زمانی که بحران به خانه راه مییابد؛ زنان، مادران و طراحی تابآوری در خانواده
سیده مریم سیادت به مناسبت هفته سلامت بانوان، در سلسله گفتگوهای تخصصی با ایسنا درباره سلامت زنان و تابآوری خانواده اظهار داشت: جنگها هیچگاه فقط با صدای انفجار آغاز نمیشوند و همچنین روزی نیز با اعلام آتشبس پایان نمییابند. گاهی اوقات این جنگها به آرامی از طریق تلفن همراه به خانهها نفوذ میکنند، با یک خبر نامعتبر، یک تصویر وحشتناک، نگرانی درباره آینده اقتصادی یا حتی پرسش کودکانی که میخواهند بدانند: «آیا ممکن است خانه ما نیز خراب شود؟»
وی ادامه داد: بحرانهای اقتصادی، جنگها، مهاجرتهای اجباری، بیکاری و ناامنی اجتماعی ممکن است به ظاهر رخدادهایی بیرونی به شمار آیند، اما تأثیرات آنها عمیقاً در زندگی روزمره و خصوصی خانوادهها نمایان میشود؛ در مکالمات کوتاه حول سفره غذا، کیفیت خواب کودکان، سکوت والدین، تغییر در عادتهای خرید و حتی تعداد دفعاتی که اعضای خانواده گوشیهای خود را برای چک کردن اخبار روشن میکنند، ملموس است.
این پژوهشگر حوزه روانشناسی فضای مجازی افزود: در این مواقع، زنان و مادران اغلب وظایف بیشتری به عهده میگیرند؛ آنها در بسیاری از خانوادهها به تنظیمکنندگان احساسات عاطفی منزل، مدیران منابع کمیاب، تفسیرکنندگان وقایع خارجی برای فرزندان و حافظان پیوندهای خانوادگی و اجتماعی تبدیل میشوند.
سیادت بیان کرد: این نقشها در کنار مشارکت پدران و حمایتهای اجتماعی میتوانند به حفظ ثبات و تقویت تابآوری خانواده یاری رسانند.
وی همچنین تصریح کرد: با این حال، یک اشتباه متداول در بازنمایی نقش زنان در زمان بحران وجود دارد؛ ما آنقدر درباره توانمندیهای زنان در برابر سختیها صحبت میکنیم که گاهی فراموش میکنیم آنان نیز حق دارند بترسند، خسته شوند، درخواست حمایت کنند و از پا بیفتند.
تابآوری زنان نباید با تحمل بیپایان رنج اشتباه گرفته شود.

خانه؛ جایی که بحران معنا پیدا میکند
این محقق و دانشپژوه دکتری روانشناسی تأکید کرد که کودکان بحرانها را صرفاً از طریق اخبار یا رویدادهای خارجی تجربه نمیکنند و بخش عمدهای از درک آنها از خطر، تحت تأثیر واکنشهای بزرگترها و نزدیکانشان شکل میگیرد.
سیادت افزود: کودکی که معنای تحریم اقتصادی، تنشهای نظامی یا رکود بازار را درک نمیکند، ممکن است اضطراب ناشی از این شرایط را از چهره مادر، گفتوگوی نگران پدر یا تغییر رفتار اعضای خانواده احساس کند. در اینجا، نقش مادران و سایر مراقبان اصلی به وضوح نمایان میشود؛ آنها کمک میکنند تا رویدادهای بزرگ، مبهم و ترسناک به واقعیتهایی قابل فهم و قابل مدیریت برای کودک تبدیل شوند.
وی اعلام کرد: این مسئولیت به معنای پنهان کردن واقعیت یا اعمال آرامش ساختگی نیست. مادری که در پاسخ به نگرانی فرزندش میگوید «من هم نگران هستم، اما بیایید با هم فکر کنیم چگونه از خود مراقبت کنیم»، به واقع یک مهارت مهم را به کودک میآموزد؛ مهارتی که در آن میتوان هم ترسید و هم تصمیمگیری کرد.
این پژوهشگر در حوزه روانشناسی فضای مجازی همچنین گفت: این نقطهای است که تابآوری به یک مهارت روانشناختی تبدیل میشود، کودکان بیشتر از آنکه به والدینی نیاز داشته باشند که هرگز نترسند، به بزرگسالانی نیاز دارند که شیوه مواجهه با ترس را به آنان آموزش دهند.
انتهای پیام