یک مشاور: توسعه واقعی یعنی کیفیت زندگی، روابط انسانی، آرامش روان و حس معنا
مجید زارعی در جریان گفتوگو با ایسنا توضیح داد: نباید سلامت روان را صرفاً پیامد و حاصلِ توسعه به حساب آورد؛ در واقع، سلامت روان میتواند یکی از ارکان و بنیادهای خودِ توسعه باشد. به باور او، اگر یک فرد از نظر روانی در وضعیت مطلوبی قرار نگیرد، حتی بهترین طرحها و برنامههای توسعه هم معمولاً قادر نخواهند بود به دگرگونی واقعی در کیفیت زندگی مردم منتهی شوند.
وی در ادامه افزود: توسعه تنها محدود به حوزههای اقتصادی یا شیوههای مدیریتی نیست. در کنار رشد و پیشرفت مادی، لازم است رشد روانی، فرهنگی و اجتماعی انسانها نیز در کانون توجه قرار گیرد تا توسعه معنا و اثر واقعی خود را نشان دهد.
این مشاور و رواندرمانگر سپس گفت: جامعهای که در آن افراد بتوانند با آرامش بیشتری زندگی کنند، در جریان زندگی با یکدیگر وارد گفتوگو شوند، تفاوتها را به رسمیت بشناسند و در مواجهه با دشواریها توان بالاتری برای سازگاری و کنار آمدن داشته باشند، بستر مناسبتری برای رشد و پیشرفت خواهد داشت.
رشد انسان از آگاهی و شناخت آغاز میشود
زارعی با اشاره به اهمیت آگاهی، هیجان و معنا در روند رشد فردی بیان کرد: انسان برای حرکت به سمت رشد، نخست باید بتواند جایگاه خود و شرایط پیرامونش را درک کند و واقعیتها را همانگونه که هستند ببیند. در کنار این شناخت، مدیریت احساسات، آشنایی با شیوه هدایت هیجانها و نیز داشتن هدف و معنا در زندگی، نقش تعیینکنندهای پیدا میکند.
وی ادامه داد: فردی که توانایی بیشتری برای شناسایی دقیق احساساتش داشته باشد و در موقعیتهای سخت بتواند آنها را مدیریت کند، در روابط اجتماعی نیز عملکرد کارآمدتری خواهد داشت و معمولاً با دشواریها راحتتر سازگار میشود.
این رواندرمانگر در توضیح نقش این موضوع در سطح جامعه اظهار کرد: زمانی که چنین مهارتهایی در افراد پرورش پیدا کند، میتوان انتظار داشت مولفههایی مانند امید، تابآوری و مشارکت اجتماعی نیز تقویت شوند و در زندگی جمعی نمود پررنگتری داشته باشند.
پیشرفت اقتصادی به تنهایی کافی نیست
زارعی تأکید میکند که تمرکز صرف بر شاخصهای اقتصادی نمیتواند نمای کاملی از وضعیت یک جامعه ارائه کند.
او در ادامه گفت: ممکن است یک جامعه از نظر اقتصادی مسیر رشد را طی کند، اما اگر همزمان به سلامت روان و کیفیت روابط انسانی توجه نشود، افراد با وجود موفقیتهای کاری و دستاوردهای مالی، ممکن است احساس رضایت و آرامش کمتری تجربه کنند.
به گفته وی، افت کیفیت روابط، افزایش فشارهای روانی و کمرنگ شدن حس معنا در زندگی، میتواند مستقیماً بر کیفیت زیستِ افراد اثر بگذارد؛ بنابراین ضروری است در برنامهریزیهای اجتماعی، انسان و نیازهای روانی او هم بهعنوان یک محور اساسی دیده شود.
همه افراد باید فرصت رشد و حمایت داشته باشند
این مشاور و رواندرمانگر همچنین با برجسته کردن اهمیت بهرهمندی همه گروههای جامعه از فرصتهای رشد و دریافت حمایت، گفت: سلامت روان موضوعی ویژه یا محدود به افراد خاص نیست و همه افراد جامعه باید در صورت نیاز بتوانند از حمایتهای روانی و اجتماعی بهرهمند شوند.
زارعی افزود: وقتی افراد شنیده شوند، امکان دریافت کمک و حمایت برایشان فراهم باشد و به نیازهای روانی گروههای مختلف جامعه توجه شود، سلامت اجتماعی نیز تقویت میگردد.
آموزش مهارتهای روانی باید از کودکی آغاز شود
وی با اشاره به نقش خانواده و مدرسه در حفظ و ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان بیان کرد: بسیاری از مهارتهای کلیدی زندگی از همان سالهای ابتدایی شکل میگیرند. آموزش شناخت و مدیریت احساسات، تقویت همدلی، یادگیری گفتوگو و پرورش مسئولیتپذیری میتواند در آینده کمک کند افراد بهتر با مشکلات و بحرانها روبهرو شوند.
زارعی ادامه داد: جامعهای که افرادش توانایی بیشتری برای کنترل هیجانها و برقرار کردن گفتوگو با دیگران داشته باشند، در زمانهای بحرانی نیز احتمالاً عملکرد بهتری از خود نشان میدهد.
معنا در زندگی را نباید نادیده گرفت
این رواندرمانگر با تأکید بر اهمیت معنا در زندگی انسان گفت: رشد فردی فقط به این محدود نمیشود که فرد مهارتهای جدید کسب کند یا در حوزههای شغلی و اقتصادی پیشرفت داشته باشد. بخشی از رشد واقعی زمانی اتفاق میافتد که انسان بداند برای چه چیزی زندگی میکند و چه ارزشهایی در زندگیاش اهمیت بنیادین دارند.
وی در ادامه با اشاره به نگاههای ویکتور فرانکل درباره معنا افزود: برخورداری از معنا میتواند به انسان کمک کند در زمانهای دشوار، هدف و انگیزه خود را حفظ کند و مسیر زندگی را با آگاهی بیشتری ادامه دهد.
آثار روانی تصمیمهای اجتماعی هم باید دیده شود
زارعی با تأکید بر ضرورت توجه به سلامت روان در تصمیمگیریهای اجتماعی اظهار کرد: همانطور که آثار اقتصادی و پیامدهای اجتماعی یک برنامه مورد بررسی قرار میگیرد، بهتر است تأثیر آن بر زندگی روزمره مردم و سلامت روانشان نیز در نظر گرفته شود.
وی گفت: اگر هدف توسعه، بهتر شدن زندگی مردم است، باید بررسی شود که یک تصمیم یا برنامه مشخص تا چه اندازه به آرامش افراد، بهبود کیفیت روابط، افزایش احساس امنیت و نیز رضایت از زندگی آنها کمک میکند.
این مشاور و رواندرمانگر در پایان خاطرنشان کرد: توسعه زمانی میتواند به معنای واقعی به بهبود زندگی مردم منجر شود که انسان و ابعاد گوناگون نیازهای او در مرکز توجه قرار بگیرند. سلامت روان، کیفیت روابط، حس معنا و توانایی رویارویی با مشکلات، همگی جزئی از همین نگاه به توسعه و پیشرفت محسوب میشوند.
انتهای پیام