رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 663480

دلارهای بلوکه شده ایران درغبار

ساعت ۲۴ ر-احتمال آزادسازی دلارهای بلوکه‌شده ایران بار دیگر به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصاد کشور تبدیل شده است؛ متغیری که می‌تواند هم بر بازار ارز اثر روانی بگذارد و هم قدرت بانک مرکزی برای تامین ارز واردات، کالاهای اساسی، مواد اولیه و مدیریت انتظارات تورمی را افزایش دهد. با این حال، اهمیت این موضوع فقط در رقم منابع آزادشده نیست، بلکه در میزان دسترسی واقعی ایران به این منابع، نحوه مصرف آن‌ها و پایداری مسیر بانکی و تجاری پس از آزادسازی است.

دلارهای بلوکه شده ایران درغبار

برآوردهای مطرح‌شده از منابع مسدودشده ایران متفاوت است. در روایت‌های داخلی، رقم حدود ۲۴ میلیارد دلار برای بخشی از دارایی‌های بلوکه‌شده اعلام شده، در حالی که گزارش‌های خارجی از آزادسازی احتمالی حدود ۱۲ میلیارد دلار در مرحله اولیه و توافق‌هایی در سطح چند میلیارد دلار با برخی کشورهای منطقه خبر می‌دهند. این اختلاف عددها نشان می‌دهد پرونده دارایی‌های بلوکه‌شده ایران یک موضوع ساده بانکی نیست، بلکه به مذاکرات سیاسی، تحریم‌ها، کانال‌های پرداخت، فروش نفت و اعتماد طرف‌های خارجی گره خورده است. از نگاه اقتصادی، آزادسازی این منابع می‌تواند در کوتاه‌مدت به کاهش التهاب بازار ارز کمک کند، اما بعید است به‌تنهایی مشکل تورم یا ناترازی‌های اقتصاد ایران را حل کند. اثر واقعی آن زمانی مشخص می‌شود که منابع آزادشده به شکل قابل استفاده، پایدار و بدون محدودیت جدی در اختیار سیاست‌گذار پولی قرار گیرد و هم‌زمان مسیر درآمدهای ارزی جدید از محل صادرات نفت و تجارت خارجی نیز تقویت شود.

از ۶ تا ۲۴ میلیارد دلار، کدام رقم واقعی‌تر است؟ پرونده دلارهای بلوکه‌شده ایران با یک عدد واحد قابل توضیح نیست. در هفته‌های اخیر، ارقام متفاوتی از منابع مسدودشده ایران مطرح شده است؛ از ۶ میلیارد دلار منابع مرتبط با قطر تا گزارش‌هایی درباره آزادسازی احتمالی حدود ۱۲ میلیارد دلار در مرحله اولیه و حتی عدد ۲۴ میلیارد دلار در برخی روایت‌ها. همین اختلاف عددها نشان می‌دهد موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده ایران بیش از آنکه یک پرونده ساده مالی باشد، به مذاکرات سیاسی، محدودیت‌های تحریمی و کانال‌های بانکی بین‌المللی گره خورده است. در گزارش‌های منتشرشده، بخشی از این منابع مربوط به درآمدهای نفتی و ذخایر ارزی بانک مرکزی است که طی سال‌های تحریم در بانک‌های خارجی باقی‌مانده‌اند. بنابراین، وقتی از آزادسازی منابع صحبت می‌شود، باید میان «رقم اسمی دارایی‌ها» و «رقم قابل استفاده در اقتصاد ایران» تفاوت گذاشت. ممکن است روی کاغذ چند ده میلیارد دلار دارایی وجود داشته باشد، اما همه آن به‌صورت نقد، فوری و بدون محدودیت در اختیار سیاست‌گذار قرار نگیرد. از نگاه کارشناسی، عدد مهم‌تر برای اقتصاد ایران، رقمی است که بتواند واقعاً وارد چرخه تامین ارز شود؛ یعنی منابعی که بانک مرکزی بتواند از آن برای واردات کالاهای اساسی، مواد اولیه، دارو، نیازهای صنعتی یا مدیریت بازار ارز استفاده کند. به همین دلیل، اثر اقتصادی آزادسازی منابع فقط با اعلام رقم‌های بزرگ مشخص نمی‌شود، بلکه باید دید چه میزان از این پول‌ها، در چه زمانی و با چه سطحی از اختیار مصرف در دسترس ایران قرار می‌گیرد. آزادسازی یا دسترسی مشروط؟ مسئله اصلی فقط رقم نیست در ادبیات اقتصادی، «آزادسازی دارایی» همیشه به معنای دسترسی کامل و بدون شرط به پول نیست. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که بخشی از منابع ایران حتی پس از توافق‌های سیاسی، در قالب حساب‌های محدود، مسیرهای نظارت‌شده یا مصرف مشخص‌شده قابل استفاده بوده‌اند. به همین دلیل، پرسش اصلی این نیست که چه عددی آزاد می‌شود؛ پرسش مهم‌تر این است که ایران تا چه‌اندازه می‌تواند درباره نحوه مصرف این منابع تصمیم بگیرد. در برخی گزارش‌های خارجی، بحث نظارت کشور ثالث، نقش قطر و محدود بودن مصرف منابع برای کالاهای مشخص مطرح شده است. در مقابل، مقام‌های ایرانی تاکید کرده‌اند که تصمیم‌گیری درباره دارایی‌های آزادشده باید در اختیار ایران باشد. همین اختلاف روایت‌ها نشان می‌دهد که پرونده دلارهای بلوکه‌شده فقط به انتقال پول مربوط نیست، بلکه به سطح اختیار ایران در استفاده از منابع نیز وابسته است. اگر منابع آزادشده فقط برای خرید کالاهای خاص یا از مسیرهای محدود قابل استفاده باشد، اثر آن بر بازار ارز آزاد کمتر خواهد بود. اما اگر بانک مرکزی بتواند از این منابع برای تقویت ذخایر، افزایش عرضه ارز و تامین نیازهای تجاری استفاده کند، اثر روانی و عملی آن بر بازار بیشتر خواهد شد. بنابراین، در ارزیابی اثر آزادسازی دارایی‌ها باید بین «دسترسی حسابداری» و «دسترسی عملیاتی» تفاوت قائل شد. نقشه جغرافیایی پول‌های بلوکه‌شده ایران دارایی‌های مسدودشده ایران در یک کشور یا یک حساب بانکی متمرکز نیستند. بخش‌هایی از این منابع طی سال‌های گذشته در کشورهایی مانند قطر، کره جنوبی، عراق، چین و برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس مطرح شده‌اند. منشا اصلی بسیاری از این دارایی‌ها نیز درآمدهای نفتی یا منابع ارزی بانک مرکزی بوده که به دلیل تحریم‌ها، محدودیت‌های بانکی یا فشارهای سیاسی آمریکا امکان انتقال آزادانه نداشته‌اند. این پراکندگی جغرافیایی باعث می‌شود آزادسازی منابع ایران به یک تصمیم واحد وابسته نباشد. برای مثال، آزادسازی منابع در قطر ممکن است به سازوکار متفاوتی نیاز داشته باشد، در حالی که منابع موجود در عراق یا کره جنوبی به مسئله پرداخت‌های انرژی، تسویه‌حساب‌های بانکی و مجوزهای تحریمی آمریکا گره خورده‌اند. از طرف دیگر، هر کشوری که میزبان بخشی از این منابع است، ریسک سیاسی و حقوقی همکاری با ایران را جداگانه می‌سنجد. به همین دلیل، حتی اگر توافق کلی میان ایران و آمریکا شکل بگیرد، اجرای آن به شبکه‌ای از بانک‌ها، دولت‌ها، شرکت‌های بیمه، واسطه‌های تجاری و کانال‌های پرداخت نیاز دارد. در عمل، هر بخش از پول‌های بلوکه‌شده ممکن است زمان‌بندی، محدودیت و مسیر مصرف متفاوتی داشته باشد. این نکته برای تحلیل بازار بسیار مهم است؛ چون آزادسازی تدریجی منابع، اثر متفاوتی نسبت به ورود ناگهانی یک رقم بزرگ ارزی خواهد داشت. بازار ارز چه واکنشی نشان می‌دهد؛ کاهش نرخ دلار یا فقط کنترل نوسان؟ بازار ارز معمولاً پیش از آنکه به ورود واقعی دلار واکنش نشان دهد، به خبر و انتظار واکنش نشان می‌دهد. به همین دلیل، خبر آزادسازی منابع بلوکه‌شده می‌تواند در کوتاه‌مدت اثر روانی قابل توجهی داشته باشد و انتظارات افزایشی را تضعیف کند. با این حال، کاهش پایدار نرخ دلار فقط زمانی رخ می‌دهد که بازار مطمئن شود منابع آزادشده واقعاً در اختیار بانک مرکزی قرار گرفته و امکان استفاده از آن‌ها برای عرضه ارز، واردات یا تسویه نیازهای تجاری وجود دارد. اگر آزادسازی منابع محدود، مشروط یا تدریجی باشد، اثر آن بیشتر به شکل کنترل نوسان ظاهر می‌شود، نه الزاماً کاهش شدید نرخ ارز. در چنین شرایطی، بانک مرکزی می‌تواند با پشتوانه ذخایر تقویت‌شده، قدرت مداخله بیشتری در بازار داشته باشد و از شوک‌های ناگهانی جلوگیری کند. اما اگر انتظارات تورمی، کسری بودجه، رشد نقدینگی و نااطمینانی سیاسی ادامه داشته باشد، اثر آزادسازی منابع بر نرخ ارز کوتاه‌مدت و شکننده خواهد بود. از نگاه فعالان بازار، تفاوت مهمی میان «خبر آزادسازی» و «افزایش عرضه واقعی ارز» وجود دارد. خبر می‌تواند قیمت‌ها را برای چند روز یا چند هفته تحت تاثیر قرار دهد، اما روند پایدار بازار به جریان مستمر ارز وابسته است. بنابراین، اگر آزادسازی دارایی‌ها با افزایش صادرات نفت، بهبود روابط بانکی و تقویت درآمدهای ارزی همراه شود، اثر آن بر بازار دلار عمیق‌تر خواهد بود. در غیر این صورت، بازار پس از تخلیه اثر روانی خبر، دوباره به متغیرهای بنیادی اقتصاد بازمی‌گردد. اثر آزادسازی بر تورم؛ پول تازه وارد اقتصاد می‌شود یا فقط فشار واردات کم می‌شود؟ یکی از برداشت‌های نادرست درباره آزادسازی منابع بلوکه‌شده این است که تصور شود این پول‌ها الزاماً به معنی خلق نقدینگی تازه در داخل اقتصاد است. در حالی که بخش مهمی از این منابع، دارایی‌های ارزی بانک مرکزی یا درآمدهایی است که معادل ریالی آن در سال‌های گذشته در اقتصاد هزینه شده است. بنابراین، آزادسازی آن‌ها لزوماً به معنی تزریق مستقیم پول جدید به جامعه نیست، بلکه می‌تواند توان ارزی بانک مرکزی را برای مدیریت واردات و بازار ارز افزایش دهد. اثر اصلی این منابع بر تورم، بیشتر از مسیر کاهش فشار هزینه و کنترل انتظارات قابل توضیح است. اگر بانک مرکزی بتواند از دارایی‌های آزادشده برای تامین ارز کالاهای اساسی، دارو، نهاده‌های تولید، مواد اولیه و نیازهای صنعتی استفاده کند، بخشی از فشار وارداتی بر قیمت‌ها کاهش می‌یابد. همچنین تقویت ذخایر ارزی می‌تواند به بازار این پیام را بدهد که سیاست‌گذار در برابر شوک‌های ارزی دست خالی نیست. با این حال، آزادسازی دلارهای بلوکه‌شده به‌تنهایی درمان تورم مزمن نیست. تورم در اقتصاد ایران به عواملی مانند رشد نقدینگی، کسری بودجه، ناترازی بانکی، انتظارات تورمی و وضعیت تجارت خارجی وابسته است. بنابراین، اگر منابع آزادشده صرفاً برای پوشش کوتاه‌مدت نیازهای ارزی استفاده شود و اصلاحات مالی و پولی همراه آن نباشد، اثر ضدتورمی آن محدود خواهد بود. اما اگر این منابع در کنار افزایش درآمدهای پایدار ارزی و انضباط پولی به کار گرفته شود، می‌تواند بخشی از فشار تورمی را کاهش دهد. فرصت کوتاه یا آغاز یک گشایش پایدار؟ صدور معافیت محدود از سوی آمریکا می‌تواند در کوتاه‌مدت مسیر فروش نفت، دسترسی به بخشی از دارایی‌های مسدودشده و افزایش درآمدهای ارزی ایران را بازتر کند. اما نکته مهم این است که این نوع مجوزها معمولاً ماهیت موقت دارند و تا زمانی که به یک توافق پایدار، قابل اجرا و مورد پذیرش بانک‌ها و شرکت‌های بین‌المللی تبدیل نشوند، نمی‌توانند به‌تنهایی مبنای ثبات بلندمدت در بازار ارز باشند. از نگاه اقتصادی، بازه ۶۰ روزه بیشتر یک «فرصت تنفسی» است تا یک راه‌حل نهایی. در این مدت، ایران می‌تواند بخشی از منابع ارزی خود را فعال کند، فروش نفت و فرآورده‌های نفتی را افزایش دهد و قدرت بانک مرکزی برای پاسخ به نیازهای ارزی را بالا ببرد. اما اگر این روند پس از پایان دوره معافیت تمدید نشود یا به توافق بلندمدت نرسد، بازار دوباره با ابهام روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، فعالان اقتصادی فقط به اصل خبر آزادسازی منابع نگاه نمی‌کنند، بلکه زمان‌بندی، دوام مجوز، امکان تمدید آن و رفتار بانک‌های خارجی را نیز در نظر می‌گیرند. اگر معافیت ۶۰ روزه به یک مسیر پایدار بانکی و تجاری منجر شود، اثر آن بر بازار ارز، واردات و انتظارات تورمی جدی‌تر خواهد بود. اما اگر فقط در حد یک گشایش کوتاه‌مدت باقی بماند، اثر آن بیشتر روانی و محدود خواهد بود.  چرا آزادسازی پول بدون کانال بانکی کافی نیست؟ آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده فقط یک مرحله از مسیر است. مرحله مهم‌تر این است که ایران بتواند از این منابع در تجارت خارجی استفاده کند. برای این کار، فروش نفت و پتروشیمی، انتقال پول، پوشش بیمه‌ای کشتی‌ها، همکاری بانک‌های خارجی و پذیرش ریسک از سوی شرکت‌های بین‌المللی لازم است. اگر این زنجیره کامل نشود، حتی منابع آزادشده نیز ممکن است به‌صورت محدود و کند وارد چرخه اقتصادی شود. در سال‌های تحریم، مشکل ایران فقط نبود پول نبود؛ مشکل اصلی، بسته بودن مسیرهای پرداخت و ترس بانک‌ها و شرکت‌ها از جریمه‌های آمریکا بود. به همین دلیل، حتی وقتی مجوزهایی برای معامله‌های مشخص صادر می‌شود، بسیاری از بانک‌ها با احتیاط عمل می‌کنند. آن‌ها نگران‌اند که در آینده با تغییر فضای سیاسی، دوباره در معرض تحریم، جریمه یا محدودیت دسترسی به نظام مالی آمریکا قرار بگیرند. بنابراین، اثر واقعی آزادسازی منابع زمانی بیشتر می‌شود که همزمان سه اتفاق رخ دهد: نخست، دارایی‌ها از حالت مسدود خارج شوند؛ دوم، مسیر پرداخت و انتقال پول قابل استفاده باشد؛ سوم، فروش نفت، پتروشیمی و کالاهای صادراتی ایران با کمترین مانع انجام شود. در غیر این صورت، آزادسازی پول روی کاغذ اتفاق می‌افتد، اما اثر آن در بازار ارز و تولید داخلی محدود باقی می‌ماند. جدال روایت‌ها؛ یکی از مهم‌ترین ابهام‌ها در پرونده دلارهای بلوکه‌شده ایران، مسئله اختیار مصرف منابع است. مقام‌های ایرانی تاکید دارند که دارایی‌های آزادشده متعلق به ایران است و تهران باید بتواند درباره نحوه استفاده از آن تصمیم بگیرد. در مقابل، روایت‌های آمریکایی معمولاً بر نظارت، مصرف مشخص و جلوگیری از انتقال مستقیم منابع به دولت ایران تاکید می‌کنند. این اختلاف روایت، برای بازار ارز و فعالان اقتصادی اهمیت زیادی دارد. اگر منابع آزادشده تحت اختیار کامل بانک مرکزی قرار گیرد، می‌تواند قدرت سیاست‌گذار برای تامین ارز واردات، مدیریت بازار و تقویت ذخایر را افزایش دهد. اما اگر مصرف آن به خرید کالاهای خاص، پرداخت به فروشندگان مشخص یا مسیرهای محدود بشردوستانه محدود شود، اثر آن بر بازار آزاد ارز کمتر خواهد بود. در واقع، مسئله اصلی فقط این نیست که چند میلیارد دلار آزاد می‌شود؛ مسئله مهم‌تر این است که این منابع چقدر قابل استفاده، قابل جابه‌جایی و قابل برنامه‌ریزی هستند. برای اقتصاد ایران، پولی که فقط در یک حساب محدود قرار دارد، با پولی که بانک مرکزی بتواند از آن برای مدیریت بازار و تجارت خارجی استفاده کند، اثر یکسانی ندارد. به همین دلیل، گزارش‌های متناقض درباره «اختیار ایران» یا «نظارت طرف‌های خارجی» باید با دقت در تحلیل لحاظ شود. سناریوی بدبینانه و خوش‌بینانه  در سناریوی خوش‌بینانه، آزادسازی منابع بلوکه‌شده می‌تواند انتظارات افزایشی در بازار ارز را کاهش دهد. اگر چند میلیارد دلار منابع قابل استفاده در اختیار بانک مرکزی قرار گیرد و هم‌زمان فروش نفت و مسیرهای بانکی تقویت شود، بازار این پیام را دریافت می‌کند که عرضه ارز در ماه‌های آینده بهتر خواهد شد. در چنین شرایطی، احتمال کاهش التهاب، محدود شدن نوسان‌های شدید و حتی افت مقطعی نرخ دلار وجود دارد. اما سناریوی بدبینانه نیز قابل چشم‌پوشی نیست. اگر آزادسازی منابع محدود، مرحله‌ای، مشروط یا کوتاه‌مدت باشد، بازار پس از واکنش اولیه دوباره به متغیرهای بنیادی برمی‌گردد؛ متغیرهایی مانند رشد نقدینگی، کسری بودجه، انتظارات تورمی، وضعیت تجارت خارجی و ریسک سیاسی. در این حالت، خبر آزادسازی می‌تواند فقط چند روز یا چند هفته بازار را آرام کند، اما روند بلندمدت دلار را تغییر ندهد. واقع‌بینانه‌ترین سناریو، چیزی میان این دو حالت است. یعنی آزادسازی منابع می‌تواند سرعت رشد نرخ ارز را کم کند و دست بانک مرکزی را برای مدیریت بازار بازتر کند، اما به‌تنهایی باعث حل ریشه‌ای مشکل ارز نمی‌شود. نرخ دلار زمانی به ثبات پایدار نزدیک می‌شود که آزادسازی دارایی‌ها با افزایش درآمدهای ارزی، کاهش نااطمینانی سیاسی، کنترل نقدینگی و انضباط مالی همراه شود. آزادسازی دارایی‌ها چه زمانی اثر واقعی دارد؟ آزادسازی دلارهای بلوکه‌شده ایران می‌تواند یکی از مهم‌ترین خبرهای اقتصادی سال باشد، اما اثر آن به چند شرط اساسی وابسته است. نخست اینکه رقم آزادشده باید قابل توجه و عملیاتی باشد؛ یعنی فقط در سطح اعلام سیاسی باقی نماند. دوم اینکه بانک مرکزی باید بتواند از این منابع با اختیار کافی برای تامین ارز، مدیریت واردات و تقویت ذخایر استفاده کند. سوم اینکه مسیر بانکی، بیمه‌ای و تجاری برای استفاده از این منابع باز باشد. اگر این شروط فراهم شود، آزادسازی منابع می‌تواند به کاهش فشار بر بازار ارز، بهبود تامین کالاهای اساسی، کاهش بخشی از هزینه واردات و کنترل انتظارات تورمی کمک کند. همچنین افزایش ذخایر ارزی بانک مرکزی می‌تواند پیام مهمی به بازار بدهد؛ اینکه سیاست‌گذار در برابر شوک‌های ارزی، توان مداخله بیشتری دارد. با این حال، نباید اثر آزادسازی منابع را بیش از حد بزرگ‌نمایی کرد. اقتصاد ایران علاوه بر محدودیت ارزی، با مشکلات ساختاری مانند تورم مزمن، رشد نقدینگی، ناترازی بودجه، ناترازی بانکی و نااطمینانی سرمایه‌گذاری روبه‌رو است. بنابراین، آزادسازی دلارهای بلوکه‌شده می‌تواند یک فرصت مهم برای آرام‌سازی اقتصاد باشد، اما جایگزین اصلاحات اقتصادی و سیاست‌گذاری پایدار نخواهد شد. ارزش واقعی این گشایش زمانی مشخص می‌شود که از یک خبر سیاسی کوتاه‌مدت به یک جریان پایدار ارزی و تجاری تبدیل شود.

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها