رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 663284

فاجعه سقوط نرخ مسارکت اقتصادی زنان درایران

ساعت 24 - آمارهای پایان سال ۱۴۰۴ گویای آن است که با روندی از کاهش نرخ مشارکت اقتصادی (به زیر ۴۰ درصد برای اولین بار در سال‌های اخیر) مواجه هستیم و با نرخ مشارکت نزدیک به ۳۸ درصد، ایران در میان یکی از کشورهای با نرخ مشارکت اقتصادی بسیار پایین قرار گرفته است. نرخ مشارکت اقتصادی زنان از 17 به 12 درصد رسیده است که فاجعه به حساب می آید.





وی افزود: در زمستان سال ۱۴۰۴ در مقایسه با زمستان ۱۴۰۳ فرصت‌های شغلی کاهش داشتند. در دولت مرحوم رئیسی ادعا می‌شد که سالی یک میلیون شغل ایجاد می‌شود، در صورتی که در مجموع باوجود بیکارسازی‌ها شغلی ایجاد نشد. در مورد زنان، طی سه سال اخیر ۲۰۰ هزار کاهش فرصت شغلی داشتیم و برای مردان باوجود بیکارشدگان، در مجموع فقط ۱۰۰ هزار فرصت شغلی اضافه شده است.

کریمی اضافه کرد: اتفاقی که در سال ۱۴۰۴ افتاد این بود که علاوه بر جنگ تیرماه و شوک آن، بحث قطع برق و گاز بنگاه‌های اقتصادی و کاهش ظرفیت تولید بنگاه‌های اقتصادی را هم داشتیم. هم اکنون نیز به شهرک‌های صنعتی گفته شده که از آغاز تابستان باید یک روز کاری در هفته از برق استفاده نکنند و عملاً تعطیل باشند. قاعدتاً در چنین شرایطی، ظرفیت تولید صنعتی کشور افزایش نمی‌یابد. در نتیجه تقاضا برای نیروی کار جدید نیز افزایش نخواهد یافت.

این استاد دانشگاه مازندران ادامه داد: در بازار کار، اولین قربانی تعدیل، زنان شاغل هستند. در سال ۱۴۰۳ تعدیل نیروی کار به شکل گسترده در اولین موج خود شروع شد. بسیاری از بیمه‌شدگان اصلی از ۱۴۰۳ تا امروز بیکار شده‌اند که جمعیت خالص آن حداقل ۱۵۰ هزار نفر است. زنان بیکار شده در این سه موج که در این سه سال پیاپی دیدیم، عمدتاً به زنان خانه‌دار بدل شدند. زن‌ها به صورت سنتی وقتی بیکار می‌شوند، در سیستم آماری کشور ذیل زن خانه‌دار یا دانشجو دسته‌بندی شده و از ذیل محاسبه نرخ بیکاری خارج می‌شوند و جمعیت انبوه غیرفعال اقتصادی که فاقد مشارکت اقتصادی هستند را افزایش می‌دهند؛ در مقابل اما مردان در زمان بیکاری حتی ناچار به دست‌فروشی، رانندگی یا هر کار دیگری برای گذران زندگی خانواده هستند و نمی‌توانند باوجود بیکاری «غیر فعال» محسوب شوند.

این کارشناس اقتصاد اشتغال تصریح کرد: علاوه بر همه این‌ها، بازار کار در بسیاری از حوزه‌های کشور به ویژه در استان‌های سنتی‌تر، به شدت مردانه است. بسیاری از بیکاران به دلیل جستجوی طولانی مدت شغل مناسب، عملاً به مرور ذیل جمعیت فاقد مشارکت اقتصادی دسته‌بندی شده و از آستانه بازار کار به عنوان بیکار خارج می‌شوند.
وقتی نرخ مشارکت اقتصادی کاهش می‌یابد، یک روند ثابت رخ می‌دهد و آن این است که زنان و جوانان تحت عنوان جمعیت غیرفعال به‌عنوان دانشجو و خانه‌دار یا پشت کنکوری یا فرد در آستانه ازدواج، از جمعیت بیکار به جمعیت فاقد مشارکت اقتصادی (غیرفعال) تبدیل می‌شوند.

وی تاکید کرد: در واقع در محاسبه مشارکت اقتصادی، از مخرج کسر شما چیزی کم و زیاد نمی‌شود، اما با کوچک شدن صورت کسر، کل رقم مشارکت اقتصادی شما کاهش می‌یابد. نرخ بیکاری با وجود این نرخ مشارکت اقتصادی، افزایش نشان نداده و واقعیت بازار کار را نشان نخواهد داد.
در این میان مردان هر شغلی را به دلیل نان‌آور بودن، در این روزها می‌پذیرند. در مقابل نرخ مشارکت اقتصادی زنان که تا سال گذشته عدد بسیار بد ۱۷ درصد بود، در طی یکسال با کاهش ۵ درصدی به میزان وحشتناک ۱۲ درصد رسیده که برای یک اقتصاد بزرگ یک فاجعه محسوب می‌شود.

کریمی خاطرنشان کرد: تصور کنید در یک شهر کوچک، نرخ مشارکت اقتصادی زنان ۲ درصد باشد و طبیعتاً می‌دانید که چنین شهرها یا بخش‌های کوچکی در کشور وجود دارند. اگر در آن شهر کارخانه تولید مواد غذایی ایجاد شود و اعلام شود فقط نیروی کار زن جذب می‌کنیم، هزاران نفر در برابر آن کارخانه صف می‌کشند؛ این درحالی است که بسیاری از آن‌ها قبلاً خانه‌دار حساب می‌شدند.
در واقع چون در آمارها محسوب نمی‌شوند، در مقابل دیدگان ما هم قرار ندارند. این نشان می‌دهد که رکود باعث ناامیدی افراد در ورود به بازار کار می‌شود، اما همه این افراد غیرفعالِ ناامید، در صورت وجود فرصت شغلی در وضعیت رونق، فوراً شاغل می‌شوند. نرخ مشارکت در یک بازه طولانی مدت از ۴۶ درصد به ۳۸ درصد رسیده که مستقیماً ناشی از دوره طولانی رکود در اقتصاد ایران است.

این کارشناس اشتغال و بازار کار تشریح کرد: در بحث مهارت نیز، می‌توان آسیب‌شناسی قابل توجهی درباره اثر آن بر نرخ مشارکت اقتصادی داشت. برای جمعیت نیروی کار با سواد و مهارت متوسط در کشور، یک خلاء جدی در بازار کار وجود دارد که باعث ناامیدی و تبدیل شدن از بیکار به «غیرفعال اقتصادی» می‌شود.
از طرفی ما جمعیت بالای نیروی کار ساده و فاقد سواد کافی را داریم که همواره به دلیل سنتی بودن بسیاری از محیط‌های اقتصادی کشور، برایشان کار وجود دارد و تقاضای آن‌ها در بازار بیش از عرضه است. این موضوع برای نیروی کار بسیار ماهر و کاملاً باسواد نیز وجود دارد و جمعیت آنان نیز بسیار کم است و تقاضای آن بسیار بالاست. در این میان مشکل نیروی کار نیمه ماهر است که نه می‌تواند به راحتی مهاجرت کند و نه انتظاراتش به‌عنوان فرد تحصیل کرده که توانایی‌هایی هم دارد، با وضعیت بازار کار تناسب دارد.

فاجعه سقوط نرخ مسارکت اقتصادی زنان درایران
نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها