سرمایهگذاری 300 میلیارددلاری سراب است
ساعت 24- آقای عباس عراقچی وزیر خارجه کشورمان در توضیح همین قسمت از بند اول تفاهمنامه پیشتر گفته بود: «مهمترین موضوعی که [در تفاهم] اتفاق میافتد اعلام خاتمه جنگ است... خاتمه جنگ در لبنان بخش جداییناپذیر از خاتمه کامل جنگ است و خاتمه جنگ مشمول خاتمه اشغال هم میشود و بدون عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از زمینهایی که در این جنگ اشغال کرده، خاتمه جنگ کامل نشده است.."
با این حساب بند اول تفاهمنامه میان دو دولت ایران و آمریکا چه از نظر تهدید ایران به بمباران و چه از نظر اشغال و حمله به لبنان بهصورت کامل نقض شده است و وزیر خارجه ایران نیز در سخنان خود این نقض را تصریح کردهاند. همچنین لازم به ذکر است طبق بند 13 این تفاهمنامه: «منوط به شروع اجرای بندهای 1، 4، 5، 10 و 11 این یادداشت تفاهم و تداوم اجرای این اقدامات، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مذاکرات درخصوص توافق نهائی را منحصراً در مورد بقیه بندها آغاز خواهند کرد. »
از آنجایی که بند 1 یادداشت تفاهم اساساً از روز اعلام تفاهم و سپس امضای آن اجرا نشده است؛ پس هیچ مذاکرهای درخصوص توافق نهائی درباره بقیه بندها نباید انجام شود. با توجه به نقض اساسی بند اول تفاهمنامه، ایران میتواند تعهد خود ذیل بند 5 مبنیبر اتخاذ ترتیبات عبور امن کشتیهای تجاری از تنگه هرمز بدون دریافت هزینه (برای 60 روز) را متوقف کند. در این زمینه دولت ایران باید به دولت آمریکا نشان دهد نقض فقط یک بند از یادداشت تفاهم به منزله نقض کل آن است. یا تمام مفاد یادداشت تفاهم با تمام شروط آن اجرا خواهد شد و یا هیچ یک از مفاد آن اجرا نخواهد شد. مقامات آمریکایی در همین روزهای اندکی که از امضای تفاهمنامه گذشته اظهارات عجیب دیگری نیز مطرح کردهاند. برای نمونه «جیدیونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا پای برنامه موشکی ایران را در توافق نهائی به میان کشید و گفت: «انتظار داریم طبق توافق نهائی ایرانیها نتوانند موشکهای خود را توسعه دهند. » اظهارات ونس در حالی است که طبق بند 13 تفاهمنامه «مذاکرات درخصوص توافق نهائی منحصراً در مورد بندهای یادداشت تفاهم است.» و در هیچ کجای یادداشت تفاهم سخنی از برنامه موشکی ایران به میان نیامده است. این اظهارات زیادهخواهانه، هیچکدام با پاسخ درخور از جانب همتایان ایرانی، مقامات آمریکایی مواجه نبوده است. در این میان آنچه ممکن است منجر به خطای محاسباتی مسئولان ایرانی شود؛ طعمهای است که آمریکا با عنوان «آزادسازی اموال بلوکهشده» و «برنامه بازسازی ایران با تامین مالی 300 میلیارد دلاری» بر سر قلاب گذاشته است. تجربههای پیشین جمهوری اسلامی بهخصوص خسارت محض برجام به ما میگوید کارکرد این وعدههای نسیه فقط در ایجاد تردید میان مسئولان و در نتیجه کشاندن ایران به مسیر مدنظر آمریکاست. «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا یک روز پس از امضای تفاهمنامه در اظهاراتی کاملاً صریح گفت: «هیچگونه کمک مالی یا امتیاز اقتصادی، حتی ۱۰ سنت، در اختیار تهران قرار نخواهد گرفت... هیچگونه منابع مالی در اختیار ایران قرار نخواهد گرفت و واشنگتن سیاست فشار اقتصادی خود را ادامه خواهد داد. »
پیش از ترامپ معاونش نیز اظهاراتی مشابه را مطرح کرده بود. «جیدیونس» 27 خرداد 1405 در مصاحبه با فاکسنیوز گفت: «ما تحت هیچ شرایطی هیچ پولی به ایران پرداخت نخواهیم کرد. » دو روز بعد «ونس» حتی موضعی فراتر از این داشت و گفت نهتنها آمریکا هیچ پولی به ایران نمیدهد بلکه تا تغییر رفتار ایران اجازه نمیدهد هیچ کشوری در ایران سرمایهگذاری کند. «آزادسازی اموال بلوکهشده» و «برنامه بازسازی 300 میلیارد دلاری ایران» (در حالی که ارزش سرمایهگذاری مستقیم آمریکا در سراسر غربآسیا تا پایان سال ۲۰۲۴ کمی بیش از 90 میلیارد دلار بوده) سرابی است که ساکنان کاخ سفید در برابر دولتمردان ایران گذاشتهاند تا آنها را به تغییر رفتار همسو با منافع خود بکشانند. اکنون و با گذشت سه روز از امضای یادداشت تفاهم میان دو دولت ایران و آمریکا صحنه بهاندازه کافی روشن است. آنچه درباره آینده این تفاهمنامه قطعی بهنظر میرسد این است که این تفاهمنامه اصلاً آیندهای برای ایران ندارد. دشمن مشغول آزمودن اراده ماست.
اراده قاطع ما در حمله بیملاحظه به اهداف و منافع آمریکایی- صهیونی در منطقه، دشمن را در جنگ رمضان عقب راند و اکنون نباید اجازه داد دشمن شکست خورده و عقبزده شده با سستکردن اراده ما در پناه یک تفاهمنامه نقضشده پیشروی کند.
سید محمدعماد اعرابی
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.