسیع مرز های سرزمینی و میادین جنگ با رزمندگان و ارتش یمن در بدترین شرایط میدانی، نیروهایش را کاملا تنها و مستاصل یافته است. در واقع میدان جنگ هم برای امارات و هم عربستان سعودی، بازی سراسر باخت و سیاستی شکست خورده محسوب می گردد که عقب نشینی از آن بهترین گزینه محسوب می گردد. 

در چنین شرایطی، ابوظبی به جای نقد صحیح سیاست های توسعه طلبانه و ورشکسته اش، باز راه خطا در پیش گرفته و علت حضور در جنگی نافرجام و خانمان سوز را نه در طمع ورزی و عمق سیاست های توسعه طلبانه خود، بلکه در فرافکنی و اتهام زنی به همسایه صبور خود، ایران جستجو می نماید. در این باره باید خاطر نشان نمود که جمهوری اسلامی ایران در یمن نیروی تروریست مزدور اشغالگر 90 هزار نفری تحت عنوان کمر بند امنیتی و تشکیلات مزدور نظامی تحت عنوان نیروهای گارد ریاست جمهوری ندارد، بلکه ایران در سالهای گذشته ضمن درخواست خیر خواهانه از متجاوزین برای توقف حملات، صرفا از ملت مظلوم یمن حمایت معنوی نموده است. در این سالها این ملت سلحشور یمن بوده اند که در مقابل متجاوزان قهرمانانه مقاومت و ایستادگی نموده و موفقیت های بزرگی را در میادین  جنگ نابرابر کسب کرده اند.
 
اگر عربستان و امارات در یمن شکست خوردند، تنها دلیلیش خطای محاسباتی است. برای جبران چنین خطاهایی توصیه می گرددکه در فضای متوهمانه از اتهام زنی پرهیز نموده، هرچه سریعتر به عنوان نیروی متجاوز جنگ علیه ملت یمن را در کلیه سطوح متوقف سازند و در مسیر صلح راه را برای ایجاد دولتی واحد در یمن از طریق گفتگو های یمنی –یمنی  و تلاش برای موفقیت آن تسهیل نمایند. 

منبع: خبرآنلاین

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s