شناسایی نشانههای انزوای عاطفی و تنهایی در بزرگترها
علیرضا شریفی یزدی، روانشناس و مشاور، در گفتوگویی با ایسنا، به توضیح تفاوت میان حالت تنها زندگی کردن و احساس تنهایی در بین سالمندان پرداخت و عوامل مؤثر در ظهور این تجربه احساسی را مورد بررسی قرار داد. او معتقد است که تنها بودن یک وضعیت جسمانی است، در حالی که حس تنهایی یک تجربه عاطفی و درونی تلقی میشود. بسیاری از سالمندان ممکن است در یک مکان به تنهایی زندگی کنند، اما با دوستان، همسایگان و فعالیتهای روزانه ارتباط نزدیک و عمیقی داشته و احساس تنهایی نکنند؛ به عبارتی، یک سالمند دیگر ممکن است در خانهای پر جمعیت کنار فرزندانش زندگی کند، اما همچنان حس کند که توجه و شنیدگی لازم را از اطرافیان نمیگیرد و دچار احساس غربت شود.
وی ادامه داد: عواملی همچون از دست دادن همسر و افراد همسن و سال، بازنشستگی و کاهش نقشهای اجتماعی، افت توان جسمی، کمشنوایی یا بیماریهای حرکتی و به حداقل رسیدن کیفیت ارتباط با فرزندان، از اصلیترین عواملی هستند که موجب بروز این تجربه تلخ در سالمندان میشوند.
علائم رفتاری و روانی انزوای سالمندان
شریفی یزدی در خصوص چگونگی تشخیص احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی در سالمندان گفت: این افراد همیشه از طریق گلایه یا شکایت به مشکلات خود اشاره نمیکنند، بلکه اکثر مواقع رفتار و حالت خلق و خوی آنها نشاندهنده وضعیتشان است. تغییرات در الگوی خواب و اشتها، بهخصوص شامل بیخوابی شدید، خوابهای طولانی بهمنظور فرار از روزمرگی یا بیعلاقگی به غذا، از علائم بارز این وضعیت میباشد.
این روانشناس افزود: کاهش قابل توجه در مراقبت از خود و عدم توجه به ظاهر شخصی، بهداشت یا cleanliness منزل میتواند نشانهای از انزوای سالمند باشد. همچنین، انصراف از فعالیتهای مورد علاقه و بیتفاوتی نسبت به کارهایی که قبلاً خوشایند بودند، از جمله تماشای تلویزیون، رفتن به پارک یا برقراری تماس با اقوام، نیز باید مورد توجه قرار گیرد. افزون بر این، نشانههایی مانند تکرار جملاتی مانند «دیگر به کار کسی نمیآیم» یا تجربه دردهای جسمانی غیر مشخص و مکرر که ریشه پزشکی ندارند، نشاندهنده این است که فرد با حس تنهایی دست و پنجه نرم میکند.
تنهایی؛ سمی برای سلامت روان و جسم
شریفی یزدی با اشاره به تأثیر منفی تنهایی بر سلامت روان و جسم سالمندان، مطرح کرد که علم پزشکی و روانشناسی امروز نشان میدهد تنهایی مزمن مانند سمی تدریجی برای بدن عمل میکند. از دیدگاه روانی، این وضعیت میتواند به شدت زمینهساز افسردگی، اضطراب و زوال عقل مانند آلزایمر شود. از نظر جسمی نیز، افزایش سطح هورمونهای استرس به افزایش فشار خون، تضعیف سیستم ایمنی و اختلال در عملکرد قلب و عروق منجر میشود، بهگونهای که تحقیقات نشان میدهند اثرات منفی تنهایی بر عمر به اندازهٔ مصرف روزانه چندین نخ سیگار است.
شریفی یزدی این نکته را یادآور شد که از دست دادن همسر یا جدا شدن فرزندان از خانه، ضربههای عاطفی قابل توجهی به همراه دارد که به زمان و بازتعریف معنای زندگی نیازمند است. لذا باید به سالمند این فرصت داده شود که به روند سوگ خود بپردازد و نمیتوان از او انتظار داشت که به سرعت به حالت عادی بازگردد؛ او حق دارد که غمگین باشد. بهعلاوه، شروع فعالیتهای کوچک روزانه و یادآوری خاطرات خوش و تبدیل آنها به سرمایهای معنوی میتواند به جلوگیری از انزوا و بیعملی کمک کند. حفظ ارتباطات با بستگان، پیوستن به گروههای همسالان یا مشارکت در فعالیتهای عامالمنفعه یا مذهبی این امکان را فراهم میآورد تا زندگی پس از جدایی فرزندان یا همسر معنای تازهای پیدا کند.
