کد خبر 711087
۱۴۰۵/۰۷/۰۵ ۰۰:۱۲

هنر خداحافظی ملایم کودکان در آغاز سال تحصیلی

ساعت 24 - انتقال کودکان از فضای مهدکودک به محیط منظم مدرسه می‌تواند به افزایش نگرانی والدین در خصوص استرس جدایی در روزهای ابتدایی منجر شود. اما کلید اصلی برای دستیابی به آرامش برای کودکان در مدرسه، نه در سابقه حضور آنها در مهدکودک، بلکه در «دلبستگی ایمن» به والدین نهفته است. چرا که این دلبستگی به کودک این امکان را می‌دهد که احساس کند همواره یک مکان امن وجود دارد که می‌تواند در زمان نیاز به آن پناه ببرد.
راز خداحافظی آرام کودکان در روزهای اول مدرسه

سمانه آقاپور در گفتگو با ایسنا، در پاسخ به این پرسش که آیا شرکت در مهدکودک یا پیش‌دبستانی به‌طور حتمی از بروز ترس از مدرسه در کلاس اول جلوگیری می‌کند یا خیر، اظهار داشت: حضور در مهدکودک و پیش دبستانی، به‌هیچ وجه «واکسن روانی» مؤثری در برابر اضطراب ورود به کلاس اول نیست. اگرچه شرکت در مهدکودک می‌تواند یک تجربه اجتماعی مفید باشد، اما کلاس اول از نظر ساختاری تفاوت‌های عمیق‌تری با مهدکودک دارد.

وی ادامه داد: کلاس اول آغاز ورودی جدی‌تر به دنیای «ارزیابی، تکالیف و انتظارات اجتماعی» است. بنابراین، کودکی که در محیط‌های بازی‌محور مهدکودک به‌خوبی از والدین خود دور شده است، ممکن است در مواجهه با فضای مدرسه، که بر مبنای نمره و ارزیابی بنیان‌گذاری شده، دوباره دچار اضطراب شود. به‌طور کلی، عامل اصلی مؤثر در این روند، «کیفیت دلبستگی ایمن» به والدین است، نه صرفاً «سابقه حضور در مهد». کودکانی که دلبستگی ایمن دارند، حتی اگر تجربه قبلی مهدکودک نداشته باشند، به دلیل آگاهی از «پایگاه امن» خود، به‌سرعت‌تر از سایرین با محیط جدید مدرسه هماهنگ می‌شوند.


انتظارات غیرواقعی از «عدم اضطراب» نداشته باشید


این روانشناس با تأکید بر اینکه نگرانی در روزهای ابتدایی یک واکنش طبیعی کودک به یک تغییر بزرگ به شمار می‌آید، مطرح کرد: والدین نباید صرفاً به این دلیل که کودک قبلاً در مهدکودک بوده، انتظار داشته باشند که او هیچ نوع اضطرابی نداشته باشد. نکته کلیدی این است که ما در خانه چگونه می‌توانیم یک «فضای عاطفی امن» فراهم کنیم که کودک به‌خوبی بتواند این دوران تغییر و آغاز مدرسه را مدیریت نماید.

آقاپور در ارتباط با بروز رفتارهای بازگشتی چون شب‌ادراری یا وابستگی بیش از حد به والدین در این بازه زمانی بیان کرد: رفتارهای بازگشتی به‌جای اینکه صرفاً یک «عقب‌گرد» تلقی شود، به‌عنوان زبانی برای انتقال «احساس ناامنی» کودک در مواجهه با شرایط جدید عمل می‌کنند. ورود به محیطی با آدم‌های ناشناس و دور شدن از والدین برای کودک اضطرابی ایجاد می‌کند که ما بزرگترها گاهی عمق آن را نادیده می‌گیریم. در این وضعیت، کودک از طریق این رفتارها نشان می‌دهد که برای گذر از این شرایط به تکیه‌گاهی قوی‌تر احتیاج دارد.

این روانشناس افزود: هیچ رفتاری به‌طور تصادفی نیست؛ وقتی والدین به‌جای تمرکز بر حذف علائم، مانند سرزنش بچه برای شب‌ادراری، به پیام پنهان آن یعنی «نیاز به امنیت» توجه کنند و به کودک این احساس را منتقل کنند که «من تو را درک می‌کنم»، امنیت دوباره به دنیای او بازمی‌گردد. همین احساس دیده شدن، ارزشمندترین چیزی است که می‌تواند اضطراب را به قدرت و تاب‌آوری تبدیل کند.

اصول صحیح خداحافظی

وی درباره نحوه صحیح خداحافظی با کودک در روزهای ابتدایی مدرسه به‌گونه‌ای که حس امنیت او حفظ شود، گفت: هرگز از روش‌های پنهانی یا غافلگیرانه استفاده نکنید، زیرا این شیوه می‌تواند باعث ازبین‌رفتن اعتماد کودک شود. اولین شرط امنیت، «آرامش والدین» است، چرا که کودک نگرانی‌های پنهان شما را به‌طرز واضحی منعکس می‌کند. خداحافظی باید شفاف، مختصر و قاطع باشد؛ مراحل جدایی را با زمان‌های کوتاه آغاز کرده و حتماً خروج خود را به کودک اطلاع دهید. اگر او بی‌قرار شد، به‌جای دستپاچگی یا «امتیازدهی احساسی»، با قاطعیت و درک متقابل در کنارش بمانید.

