معمای شاغلان فقیر در تله وابستگی
ساعت 24 - تحلیل وضعیت فعلی ما را به این نکته میرساند که فقر در ایران در حال تغییر ماهیت از یک پدیده پولی به پدیدهای زیستی است. وقتی نزدیک به چهار میلیون مورد حمایت مستمر در کشور ثبت میشود، یعنی ما با پدیدهای به نام تله وابستگی روبهرو هستیم.
در این وضعیت، حتی اگر شغلی ایجاد شود، به دلیل پایینبودن نرخ دستمزد نسبت به هزینههای نجومی زندگی، فرد باز هم توان خروج از این چرخه را ندارد. ما با پدیده شاغلان فقیر مواجه هستیم؛ انسانهایی که تماموقت کار میکنند، اما در پایان ماه همچنان برای تامین حداقلهای زندگی نیازمند حمایت نهادهای رفاهی هستند.
در چنین ساختاری، یارانهها و مستمریهای خُرد، بیشتر نقش ضربهگیر سقوط را ایفا میکنند تا نردبان صعود. این حمایتها مانع از فروپاشی کامل زیستی میشوند، اما راهی به سوی توانمندسازی باز نمیکنند و فرد را در وضعیتی میان بقا و نیستی معلق نگه میدارند.
همچنین تورم روستایی در سالهای اخیر چنان شتابی گرفته که حاشیه امنیت روستانشینان را از بین برده است. این یعنی فقر روستایی به مرحلهای از اشباع رسیده که تنها راه بقا را در مهاجرت به حاشیه شهرها میبیند. حاشیهنشینی در ایران امروز، محصول مستقیم شکست اقتصاد روستا در برابر غول هزینههاست.
در واقع آمارهای سال ۱۴۰۳ زنگ خطری است برای هر سیاستی که آینده را پیشخور روزمرگی کرده است. فقر امروز، دیگر فقط به معنای کمبود پول در کیف پول نیست، بلکه به معنای سلب تدریجی حق رویاپردازی، تحصیل و زیست سالم و تداوم چرخه فقر بیننسلی در سالهای آینده است.
در واقع، جامعهای که در آن میلیونها خانوار برای بقای روزمره به نهادهای حمایتی چشم دوختهاند و بیش از ۴۵ میلیون نفر در سیستمهای بیمهای لرزان عضو هستند، در حال از دست دادن ارزشمندترین دارایی خود یعنی تحرک اجتماعی است.
تحرک اجتماعی همان چیزی است که به یک فرزند کارگر یا کشاورز اجازه میدهد با تکیه بر استعداد و آموزش، به مراتب بالای علمی و اقتصادی برسد. اما وقتی فقر به تمام زوایای زندگی از سفره تا کلاس درس و از مطب پزشک تا سقف بالای سر نفوذ میکند، این موتور محرک از کار میافتد. فقر در ایران ۱۴۰۳ به یک لایه ضخیم از رسوب اقتصادی تبدیل شده که اجازه نمیدهد نور امید به لایههای زیرین جامعه برسد.
شرق
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.