مراقبت هوشمندانه از سالمندان
این روانشناس در مورد چگونگی کمک به سالمندان توسط خانوادهها بدون کاهش استقلال آنها توضیح داد که «مراقبت هوشمندانه» به معنای ارائه حمایت بدون به وجود آوردن حس ناتوانی است. خانوادهها نمیبایست به جای سالمند تصمیمگیری کنند، بلکه باید به سلیقه، نظرات و سبک زندگی او احترام بگذارند و حس کنترل بر امور را برای او حفظ کنند. همچنین، با مشورت در تصمیمات خانوادگی و جویا شدن از نظرات وی، احساس میکند همچنان عضو مؤثری از خانواده است.
شریفی یزدی همچنین تصریح کرد که برقراری تماسهای منظم و باکیفیت بسیار حائز اهمیت است؛ ارتباط مستمر و با حوصله، حتی اگر بهصورت تماسهای تلفنی کوتاه روزانه باشد، به مراتب مؤثرتر از یک ملاقات طولانی و بیحوصله است. برای حفظ استقلال سالمند، باید به جای انجام کارها بهجای او، بستر انجام وظایف خود را برای وی مساعد کرد، بدین معنا که وسایلی در دسترس او قرار داد تا بتواند خود به انجام کارهایش بپردازد و نه اینکه همه کارها از او گرفته شود.
سپر دفاعی در برابر افسردگی
شریفی یزدی در خصوص اثرات ارتباط سالمندان با دوستان، همسالان و شرکت در فعالیتهای اجتماعی بر کاهش تنهایی گفت: همسالان دارای تجربیات و نگرانیهای مشترکی هستند. زمانی که سالمندان در مکانهایی مانند پارک، کانونهای بازنشستگی، مساجد یا گروههای ورزشی با همسنوسالان خود وقت بگذرانند، متوجه میشوند که در مشکلات سن پیری تنها نیستند و فرصتی برای همدلی، شوخی و یادآوری خاطرات مییابند که در نتیجه احساس تعلق اجتماعی و پویایی در آنها تقویت میشود که بهعنوان قویترین سپر دفاعی در برابر افسردگی دوران سالمندی محسوب میشود.
شریفی یزدی همچنین بر اهمیت کاربری فنآوری و فضای مجازی در کاهش احساس تنهایی سالمندان تأکید کرده و اظهار کرد: این ابزار نباید بهعنوان یک جایگزین کامل برای روابط رو در رو مطرح شود. در دنیای امروز، تماسهای تصویری میتوانند فاصله میان سالمند و فرزندان مهاجر را کاهش دهند، و اینترنت دسترسی به اطلاعات، موسیقی، کتابهای صوتی و گروههای فامیلی را فراهم میآورد. نکته کلیدی این است که آموزشهای لازم برای سالمندان باید با صبوری انجام گیرد، تا کار با گوشی یا تبلت موجب اضطراب نشود و به منبعی برای حفظ ارتباط تبدیل گردد، نه ابزاری برای اضافه شدن به انزوا یا اعتیاد دیجیتالی.
این روانشناس همچنین بیان کرد: زمانی که حس تنهایی از یک وضعیت موقتی به اختلالی در عملکرد زندگی تبدیل شود، باید زنگ خطر به صدا درآید. استمرار علائم افسردگی شدید، احساس ناامیدی مطلق و فقدان انگیزه برای مدت زمانی بیش از چند هفته، ظهور رفتارهای وسواسی، پرخاشگری، توهم یا سوءظن به اطرافیان، سخن گفتن از پوچی یا احساس بار بودن بر دوش دیگران و ابراز تمایل به پایان دادن به زندگی، از علائم هشداردهندهای هستند که نیاز به رجوع به روانشناس و پزشک دارند. همچنین افت ناگهانی در تمرکز، حافظه و مراقبت از امور درمانی و دارویی روزانه مستلزم توجه ویژه است.
انتهای پیام