کد خبر 720652
۱۴۰۵/۰۷/۱۵ ۰۰:۱۶

زمانی که پرحرفی دیگر به عنوان یک رفتار «معمول» در نظر گرفته نمی‌شود؛ رازهای نهفته در پشت دیالوگ‌های بی‌پایان چیست؟

ساعت 24 - یک روانشناس با اشاره به این نکته که ناتوانی در کنترل تکانه‌ها، دلیل اصلی عدم توانایی در مدیریت گفتار محسوب می‌شود، بر این باور است که تمایز میان پرحرفی سالم و غیرطبیعی در زمینه هدف‌گذاری و درک شرایط افراد در تعاملات اجتماعی نهفته است.
وقتی پرحرفی دیگر «عادی» نیست؛ پشت حرف‌های بی‌پایان چه می‌گذرد؟

سید علی قاسمی در گفت‌وگو با ایسنا، در پاسخ به سوالی درباره تفاوت میان «پرحرفی برون‌گرایانه» و «پرحرفی مرضی» که از نشانه‌های اختلالات خلقی محسوب می‌شود، بیان کرد: فرد برون‌گرای سالم گفت‌وگویی با هدفی مشخص و معقول دارد. او به اندازه‌ای که لازم است سخن می‌گوید و زمانی که به هدف خود می‌رسد، دلیلی برای بی‌هدف و پراکنده صحبت کردن نمی‌بیند.

این روانشناس ادامه داد: در تعامل با یک برون‌گرای سالم، دریافت می‌کنید که گفتار او به گونه‌ای هدفمند است و به دانش یا درک طرفین افزوده می‌شود. او موقعیت را درک می‌کند و اگر شرایط گفت‌وگو مناسب نباشد یا شنونده آمادگی گوش دادن نداشته باشد، به زور صحبت نمی‌کند. او به طور مداوم زبان بدن شنونده را زیر نظر دارد و در صورت مشاهده عجله یا عدم آرامش از سوی مخاطب، مکالمه را ادامه نمی‌دهد.

وی تصریح کرد: در مقابل، پرحرفی ناشی از اضطراب و نگرانی نشان از بی‌توجهی فرد حراف به شنونده دارد. در این حالت، موضوع اصلی برای او فقط صحبت کردن است چرا که این عمل به‌طور موقت به او آرامش می‌دهد. در این شرایط، گفتارهای او غالباً پراکنده و بی‌هدف بوده و ممکن است برای شنونده خسته‌کننده شود. این افراد به هیچ وجه به نشانه‌هایی مثل نگاه کردن به ساعت یا ابراز عجله از سوی مخاطب توجه نمی‌کنند. آن‌ها صرفاً از فرصت حضور دیگران استفاده می‌کنند تا به نوعی از تنش‌های درونی خود رهایی یابند، بنابراین پراکندگی، بی‌هدفی و عدم تناسب با موقعیت از ویژگی‌های شاخص پرحرفی‌های مرضی و اضطرابی به شمار می‌رود.

قاسمی پرحرفی مفرط را تلاشی ناخودآگاه برای در اختیار گرفتن فضای گفت‌وگو و تسلط بر روایت توصیف کرد و درباره ابعاد دفاعی این رفتار توضیح داد: در مواقعی که فرد احساس ناامنی می‌کند، چه به صورت درونی و چه از محیط اطراف، ممکن است به پرحرفی روی آورد تا از این طریق از خود محافظت کند.

وی با تاکید بر اینکه ترس عمیق از «نادیده گرفته شدن» یا «بی‌اهمیت بودن» محرک اصلی این افراد برای تصاحب فضای کلامی است، افزود: هر گونه احساس تهدید یا ناامنی می‌تواند فردی که آسیب‌پذیر و با عزت‌نفس پایین است را تحت تأثیر قرار دهد و او را وادار به رفتارهای هیجان‌زده برای محافظت از خود کند.

قاسمی ریشه‌های درونی این رفتار را چنین توصیف کرد: احساس نادیده گرفته شدن، کم‌ارزش شمرده شدن، احساس بی‌ارزشی و عدم کفایت و ... از جمله مهم‌ترین احساساتی هستند که در صورت تجربه مزمن و مکرر آن‌ها، فرد به تدریج به سمت الگوهای رفتاری خاصی متمایل می‌شود. هدف از این رفتارها، حفاظت از یکپارچگی آسیب‌پذیر فرد است. به این ترتیب، تمامی این اقدام‌ها در زمره دفاع از خود قرار می‌گیرد. اگرچه شکل این واکنش می‌تواند متفاوت باشد، اما وجه مشترک همه این رفتارهای افراطی این است که در نهایت بر پایه هیجان بنا شده‌اند.

وی با یادآوری اینکه این رفتارها به جای ارائه احساس امنیت پایدار، تنها برای مدت زمانی کوتاه هیجان‌های فرد را مدیریت می‌کنند، تصریح کرد: با این حال، در بلندمدت این رویکرد بیش از پیش ضعف‌های فرد را عمیق‌تر کرده و او را در معرض خطر بیشتری قرار می‌دهد.

وی در پایان با تاکید بر اینکه بسیاری از افراد از پیام‌های نهفته در رفتارهای خود بی‌خبرند، اظهار کرد: ما معمولاً متوجه نیستیم که با میزان صحبت کردن، نوع ادبیات و حتی زبان بدن‌مان، چه تأثیری بر اذهان مخاطبان می‌گذاریم. گاهی اوقات از رفتار شنونده متعجب می‌شویم که چرا او حاضر به عقب‌نشینی یا عدم ادامه گفت‌وگوست، در حالی که از سیگنال‌های ناخوشایندی که بدون اراده از خود ساطع می‌کنیم، غافل هستیم.

این روانشناس افزود: در نتیجه، چنین افرادی یا در تنهایی به سر می‌برند و یا اگر اطرافیانی باشند، در کنار آن‌ها نیز همیشه حس تنهایی را تجربه خواهند کرد و تمام این موارد به دلیل غفلت از پیام‌هایی است که در رفتارهای افراطی خود به دیگران مخابره می‌کنند.

انتهای پیام

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.