رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 663723

تکلیف جنگ از داخل تعیین می‌شود

ابولفضل فاتح در یادداشت خود که امروز در روزناه اعتماد منتشر شده نوشته است:دو جنگ اخیر نشان داد، صرف حمله به تاسیسات هسته‌ای، موشکی یا مراکز سیاسی ایران، به ‌تنهایی هزینه‌ای هم‌سنگ برای طرف مهاجم ایجاد نمی‌کند؛ چنان‌که مراکز هسته‌ای را بمباران کردند و رهبری کشور و فرماندهان و نظامیان و بسیاری از کودکان و مردم مظلوم را به شهادت رساندند و مراکز قدرت جهان واکنش مهمی نشان ندادند.

جنگ در یمن

نسبت به کاربست تنگه هرمز در این منازعه نباید بیش‌انگاری یا کم‌انگاری کرد. اهمیت تنگه هرمز را به کسب درآمد نمی‌توان تقلیل داد و تا ابد هم نمی‌توان آن را بست. اما کنترل تنگه هرمز بی‌شک از مهم‌ترین مزیت‌ها و ظرفیت‌هایی است که ایران می‌تواند در آن پنجه در پنجه فشار راهبردی موثری بر امریکا و قدرت‌های جهانی وارد کند و جهان را نسبت به ماهیت خطرناک این منازعه ژئوپلیتیکی و استعماری آگاه‌تر سازد. از این روست که امریکا نیز واقف گشته که بخش مهمی از سرنوشت جنگ به تنگه هرمز گره خورده است.  به دلایلی می‌دانیم که قضایای این جنگ به این آسانی حل‌ و فصل نخواهد شد و آن‌ها به آسانی مایوس نخواهند شد؛ ترامپ بارها تصریح کرده است که تسلیم کامل ایران را می‌خواهد و ایران نیز تسلیم نخواهد شد.  راست افراطی حاکم بر امریکا در سودای بازگرداندن ذهنیت شکست و القای ناتوانی تاریخی و کشتن روح ایستادگی ملت ایران در برابر ابرقدرت‌ها برای تسلط بر کشور است؛ ذهنیتی که در دوران قاجار و پهلوی به ملت ایران تحمیل شد.  امروز به جای درشت‌گویی و جنگ‌طلب و سازشکار خواندن یکدیگر، وظیفه احزاب و جریان‌های سیاسی ادراک و افشای «کلان‌راهبرد» امریکا در حفظ ساختار نابرابر قدرت جهانی و جلوگیری از ظهور قدرت‌های مستقل جنوب و بیداری افکار عمومی جهان است. مقصر جلوه دادن ایران در این منازعه خطرناک یا خائن و سازشکار خواندن بخش بزرگی از ملت، نه‌تنها انحراف از حقیقت و آدرس اشتباه است، بلکه در عمل موجب تسهیل اهداف استعماری خواهد شد. با شورش و آشوب امریکا علیه همه قوانین بین‌المللی، ما با بی‌پرواترین و پلیدترین امریکای تاریخ و پیش‌بینی‌ناپذیرترین رییس‌جمهور مواجه هستیم که ممکن است در استیصال به هر اقدام خطرناک و ویرانگری دست بیازند.   حق داریم اعتماد نداشته باشیم. به شهادت تاریخ، «با پلیدان کارها دشوار گشت». ماهیت این جنگ به گونه‌ای است که ممکن است تا حاکمیت راست افراطی بر امریکا، کر و فر فراوان داشته باشد.  به جای بحث‌های حاشیه‌ای باید ذخایر استراتژیک و محیط اقتصادی و اجتماعی و نظامی و سیاسی کشور را با لحاظ این واقعیت ساماندهی نمود و به ایمان و اراده و ایده‌های ملت که می‌تواند خسارت‌ها را به حداقل رسانده و شکاف‌های فناورانه را ترمیم نماید، باور داشت. بی‌تردید، جنگ‌های بی‌پایان مطلوب ایران نیست. جنگ بی‌پایان با شرایط داخلی و اقتضای کشور نود میلیونی نظیر ایران با مشکلات انباشته ‌شده اقتصادی و رفاهی و برخی گسل‌های سیاسی و اجتماعی سازگار نیست. شرایط نه جنگ و نه صلح نیز خسارت‌بار است، اما واژه‌ها و امضاها نیز زمانی معنا و استحکام می‌یابند که آنان بدانند چنین تهاجماتی به سرزمین و کیان یک کشور، کم هزینه نیست و با ملتی منسجم و ذلت ‌ناپذیر مواجهند، نه خدایی ناکرده حاکمیتی چند پاره و ملتی متعارض.  به تعادل رساندن این چند ضلعی پیچیده و ترسیم این معما، در معادله دیپلماسی و میدان، وظیفه رهبران، نخبگان و اندیشکده‌ها و مراکز استراتژیک کشور است و از توان چنین یادداشتی خارج است. اما آن‌قدر می‌فهمیم سرنوشت بسیاری از جنگ‌ها نه صرفا در میدان نبرد، که در معجزه تاب‌آوری و وضعیت درونی جامعه و انسجام حکمرانی تعیین می‌شود.   همه ما از عالی‌ترین مقامات تا فرد فرد ملت چه در داخل و چه در خارج در برابر هر قدم و قلم و در برابر هر بیش‌انگاری و کم‌انگاری مسوولیم. با همه عظمت ظاهری و ویرانگری امریکا، ایمان داریم امریکا به اهداف شوم خود نخواهد رسید و ایران در این جنگ شکست نخواهد خورد.  مشروط بر آنکه، اجازه داده نشود برخی افراط‌گرایان و وادادگان و خرابکاران هر سو، وحدت حکمرانی و انسجام و تاب‌آوری ملی را قربانی ضعف شخصیتی، رقابت سیاسی یا منافع باندی و دیگر وابستگی‌ها نمایند و خدایی ناکرده از درون فرو بپاشند. چنین مباد!‌گیری و ظرفیت راهبردی آن اثر می‌گذارد.

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها