آینده گردشگری با هوش مصنوعی؛ تکنولوژی در خدمت تجارب سفر
بر اساس گزارش همشهری آنلاین، مشاور معاون گردشگری در فناوریهای نوین وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، در آخرین روز هفته گردشگری به همشهری اظهار میدارد: «صنعت گردشگری در آستانه یک تحول اساسی قرار دارد؛ تغییراتی که اگرچه به ظاهری به نام هوش مصنوعی، کلاندادهها و پلتفرمهای دیجیتال معروف شده، اما در عمق، بیشتر به «انسان» مربوط میشود. ابزارهای نوظهور با سرعتی فوقالعاده وارد زندگی روزانه مسافرت شدهاند تا جایی که ایدههای عجیب و غریبی که روزگاری غیرقابل تصور به نظر میرسیدند، حالا به بخشی از سفرهای معمولی تبدیل گشتهاند. با این وجود، آینده این حوزه نه به دست ماشینها بلکه به وسیله انسانی رقم خواهد خورد که میداند چگونه از این ابزارها برای حفظ اصالت تجربه سفر بهرهبرداری کند.»
هانی رستگاران در ادامه تشریح میکند: «اگر اهداف فناوری را تنها به سریعتر، کمهزینهتر و قابلپیشبینیتر ساختن سفر محدود کنیم، بخش عمدهای از تواناییهای آن را نادیده گرفتهایم. فناوری باید به گونهای پیشرفت کند که سفر را «انسانیتر» نماید؛ به این صورت که نگران و اضطراب مسافر را کاهش دهد، انتخابهای او را گسترش دهد، و جوامع محلی را به چرخه اقتصاد گردشگری متصل کند و کیفیت زندگی را در شهرهای میزبان افزایش دهد. در واقع، گردشگری یک پدیده فرهنگی و انسانی به شمار میرود. انسانها برای ملاقات با دیگران، داستانها و سبکهای زندگی متفاوت به سفر میپردازند. هیچ الگوریتم پیشرفتهای نمیتواند جایگزین احساس گفتگو با میزبان یک خانه محلی، تجربه طعم غذایی با ریشههای تاریخی یا گشتوگذار در کوچهپسکوچههای بافتهای تاریخی شود. فناوری در بهترین حالت، ابزار کمکرسانی برای این لحظات است، اما خود «تجربه» همواره انسانی خواهد ماند.»
او اضافه میکند: «امروزه مسافر پیش از بستهبندی چمدان خود، به وسیله ابزارهای هوشمند، مقصد سفرش را میشناسد، محل اقامت را رزرو میکند، وضعیت جاده و آبوهوای مقصد را بررسی میکند و حتی داستانهای تاریخی بناها را به زبانی که خود بخواهد میشنود. اما مرحله بعدی زمانی آغاز میشود که از «فناوری برای مسافر» به «داده برای مدیریت مقصد» منتقل شویم. سالهای متوالی، یکی از چالشهای دائمی گردشگری در ایران، تصمیمگیری بر پایه آمارهای ناقص و دادههای قدیمی و با تأخیر بوده است. زمانی که مدیران یک مقصد اطلاعات دقیقی از زمان ورود مسافران، طول اقامت، مسیرهای تردد و نقاط گلوگاهی خدمات نداشته باشند، مدیریت سفر به نوعی بر «واکنش به بحران» تمرکز میکند؛ نتیجهای که با صفهای طولانی، کمبود امکانات و فرسایش شهرها در زمان اوج سفر مواجه خواهد شد. مشاور معاون گردشگری در فناوریهای نوین بر این نکته تأکید میکند: «تحلیل دقیق و اخلاقی دادههای تردد، ظرفیتهای اقامتگاهها و الگوهای جستوجوی کاربران در فضای مجازی قادر است این معادله را تغییر دهد و به مدیران این امکان را بدهد که پیش از شکلگیری بحران، جریان سفر را ساماندهی نمایند. این موضوع برای کشوری نظیر ایران با تنوع اقلیمی و تاریخی کمنظیر، از اهمیتی دوچندان برخوردار است. ما با توزیع نامناسب سفرها مواجه هستیم؛ در ایام خاصی، تعدادی محدود از مقاصد به شدت تحت فشار مسافران