پساجنگ در ایران: گسل اجتماعی و ابر تورم
ساعت 24-جامعهای که لایههای مختلف آن در فشار بیسابقه بحران معیشتی و معضلات اجتماعی به «انفجار عاطفی» رسیده، دیگر با اصلاحات قطرهچکانی اقناع نمیشود. مطالبه اصلی مردم، «کارآمدی ساختار» و برخورداری از زندگی معمولی است.
جامعهای که لایههای مختلفش در فشار بیسابقه بحران معیشتی و معضلات اجتماعی به «انفجار عاطفی» رسیده، دیگر با اصلاحات قطرهچکانی اقناع نمیشود. مطالبه اصلی مردم، «کارآمدی ساختار» و برخورداری از زندگی معمولی است. به باور نویسندگان این گزارش اگر نتوانند بین بقای خود و ضرورت تغییرِ رویکرد به نفع عدالت اجتماعی تعادل پایدار ایجاد کند، صلح با خارج الزاما به ثبات داخلی منجر نمیشود و ممکن است به شکاف ها دامن بزند.
در فضاهای عمومی دو دیدگاه متضاد وجود دارد: عدهای خواهان بازگشایی فضای سیاسیاند و در مقابل افرادی چون سعید آجرلو با تکیه بر پایان افسانه ایرانِ ضعیف بر طبل خودکفایی و توسعه در سایه استقلال سیاسی میکوبند. جدال اصلی در تقابل این دو دیدگاه نهفته است: یکی بر ضرورتِ «تغییر ساختاری» تمرکز دارد و دیگری بر «تداوم استقلال پرهزینه» پای میفشارد.
[سعید آجورلو تحلیلگر سیاسی اصولگرا، مدرس دانشگاه و مدیرمسئول روزنامه «صبحنو» است. او که به طیف محمدباقر قالیباف نزدیک است، در تحلیلهایش بر مفاهیمی چون «نواصولگرایی»، «عقلانیت انقلابی» و قدرت توازنبخش ایران در منطقه تاکید دارد و معتقد به پیشبرد سیاست خارجی از موضع قدرت و تثبیت دستاوردهای راهبردی است.]
تحقق این برنامهها در گرو تصمیم دونالد ترامپ برای پایاندادن به محاصره اقتصادی است. با این همه، حتی لغو تحریمها هم بهسختی میتواند بخشی از خسارت ۲۷۰ میلیارد دلاریِ واردشده به زیرساختها، مدارس و صنایع را جبران کند.
فواد حبیبی (جامعهشناس) هشدار میدهد «ریشههای اعتراضات دیماه در پی جنگ عمیقتر شده است. به گفته او، محاصره دریایی و فیلترینگ اینترنت، افزون بر جهش قیمتها، دستکم 2 میلیون نفر را بیکار کرده است. در جامعهای که کانال رسمی برای بیان اعتراض وجود ندارد، هر رویدادی میتواند به بحرانی تبدیل شود. »
[فواد حبیبی، جامعهشناس، مترجم و پژوهشگر سیاسی و اجتماعی است. شهرت او بیشتر به خاطر تالیف و ترجمه آثار کلیدی در زمینه فلسفه سیاسی (بهویژه آراء اسپینوزا، آلتوسر و نگری) و تحلیل تضادهای طبقاتی است. او بر مفاهیمی چون قدرت تودهها، دموکراسی رادیکال و نقد ساختارهای سلطه تمرکز دارد. ]
حتی اگر جنگ پایان یابد، اقتصاد ایران با مشکلاتی کمسابقه مواجه خواهد شد؛ تورم مواد غذایی در اردیبهشت به ۱۳۰ درصد رسید که سنگینترین جهش قیمت از زمان جنگ جهانی دوم توصیف میشود.
بهای گوشت و مرغ نیز ۱۷۶ درصد افزایش یافته و کارشناسان هشدار میدهند حذف لبنیات از سبد خانوار میتواند به گسترش سوءتغذیه و اختلال در رشد کودکان منجر شود.
محمدجواد آذری جهرمی در کانال تلگرامیاش نوشته: «بمب بعدیِ ترامپ و نتانیاهو، باروت نیست؛ تورم است که سفره مردم را هدف میگیرد. آیا پدافند اقتصادی کشور آماده است؟»
همزمان، مسعود پزشکیان ماموریت یافته امور داخلی دولت را سروسامان دهد و پیوسته درباره ضرورت حفظ انسجام و وحدت اجتماعی هشدار میدهد. در کنار فشارهای اقتصادی، بحران انرژی نیز ابعاد نگرانکنندهای یافته است؛ بهگونهای که با وجود تکذیبهای رسمی، آرش نجفی (رئیس کمیسیون انرژیِ اتاق بازرگانی) از شهروندان خواسته خود را برای دو ساعت خاموشی روزانه آماده کنند. [موضوع خاموشی 2ساعته تکذیب نشده و هشداری جدی است. آرش نجفی صراحتاً اعلام کرده به دلیل ناترازی شدید و نیاز به تامین برقِ پتروشیمیهای آسیبدیده از جنگ، احتمالاً تابستان امسال شاهد قطعیهای مستمر و روزی ۲ ساعته در بخشهای خانگی، تجاری و اداری خواهیم بود. البته مقامات دولتی (مانند معاون برق و انرژی وزارت نیرو) معمولاً با لحنی ملایمتتر صحبت میکنند و میگویند «سعی میکنیم محدودیتها را کاهش دهیم» اما خود معاون وزیر نیز گفته: «با اطمینان نمیتوانم بگویم خاموشی نخواهیم داشت».]
رفع تدریجی فیلترینگ، صدای اعتراضات را بازگردانده و تندروهای مجلس را برای استیضاح وزیر ارتباطات (سید ستار هاشمی) به صف کرده است.
در این فضای پرتنش، رحیم قمیشی (فعال سیاسی) مینویسد: «ما از قایقی شکسته نجات یافتهایم، اما نمیتوانیم به فقر، برخوردهای سیاسی و سلب حق تعیین سرنوشت تن بدهیم؛ سیر کردن شکم نباید بزرگترین دغدغه زندگی باشد. »
[رحیم قمیشی، از رزمندگان و آزادگان جنگ تحمیلی، فعال سیاسی و دیدهبان حقوق بشر است که عمدتاً بر محورهای عدالتخواهی، مبارزه با اعدامهای سیاسی و حق تعیین سرنوشت تمرکز دارد. ]
در جبهه اقتصاد نیز آلبرت بغزیان هشدار میدهد «تزریق ۱۲ تا ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای آزادشده، در ساختاری چنین ناکارآمد، معجزه نخواهد کرد؛ چرا که بدون برنامهریزی و مبارزه با فساد، این منابع نیز مانند گذشته هدر خواهند رفت.»
[دکتر آلبرت بغزیان، اقتصاددان و عضو هیات علمی دانشگاه تهران (پردیس بینالمللی کیش) است. او در تحلیلهایش عمدتاً بر موضوعات تورم، فقر، ناترازی بودجه و نقد سیاستهای «شوکدرمانی» تمرکز دارد و بر لزوم شفافیت در ردیفهای بودجهای و مهار تورم برای حمایت از اقشار کمدرآمد تاکید میکند. ]
موسی غنینژاد، اقتصاددان در هفته جاری به این معضل اشاره کرد و گفت: «مشکل اصلی اقتصاد ایران، سیطره حکمرانی دستوری بر حکمرانی قانونمدار است؛ یعنی تصمیمات نه بر اساس قوانین شفاف و پایدار، که بر مبنای مصلحتسنجیهای کوتاهمدت و ملاحظات سیاسی اتخاذ میشوند. » در همین راستا، حزب اتحاد ملت (از جریانهای اصلی اصلاحطلب) با انتشار نامهای سرگشاده به دکتر پزشکیان، خواستار گشایش فضای سیاسی شد.
سپاه و رهبری سیاسی ایران در فاصله جنگِ ۱۰ روزه ۱۴۰۳ تا شروع مجدد نبرد در بهمن ۱۴۰۴، نشان دادند قادرند برای جنگ سازماندهی مجدد کنند. اما اکنون آزمونی حیاتی در پیش است. آیا توان سازمان دهی برای حل مشکلات داخلی و بینالمللی برای «صلحِ پساجنگ» هم هست؟ اگر پس از پایان جنگ، محاصره اقتصادی ادامه یابد و راهی برای ورود سرمایه، تکنولوژی و منابع بازسازی گشوده نشود، مشکلات ترمیم نخواهند شد؛ بلکه به بخشی از زندگی روزمره بدل میگردند.
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.