مذاکرات با آمریکا طولانی خواهد بود
ساعت 24 - اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده آمریکا در اوایل ژوئیه ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵)، بار دیگر توجه محافل سیاسی و رسانهای را به رویکردهای تقابلی او جلب کرده است. وی به تازگی مدعی شد: «همه مقامات ایران در یک محل حضور داشتند و با یک شلیک میتوانستم همه آنها را از بین ببرم، اما چنین کاری نکردم.»
علیاصغر زرگر در ارزیابی اظهارات اخیر ترامپ به فرارو گفت: «یکی از خطاهای رایج در تحلیل رفتار ترامپ، تفسیر تحتاللفظی و مستقیم تمامی مواضع اوست. ترامپ طی سالهای گذشته به وضوح نشان داده است که سیاست خارجی خود را نه بر پایه دیپلماسی کلاسیک، بلکه بر اساس ایجاد شوک، غافلگیری و تحمیل هزینه روانی بر طرف مقابل پیش میبرد. » این تحلیلگر سیاسی تاکید کرد: « تهدیدهای مکرر ترامپ را باید بخش مهمی از فرآیند چانهزنی دانست، نه الزاماً نشانهای از یک تصمیم قطعی برای آغاز جنگ. او میکوشد با بهرهگیری از زبان تهدید، سقف مطالبات آمریکا را بالا ببرد تا در میز مذاکرات، دست برتر را در اختیار داشته باشد. » وی افزود: «دولتهای غربی سالهاست تلاش میکنند امنیت این آبراه استراتژیک را از انحصار بازیگران منطقهای خارج کرده و آن را به سازوکارهای بینالمللی گره بزنند. اما از نگاه تهران، پذیرش چنین رویکردی در نهایت به کاهش نقش و نفوذ ایران در مهمترین گذرگاه انرژی جهان منجر خواهد شد. نکته حائز اهمیت این است که حتی گسترش حضور نظامی آمریکا و متحدانش در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز الزاماً نمیتواند این معادله را تغییر دهد. » این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «ویژگیهای ژئوپلیتیکی خاص تنگه هرمز به گونهای است که هرگونه تنش در این منطقه، پیامدهایی بسیار فراتر از حضور یا عدم حضور نیروهای خارجی به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل، فشار نظامی هرگز نمیتواند جایگزین مناسبی برای یک راهحل سیاسی باشد. » مذاکراتی فراتر از پرونده هستهای
این تحلیلگر حوزه سیاست خارجی در تشریح روند پیشبرد مذاکرات تصریح کرد: «برخلاف تصور رایج، مذاکرات احتمالی آینده صرفاً درباره میزان غنیسازی اورانیوم یا تعداد سانتریفیوژها نخواهد بود. پرونده هستهای اکنون تنها یکی از اضلاع یک معادله بسیار بزرگتر است؛ معادلهای چندوجهی که موضوعات کلیدی دیگری همچون نفوذ منطقهای ایران، امنیت خلیج فارس، لغو تحریمها و سازوکارهای بازدارندگی را نیز در بر میگیرد. »
وی ادامه داد: «در چنین شرایط پیچیدهای، انتظار دستیابی به یک توافق سریع و آسان چندان واقعبینانه نیست. عمق اختلافنظرهای دو طرف بسیار بیشتر از آن است که در چند دور مذاکره برطرف شود. با این حال، همین پیچیدگی بالا، اهمیت تداوم گفتوگوها را دوچندان میکند؛ چرا که جایگزین آن، تشدید تنشها و ورود به چرخهای از بحرانهای کنترلناپذیر خواهد بود. »
زرگر با اشاره به متغیرهای اجتماعی و داخلی گفت: «یکی از تحولاتی که شاید در محاسبات کشورهای غربی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، تقویت احساس همبستگی ملی در ایران طی ماههای اخیر است. هر اندازه فشارهای خارجی افزایش یافته، حساسیت جامعه نسبت به موضوع حفظ حاکمیت ملی نیز بیشتر شده است.»
وی تاکید کرد: «تصور اینکه بتوان از طریق اعمال فشارهای خارجی، تحریک شکافهای داخلی یا حمایت از جریانهای تجزیهطلب، ایران را به عقبنشینی وادار کرد، با واقعیتهای اجتماعی کشور همخوانی ندارد. تجربههای تاریخی ثابت کرده است که تهدیدهای بیرونی، در بسیاری از موارد بیش از آنکه موجب واگرایی شوند، به افزایش چشمگیر انسجام داخلی منجر شدهاند. » چرا جنگ گزینه مطلوب هیچکس نیست؟ این استاد دانشگاه در خصوص گمانهزنیها درباره احتمال وقوع جنگ اظهار داشت: «اگرچه ادبیات سیاسی و دیپلماتیک دو طرف همچنان تند و پرتنش به نظر میرسد، اما واقعیتهای راهبردی حکایت از شرایط دیگری دارند. ایالات متحده در حال حاضر با مجموعهای از چالشهای اقتصادی، رقابت استراتژیک با چین، بحرانهای داخلی و همچنین هزینههای سنگین مداخلات نظامی گذشته خود روبهرو است.»
وی تصریح کرد: «ورود به یک جنگ گسترده با ایران، نه تنها هیچ دستاورد مشخصی برای واشنگتن به همراه نخواهد داشت، بلکه میتواند کل معادلات امنیتی خاورمیانه را از کنترل خارج کند. » زرگر افزود: «در نقطه مقابل، ایران نیز به خوبی بر این امر واقف است که هرگونه درگیری نظامی مستقیم، هزینههای اقتصادی و امنیتی قابلتوجهی به دنبال خواهد داشت. همین درک مشترک از هزینههای ویرانگر جنگ، مهمترین عاملی است که هر دو طرف را ــ با وجود تمامی اختلافات ــ به سمت مذاکره سوق میدهد. »
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.