فقر و شرمساری هدیه کردند
ساعت 24 - یکی از دعاهای سالخوردگان برای فرزندان این است که «خدایا او را شرمنده زن و فرزندان نکن.» این دعا بیشتر سویه مادی زندگی را هدف قرار داده و آرزوی همه نیز هست که بتوانند برای خانواده خود زندگیای در اندازههای معمول فراهم کنند.
ین دعای ایرانی و ماندگاری آن تا امروز نشان میدهد ایرانیان در پویش تاریخ خود همواره در شرایط نااطمینانی بوده و ثبات درآمدی کمتری داشته یا اینکه همواره شتاب هزینهها از شتاب درآمدها بیشتر بوده است.
نرخ تورم دورقمی در نیم سده تازهسپری شده در اندازه ۲۵درصد در سال بهطور میانگین و نیز جهش میانگین تورم به ۴۵درصد درسال از ۱۳۹۷ تا امروز دعای یادشده را بیشتر به ذهن میآورد. در حالی که همه مقامهای سیاسی در سطوح گوناگون بارهاوبارها گفته و نوشتهاند که قدرت خرید ایرانیان در این سالها همچون برف آب شده است.
اما بهنظر نمیرسد دولت فعلی و مجموعه حکومت برای جبران این کاهش قدرت خرید کاری از دستشان برآید. این ناتوانی که حالا دیگر اصراری هم برلاپوشانی ندارد را میتوان از ارقامی که در قانون بودجه۱۴۰۵ در نظر دولت و قانونگذاران است به خوبی دید. در حالی که نرخ تورم سالانه تا پایان سال به بیش از ۵۰درصد و نرخ تورم خوراکیها به ۱۰۰درصد نزدیک میشود هنوز گفتوگو درباره افزایش حقوق کارمندان در دامنه ۲۱تا ۴۳درصد است.
مجتبی یوسفی، سخنگوی کمیسیون تلفیق بودجه۱۴۰۵ در همینباره گفته است: با مصوبه کمیسیون تلفیق برای سال آینده افزایش ۲۱تا۴۳درصدی برای حقوق کارمندان، کارگران ذیل بخش دولتی و بازنشستهها در نظر گرفته شد که سازوکار این افزایش بهصورت پلکانی و معکوس اجرا خواهد شد یعنی میزان درصد افزایش حقوقهای پایین بیشتر خواهد بود.
باتوجه به اینکه در سالهای تازهسپریشده دولت و مجلس برای افزایش حقوق کارگران و مستمریبگیران نیز از این راهبرد و اعداد استفاده کردهاند میتوان تصور کرد افزایش رشد مزد آنها نیز در همین دامنه قرار گیرد. اگر این اتفاق رخ دهد یعنی میلیونها میلیون خانواده مزد و حقوقبگیران بازهم در وضعیت از دست دادن قدرت خرید بیشتر قرار میگیرند.
آیا میتوان باور کرد این خانوادهها و نیز بیکاران و دهقانان خردهپا و نیز پیشهوران جزء بتوانند باز هم از سفره خود چیزی بردارند یا هزینههای آموزش و تفریح را بهسوی صفر حرکت دهند؟ در این صورت آیا پدران نزد فرزندان همان احترام سابق را خواهند داشت؟
واقعیت این است که اگر چنین شود شرم ملی بر این سرزمین استیلا مییابد و در کنار افسوس ملی جای میگیرد. شاید دولت بپرسد راهحل چیست؟ راهحل را دولت و نهادهای حاکمیتی باید بیابند.
اما اگر از کارشناسان و اقتصاددانان پرسیده شود آنها سالهاست میگویند روزنههای بسته شده بر اقتصاد ایران و ایرانیان را باز کنید تا پول و سرمایه و درآمد به کشور سرازیر شود. اینقدر هم نگویید در دوره برجام باز شد ولی چیزی نشد.
آیا مقامهای مسوول حاضرند در وضعیت شرمندگی ناتوانی برای آمادهسازی یک زندگی حداقلی قرار گیرند؟ درباره افزایش پایه حقوق و مزد باید دگرگونی بنیادین صورت گیرد. مردم دیگر گول مهار تورم را نمیخورند.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.