ماجرا فراتر از اینهاست، آقای قلعهنویی!
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی ایران که در نظر دارد در جام ملتهای آسیا نیز همانند رقابتهای جام جهانی بر روی نیمکت تیم خود بنشیند، این روزها در حال نهاییسازی لیستی از بازیکنانی است که قرار است به تمرینات فیفادی آبان دعوت شوند. او به خوبی میداند که این تورنمنت، در صورت عدم تعویق، آخرین شانس او برای اثبات تواناییهایش خواهد بود و از این رو به شدت به رقابت موجود در فدراسیون فوتبال توجه دارد؛ بهویژه با نزدیک شدن یحیی گلمحمدی به مسئولان فدراسیون، او احساس خطر بیشتری میکند. به ویژه اینکه توافق فدراسیون با یحیی برای قبول هدایت تیم امید، باعث شده تا روابط او با مدیریت فدراسیون تیره و تار شود.
دستیار خارجی میخواهم
امیر قلعهنویی به نقدها و انتقادها چندان بها نمیدهد؛ حتی اگر ادعا کند که به نقدهای سازنده توجه میکند، باز هم تغییرات قابل توجهی نداشته است. موضوعی که از ابتدای کار او تبدیل به مشکل اصلی شده، دستیارانی است که در کنار او فعالیت میکنند. سالهاست که گفته میشود این دستیاران در سطح تیم ملی قرار ندارند، اما قلعهنویی معتقد است که در این زمینه جانبداری وجود دارد و همکارانش جزء بهترینها به شمار میروند. با این وجود، عملکرد ضعیف تیم ملی در جام جهانی که نتوانست از مرحله گروهی این دوره ۴۸ تیمی صعود کند، باعث شد فدراسیون از اهرم فشار استفاده کند و به او بفهماند که برای ادامه فعالیتش بر روی نیمکت ملی، لازم است که با برخی از دستیاران خود خداحافظی کند. از این رو، او از همکاری با آندو تیموریان و هومن افاضلی صرفنظر کرد تا زمینه برای ورود یک دستیار خارجی فراهم شود. بهرغم اظهارات اخیر او مبنی بر عدم نیاز به تغییر در کادر فنی، شنیدهها حاکی از آن است که او دو بار به مهدی تاج نامه نوشته که دلیل تاخیر در رسیدن دستیار خارجی چیست؟ جالب اینجاست که در این مورد نیز نام یحیی گلمحمدی در میان است و به نظر میرسد امیر از هزینههای فدراسیون برای یحیی رضایت ندارد.
برای فسخ یحیی پول هست برای دستیار قلعه نه!
مشکلی که اخیراً قلعهنویی به آن اشاره کرده، این است که فدراسیون به دلیل مشکلات مالی در زمینه دلار توانایی آوردن دستیار خارجی را ندارد. با این حال، نزدیکان او به این موضوع معترض هستند که چگونه فدراسیون برای فسخ قرارداد یحیی گلمحمدی با تیم دهوک عراق پول دارد، اما برای استخدام یک دستیار خارجی توانایی مالی ندارد؟ این پرسش، فدراسیون را وادار کرده تا واکنش نشان دهد و اعلام کند که مذاکرات برای جذب دستیار خارجی برای قلعهنویی ادامه دارد. با این حال، به نظر میرسد نگرانی قلعهنویی بیشتر از مسائل مربوط به دستیار خارجی، به نزدیکی یحیی گلمحمدی مرتبط است؛ چراکه شایعات حاکی از آن است که یحیی ممکن است جانشینی برای امیر در تیم ملی بزرگسالان باشد و منتظر وضعیت او هستند.
مشکل بیش از اینهاست
امیر قلعهنویی در شرایطی به یاد نیاز به یک دستیار خارجی افتاده که پیشتر نشان داده با وجود این که در کنار او نیز خارجیها بودند، تیم ملی عملکردی درخور نداشته است. تا کنون، او دو دستیار به نامهای آنتونیو مانیکونه و آنتونیو گالیاردی داشته که هر دو به دلیل جنگ قبل از جام جهانی همکاری با او را رها کردند. اگرچه گالیاردی مدت کوتاهی با قلعهنویی همکاری داشت، مانیکونه زمان بیشتری در کنار او حضور داشت. هر دو مربی از مربیان شناختهشده فوتبال ایتالیا بودند، اما در ایران نتوانستند به موفقیت برسند. این عدم موفقیت همان مسئلهای است که قلعهنویی باید بیشتر به آن توجه کند.
درواقع، سوال اصلی این است که قلعهنویی با بهکارگیری دستیار خارجی چه دستاورد قابل توجهی برای فوتبال ایران به ارمغان آورده است که نبود او میتواند مضر باشد؟ به وضوح، بهرهمندی از دانش روز فوتبال میتواند به هر سرمربی کمکی شایان انجام دهد؛ اما آیا قلعهنویی آنچنان فردی است که بتواند مشاورهای فراتر از الهویی دریافت کند؟ بنابراین باید به همان بحث اصلی پرداخت و بررسی کرد که در زمانهای گذشته که او دستیار خارجی داشت، چرا تیم ملی عملکردی ناپایدار و غیرقابل قبول از خود نشان میداد؟ عمدتاً، هزینه کردن برای استخدام یک دستیار خارجی در دوران امیر قلعهنویی خروجی خاصی نداشته است؛ زیرا ساختاری که او و همکارانش برای تیم ملی طراحی کردهاند، دچار نقص است و این ساختار بر پایۀ بازیکنان سنبالا است که به لحاظ تاکتیکی پیشرفتی حاصل نکرده است. به همین دلیل، مشکل اصلی برای تیم ملی در روزها و ماههای قضاوت درباره قلعهنویی، وجود یا عدم وجود دستیار خارجی نیست، بلکه مشکل تفکر حاکم بر این مجموعه است که مانع از تغییرات لازم شده است.