ابهام در وضعیت برخی از پروژههای کلان ساختمانی در شمال کشور
بر اساس گزارش ایسنا، پژمان جوزی در کنفرانس خبری به وضعیت گردشگری و پتانسیلهای ساختمانی در کشور پرداخت و عنوان کرد: این هفته به عنوان هفته گردشگری نامگذاری شده است، اما گردشگری در ایران هنوز از زیرساختهای لازم برخوردار نیست. در ایام تعطیلات، مردم بیشتر به مقاصد نزدیک سفر میکنند و یکی از علتهای این امر، محدودیتهای موجود در گزینههای حملونقل است؛ نه خطوط ریلی مناسب به حد کافی داریم و نه پروازها با رقابت بالا و قیمتهای مقرونبهصرفه.
او افزود: در این شرایط، نه تنها دولت و ارگانهای مربوطه توانایی و بودجهای برای آمادهسازی هتلها و مراکز اقامتی لازم را دارند، بلکه بهطور عملی اجازه نمیدهند که بخش خصوصی به سطح ظرفیت خود فعال باشد. صحبت از نقش بخش خصوصی سالهاست که مطرح شده، اما زمانی که یک سرمایهگذار برای اجرای پروژهای واقعی وارد میدان میشود، با موانع گوناگونی مواجه میگردد.
مازندران به ایستگاهی برای انتظار سرمایهگذاران تبدیل شده است
رئیس انجمن صنعت ساختمان با توجه به استانهای شمالی کشور افزود: چرا استانهایی که باید مقاصد سرمایهگذاری باشند، به ویژه مازندران، به ایستگاه انتظار سرمایهگذاران تبدیل شدهاند؟ توسعهدهنده که به شمال کشور وارد میشود ممکن است زمین، سرمایه، طرح، شریک و منابع مالی داشته باشد، تا در پروژه خود اشتغال به وجود آورد و حتی متعهد به تأمین زیرساختهای مورد نیاز باشد، اما سرانجام با این جمله مواجه میشود: «پرونده باید به مرکز برود.»
او توضیح داد: منظور از مرکز، شورای عالی شهرسازی و معماری ایران است؛ جایی که فرآیند تصمیمگیری درباره یک پروژه میتواند به گردنهای برای خواب سرمایه تبدیل شود. در این وضیعت، زمان میگذرد؛ ماهها و حتی سالها. سرمایهگذار در بلاتکلیفی به سر میبرد، هزینههای ساخت افزایش پیدا کرده و قیمتها تغییر میکنند، شرایط اقتصادی پروژه تحت تأثیر قرار میگیرد و نهایتاً توجیه اقتصادی طرحی که میتوانست فرصتی برای استان باشد، از بین میرود.
به گفته جوزی، نتیجه این فرآیند آن است که پروژهای که میتوانست سرمایه، اشتغال و فعالیتهای اقتصادی را به بار آورد، صرفاً در کاغذ باقی میماند و سرمایهگذار نمیداند چه زمانی باید انتظار تصمیم نهایی را بکشند. این یک مشکل جدی برای یک سرمایهگذار نیست، بلکه مسأله به یک نظام تصمیمگیری مربوط میشود که در آن از استانها برای توسعه انتظار داریم، اما اختیارات توسعه را به آنها نمیدهیم.
نمیتوان مسئولیت توسعه را بدون قدرت به استانها واگذار کرد
رئیس انجمن صنعت ساختمان ادامه داد: امروز از استانداران میخواهیم جذب سرمایهگذار کنند، از مدیران کل گردشگری انتظار داریم پروژه تعریف کنند، از شهرداریها میخواهیم که شهر را توسعه دهند و از ارگانهای محلی انتظار داریم اشتغال ایجاد کنند. اما هنگامی که یک پروژه بزرگ و واقعی وارد استان میشود، ناگهان بخش قابل توجهی از اختیارات تصمیمگیری از استان گرفته میشود.
جوزی تصریح کرد: اگر استانها مسئول توسعه هستند، باید اختیارات متناسب با این مسئولیت نیز داشته باشند. اگر تمام تصمیمها در مرکز گرفته میشود، پس چرا باید از استان انتظار داشته باشیم که در برابر عقبماندگیهای سرمایهگذاری و توسعه پاسخگو باشد؟
کمبود زمین مشکل اصلی شمال نیست
رئیس انجمن صنعت ساختمان در بخش دیگری از سخنان خود گفت: بارها بیان کردهام که مشکل شمال کمبود زمین نیست؛ مشکل در استفاده نامناسب از زمین نهفته است. این الگوی ساختوساز در شمال کشور اگر بدون برنامهریزی ادامه یابد، به توسعه پایدار منجر نخواهد شد؛ بلکه به پراکندگی ساختوساز منجر خواهد شد. هر قطعه زمین نیاز به راه، هر منطقه به شبکه آب، فاضلاب و برق احتیاج دارد و به دسترسی، پارکینگ و خدمات شهری نیاز خواهد داشت. در نهایت، شهر و محیط زیست هزینه این پراکندگی بدون برنامه را پرداخت خواهند کرد.

جوزی با طرح این سوال که چرا توسعه متراکم جدی گرفته نمیشود، ادامه داد: هنوز مسئولانی هستند که در استانها درک درستی از ساختوساز بلندمرتبه ندارند و آن را به عنوان تجمل تلقی میکنند، در حالی که بین تراکم هوشمند و تراکم بیقید و بند باید تمایز قائل شد. اگر برای ایجاد ظرفیت اقامتی یک پروژه، به جای یک مجموعه متراکم، صدها ویلای پراکنده بسازیم، آیا به طبیعت کمتر آسیب زدهایم؟ آیا هزینه زیرساخت کاهش یافته است؟ آیا خدمات شهری به شکل متمرکزتری ارائه شده است؟ آیا دسترسیها بهبود یافته و در نهایت گردشگری حرفهایتری ایجاد کردهایم؟
رئیس انجمن صنعت ساختمان گفت: میتوان در یک محدوده معین، یک مجموعه گردشگری بزرگ و متراکم ایجاد کرد و در مقابل، بخش بیشتری از زمین را برای فضای سبز، محوطه طبیعی و خدمات عمومی آزاد گذاشت. این همان تفاوت میان تراکم هوشمند و تراکم بیضابطه است.
هدف ما فروش زمین است یا توسعه صنعت گردشگری؟
جوزی با این سؤال که آیا هدف ما در شمال ایران، فروش زمین است یا توسعه صنعت گردشگری، توضیح داد: هتل به نیروی انسانی نیاز دارد، رستوران و خدمات تفریحی میطلبد، نیاز به حملونقل و مدیریت دارد، فراهمکننده باید وجود داشته باشد و مهمتر از همه، باید گردشگر را به یک مشتری دائمی تبدیل کند. این به معنای اشتغال، گردش مالی، درآمد پایدار، مالیات و رونق کسبوکارهای محلی است. این زنجیره همان چیزی است که باید به عنوان صنعت گردشگری شناخته شود، نه تنها به عنوان ساختوساز و فروش قطعه زمین.
سرمایهگذار از «نه» نمیترسد؛ از «شاید» بیپایان میترسد
رئیس انجمن صنعت ساختمان در مورد دلایل فرار سرمایهگذاران نیز گفت: سرمایهگذار بیش از هر چیزی از «شاید» بیپایان میترسد، نه از «نه». اگر قانون میگوید که پروژهای باید اجرا نشود، باید به صراحت بگوییم «پروژه امکانپذیر نیست». اما اگر امکان عمل وجود دارد، پس چرا یک سرمایهگذار باید سالها در انتظار باشد؟ او باید بتواند زمان و هزینه خود را پیشبینی کند.
او به موضوع پنجره واحد خدمات اشاره کرد و گفت: اگر به پنجره واحد اشاره میکنیم، باید از پنجره واحد واقعی صحبت کنیم، نه تنها بر روی کاغذ. پنجره واحد خدمات به این معناست که سرمایهگذار یکبار پرونده را ارائه دهد، یک زمان مشخص برای رسیدگی داشته باشد و بداند کدام ارگان مسؤول است و پاسخ چه زمانی ارائه میشود.
جوزی تأکید کرد: اگر دستگاهی با پروژهای مخالف است، باید مخالفت خود را مستند به قانون و در مهلت معین اعلام کند. این یعنی ایجاد محیطی برای کسبوکار واقعی و قابل پیشبینی. نمیتوان به مردم گفت «ویلا نسازید»، به سرمایهگذار گفت «ساختوساز نکنید» و در عین حال، فرایند ساخت هتل و مراکز گردشگری و پروژههای کلان را آنقدر دشوار کرد که هیچ پروژه بزرگ نتواند اجرا شود.
شمال ایران به تغییر مدل توسعه نیاز دارد
رئیس انجمن صنعت ساختمان بیان کرد: شمال ایران انتظار یک تصمیم بزرگ دارد و نیازمند تغییر نگاهی به مسائل است؛ از «تجزیه زمین» به سمت «تجمیع زمین» و از «پروندههای معلق» به سمت «زمانبندی شفاف برای صدور مجوز». این تغییر صرفاً یک دگرگونی ساختمانی نیست، بلکه تحولی در مدل حکمرانی توسعه است.
جوزی ادامه داد: امروز در مقابل یک انتخاب واقعی قرار داریم. میتوانیم همین روند را ادامه داده و زمینها را تکهتکه کنیم، محیط زیست را تخریب کنیم، توسعه پراکنده داشته باشیم، هزینههای خدمات را افزایش دهیم، پروژههای کوچک ایجاد کنیم و با پروندههای طولانی دست به گریبان شویم. یا میتوانیم مسیر متفاوتی را در پیش بگیریم؛ تجمیع زمین، توسعه متراکم، ساخت پروژههای بزرگ، حفظ بخش بیشتری از اراضی طبیعی، ایجاد اشتغال پایدار و اتخاذ تصمیمات سریع و شفاف در استانها.
او در پایان گفت: اگر واقعاً معتقدیم شمال ایران باید به یک مقصد بزرگ گردشگری تبدیل شود و محیط زیست آن حفظ گردد، باید بپذیریم که بزرگترین مانع توسعه همیشه کمبود سرمایه نیست؛ گاهی طولانی شدن فرآیند تصمیمگیری است. از این رو باید تلاش کنیم این مسیر کوتاهتر شود تا سرمایهای که میتواند به بخش ساختمان وارد شود، سالها در انتظار تصمیم و مجوز نماند.
انتهای پیام