مسیرهای برون رفت از تله پیچیدگی
ساعت 24 - حسام الدین آشنا رئیس پیشین مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، در یک سخنرانی در پژوهشکده مطالعات راهبردی گفته که «دوران جنگ، فارغ از نتیجه میدانی، یک آزمون ادراکی بود — نه فقط آزمون توان نظامی، بلکه آزمون اینکه مردم، حاکمیت و دشمن چه تصویری از یکدیگر داشتند و این تصویر در آتش جنگ چگونه تغییر کرد. ». بخشهایی از سخنان وی را به نقل از خبرانلاین میخوانید:
من اهل نسخه نویسی ساده برای مسائل پیچیده نیستم، اما در این جلسه میتوان سه توصیه روشن را طرح کرد.
نخست، اصلاح چرخه اطلاعاتی ـ تصمیمی. کشور نیازمند سازوکاری است که ارزیابیهای دقیق، حتی اگر تلخ و ناخوشایند باشند، به بالاترین سطوح تصمیم گیری برسند. اطلاعات نباید برای تایید پیش فرضها تولید شود. ارزیابی امنیتی اگر به ابزار رضایت بخشی نهادی تبدیل شود، خطرناک است. باید روشن شود کجا خطای شناختی داشتیم، کجا خطای اطلاعاتی، کجا خطای هماهنگی، و کجا خطای روایت.
دوم، مدیریت آتش بس با هشیاری راهبردی. این دوره باید به دوره بازسازی همزمان توان دفاعی، اقتدار اقتصادی، انسجام اجتماعی و ظرفیت دیپلماتیک تبدیل شود. اگر فقط زیرساخت فیزیکی ترمیم شود اما اعتماد عمومی، حافظه نهادی و نظم تصمیم گیری ترمیم نشود، ما فقط ظاهر کشور را بازسازی کردهایم، نه قدرت ملی را.
سوم، بازگشت به مردم؛ نه در شعار، بلکه در سازوکار. مردم را نباید فقط در لحظه تهدید فراخواند و در لحظه تصمیم کنار گذاشت. جمهوریت، اگر درست فهم شود، نه مانع امنیت، بلکه پشتوانه امنیت است. اگر طراحی دشمن بر شکاف میان مردم و حاکمیت بنا شده باشد، مهمترین پاسخ راهبردی، ترمیم همان شکاف است. این ترمیم با تبلیغات انجام نمیشود؛ با افزایش معنادار حق انتخاب، گردش مستمر نخبگان، صداقت خبری، کاهش تبعیض، و پذیرش نقد انجام میشود.
هیچ راهبرد پساجنگی بدون جامعه دوام نمی آورد. جامعهای که هزینه داده، باید در فهم آینده شریک شود. مردم فقط مخاطب پیام نیستند؛ بخشی از امنیت ملی اند. در پساجنگ، حکمرانی باید از «مدیریت افکار عمومی» به «بازسازی رابطه با جامعه» عبور کند. این تفاوت کوچک نیست؛ اولی تکنیک ارتباطی است، دومی پروژهای ملی است.
جنگ به ما نشان داد که ایران هنوز از ظرفیت بقا، انعطاف و ایستادگی برخوردار است. این سرمایه کوچکی نیست. اما همین سرمایه اگر درست مصرف نشود، میتواند به غرور تبدیل شود؛ و غرور، مقدمه غافل گیری بعدی است.
درس راهبردی جنگ این نیست که فقط قوی تر شویم؛ درس راهبردی جنگ این است که قدرت را کامل تر بفهمیم. قدرت فقط توان ضربه زدن نیست؛ توان دوام آوردن، تصمیم گرفتن، توضیح دادن، ترمیم کردن و قانع کردن نیز هست.
بنابراین، اگر بخواهم در یک جمله بگویم، مسئله امروز ایران عبور از آتش بس به صلح نیست؛ عبور از واکنش به راهبرد است. این گذار زمانی ممکن میشود که نهادهای قدرت از رقابت بر سر تفسیر گذشته، به همکاری برای ساختن آینده برسند. جنگ، ظرفیت بقا را نشان داد؛ پساجنگ باید ظرفیت حکمرانی را نشان دهد.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.