آقاپور افزود: به او نشان دهید که احساسش را درک می‌کنید، ولی در عین حال از برنامه خود عدول نمی‌کنید. این ثبات به کودک پیام می‌دهد که «دنیای تو همچنان قابل‌اعتماد است و من در عبور از این چالش کنار تو هستم». این همراهی صبورانه به کودک می‌آموزد که به‌جای فرار از اضطراب، چگونه با آن مقابله کند و به تاب‌آوری دست یابد.

این روانشناس در مورد اینکه والدین تا چه حد می‌توانند در روزهای ابتدایی در حیاط یا پشت در کلاس حاضر باشند، بیان کرد: حضور والدین در روزهای نخست مدرسه باید بر اساس «آمادگی عاطفی کودک» تنظیم شود و نباید یک دستورالعمل ثابت برای همه باشد. برای کودکانی که اضطراب جدایی دارند، همراهی والدین لازم است، اما این توجه باید با «قاطعیت و همدلی» انجام شود.

وی ادامه داد: «جداسازی تدریجی» یک راهکار کلیدی است و گفت: والد باید به محض مشاهده نشانه‌های پذیرش در طفل، به‌تدریج فاصله را زیاد کند؛ ابتدا از پشت در کلاس به حیاط و سپس با خداحافظی صریح و اعلام قبلی، از مدرسه خارج شود. نباید این حضور بیش از حد طولانی شود تا به وابستگی اضافی منجر نشود، زیرا تشخیص این مرز نیازمند توجه به ویژگی‌های فردی هر کودک است.



فرار از تله والدگری هلیکوپتری

این روانشناس درباره تعادل بین حمایت عاطفی از کودک و «محافظت بیش از حد» (والدگری هلیکوپتری) بیان کرد: والدگری هلیکوپتری معمولاً از نگرانی‌های حل‌نشده خود والدین نشأت می‌گیرد و در این شرایط، کودک به‌ناخواه به ابزاری برای آرام کردن نگرانی‌های درونی والد تبدیل می‌شود. نکته قابل توجه این است که حمایت سالم مشابه یک داربست عمل می‌کند، یعنی تنها به‌مقدار لازم کمک می‌کنیم تا کودک بتواند به‌تنهایی کارها را انجام دهد، اما حمایت بیش از حد، عملاً جایگزینی برای توانمندی کودک می‌شود.
وظیفه والدین آگاه این نیست که تمام مشکلات را از بین ببرند، بلکه باید فضایی امن برای تجربه کردن و حتی مواجهه با شکست ایجاد کنند. قبول واقعیت این‌که کودک برای تقویت خود باید با چالش‌های کوچک روبرو شود، بهترین راه برای فرار از تله محافظت بیش از حد است.

مرزهای اطلاع‌رسانی به معلم


آقاپور با توضیح اینکه والدین چه اطلاعاتی درباره ویژگی‌های رفتاری و ترس‌های کودک باید به معلم ارائه دهند و چه مواردی نباید بزرگ‌نمایی شود، گفت: در ارتباط با مدرسه، والدین باید اطلاعات را صرفاً بر اساس «نیازهای ضروری و کاربردی» ارائه دهند، نه اینکه «شخصیت کودک را توصیف کنند». اطلاعاتی که باید به معلم انتقال داد، مربوط به مسائلی است که به‌طور مستقیم بر یادگیری و ارتباط کودک با دیگران تأثیر می‌گذارد، مثل اینکه اگر کودک موقع ترس حرف زدنش را از دست می‌دهد یا در کارهای گروهی دچار سردرگمی می‌شود، معلم باید از این «نیاز حمایتی» مطلع باشد تا بتواند محیط را برای او ایمن‌تر کند.

این روانشناس ادامه داد: در عوض، والدین باید از بزرگ‌نمایی ویژگی‌های شخصیتی پرهیز کنند. به‌طور مثال، نباید پافشاری کنند که «او ذاتاً خجالتی است» یا «او لجباز است»، زیرا این نوع بیان موجب می‌شود معلم در آغاز کار با یک برچسب به کودک نگاه کند و فرصت تغییر و بهبود رفتار برای کودک از دست برود.

وی افزود: به‌جای توصیف صفت‌ها، بهتر است «رفتاری که مانع فعالیت کودک می‌شود» را گزارش کنیم و اجازه دهیم معلم و کودک در فضای طبیعی کلاس، شناخت بهتری از یکدیگر پیدا کنند. هدف ما باید این باشد که به معلم «کلید ورود به دنیای کودک» را بدهیم و نه اینکه قضاوت‌ها و محدودیت‌های ذهنی خود را به زندگی کودک تحمیل کنیم.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.