قرار دارند، در حالیکه صدها شهر و روستای دیدنی دیگر سهم ناچیزی از بازار سفر دارند. فناوری میتواند بدون اینکه مسافر را تحت فشاری قرار دهد یا محدود کند، این توازن را بر قرار سازد. زمانی که به کمک دادهها به مسافران پیشنهاد گردد که در فاصله چند ده کیلومتری از مقاصد شلوغ، شهری کمتر شناختهشده با آبوهوای مطبوع، محل اقامت مناسب و جاذبههای بکر وجود دارد، انتخاب طبیعی او تغییر خواهد کرد و سفر به طور یکنواخت در جغرافیای کشور توزیع میشود.» او در ادامه میگوید: «البته در کنار این فرصتها، یک تهدید جدی نیز وجود دارد و آن، دور شدن از واقعیت گردشگری به دلیل اشتیاق بیش از حد به ابزارهاست. اگر تمام جنبههای تجربیات سفر به خیره شدن در صفحه نمایش تلفن همراه تقلیل یابد، اگر پیشنهادات الگوریتمی گزینههای مسافر را به چند انتخاب محدود و تجاری کاهش دهند و کسبوکارهای محلی ریز در زنجیره بزرگتر پلتفرمها گم شوند، آنگاه فناوری به جای ایجاد عدالت، به شکلگیری شکافهای اقتصادی جدید خواهد انجامید.»
به گفته هانی رستگاران، این آسیب در سطح کلان و سیاستگذاری نیز قابل مشاهده است و باید توجه داشت که "هوشمندسازی" نباید با "سامانهزدگی" اشتباه گرفته شود. وی ادامه میدهد: «اینکه چند اپلیکیشن و پورتال موازی ایجاد کنیم و مسافر مجبور باشد برای دریافت خدمات، بارها اطلاعات تکراری را در درگاههای مختلف وارد نماید، هوشمندسازی نیست؛ بلکه ادامه کاغذبازی و بوروکراسی قدیمی در دیجیتال است. گردشگری هوشمند زمانی ارزشمند خواهد بود که نهادهای مختلف از عملکرد جزیرهای خارج شوند و فرآیندها به گونهای طراحی شود که مسافر خدماتی یکپارچه و بدون دردسر دریافت نماید.» مشاور معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی خاطرنشان میسازد: «در این رویکرد، فناوری بهعنوان یک ابزار مسئولانه، به جای حذف انسان، قابلیتهای او را تقویت میکند. در آینده گردشگری، هم سالمندی که با ابزارهای پیچیده دیجیتال آشنایی ندارد باید بتواند به سهولت سفر کند، هم روستایی که صاحب یک اقامتگاه کوچک است باید شانسی برای دیده شدن در بازار داشته باشد و هم راهنمای گردشگری نگران از دست دادن شغل خود نخواهد بود. بهراست، فناوری میتواند راهنما را از یک «گوینده اطلاعات عمومی» به یک «راوی فرهنگ» تبدیل سازد؛ انسانی که داستانهای جذاب را روایت میکند، ارتباط برقرار میسازد و روح نهفته در مقصد را به مسافر نشان میدهد.»
رستگاران در این باره ادامه میدهد: «حرکت به سمت فناوری اجتنابناپذیر است، اما برای گردشگری ایران، مسیر و کیفیت این حرکت از سرعت آن اهمیت بیشتری دارد. هوش مصنوعی و دادهها میتوانند به پیشبینی تقاضا کمک کنند و به کسبوکارها در طراحی محصول کمک نمایند، اما تصمیم نهایی در خصوص «ارزشها»، نمیتواند به الگوریتمها واگذار شود. اینکه یک شهر تاریخی چه میزان ظرفیت پذیرش مسافر دارد، چطور باید میان منافع اقتصادی و حفظ میراث فرهنگی تعادل برقرار کرد و چه الگویی از توسعه با زندگی جامعه محلی هماهنگتر است، تصمیماتی انسانی، فرهنگی و اجتماعی به شمار میروند. فناوری هنگامی بیشترین خدمت را به گردشگری میدهد که خود در حاشیه قرار گرفته و کمک کند که انسان، فرهنگ و تجربه واقعی سفر دوباره در کانون توجه قرار گیرد.»