«آنهدونیا»؛ دلیل نداشتن لذت از تفریح
پریسا ارجمندی، روانشناس در گفتوگو با ایسنا، اشاره کرد که بسیاری از نوجوانان و جوانان به طور پیوسته احساس بیحوصلگی میکنند و توضیح داد: این بیحوصلگی در این رده سنی، یک پدیدهای چندوجهی میباشد. از زاویهی عصبشناختی، در دوران نوجوانی و اوایل جوانی، مغز، به ویژه ناحیه قشر پیشپیشانی، تحت یک بازسازی عمده قرار دارد و این تغییرات فیزیولوژیک منجر به تغییراتی در سیستم پاداش مغز میشود که نیاز به محرکهای قویتر را ایجاد می کند.
وی ادامه داد: افزون بر این، فقدان هدفهای ملموس و معنادار، یکنواختی در نظام آموزشی، فاصله میان انتظارات و واقعیتهای اجتماعی، کمبود فرصتهای ابراز خلاقیت و نبود سرگرمیهای ارزان و در دسترس، مجموعاً باعث شکلگیری احساس خلأ ذهنی و در پی آن، بیحوصلگی و ملال مستمر در فرد میشود.
ارجمندی خاطرنشان کرد: باید توجه داشت که بیحوصلگی معمولی با بیانگیزگی و افسردگی تفاوت قابل توجهی دارد و جداسازی این سه مفهوم در حوزه بالینی از اهمیت ویژهای برخوردار است. زیرا بیحوصلگی یک وضعیت موقتی و واکنشی به یک محیط خستهکننده است که فرد در آن تمایل دارد به انجام کاری بپردازد ولی گزینههای جذابی سر راه ندارد و این وضعیت میتواند با تغییر محیط، ملاقات با دوستان یا جستجوی سرگرمیهای جدید رفع شود. در مقابل، بیانگیزگی به معنی طفره رفتن از اهداف یا فقدان انگیزه و میل درونی برای پیشبرد اهداف است که با وجود قابلیت انجام کار، فرد نمیتواند دلیلی برای انجام آن پیدا کند.
وی افزود: از سویی دیگر، افسردگی یک اختلال خلقی به شمار میآید که با احساس مداوم غم، پوچی و ناامیدی، تغییرات قابل مشاهده در الگوهای خواب و اشتها و مهمتر از همه، «بیلذتی بینهایت» مشخص میشود و به هیچ وجه با محیطهای شاد یا فعالیتهای متنوع به تنهایی بهبود نمییابد؛ به طوری که میتواند به مدت حداقل دو هفته بهطور جدی منجر به مختل شدن عملکرد روزمره فرد شود.
این روانشناس در مورد تأثیر استفاده فراوان از گوشیهای هوشمند و شبکههای اجتماعی بر بیحوصلگی گفت: این پلتفرمها به دلیل الگوریتمهای پیچیده خود دوزهای مداوم، سریع و ارزان از «دوپامین» به مغز میفرستند و وقتی مغز به این نوع تحریک مکرر و تغییرات سریع محتوا، مانند ویدیوهای کوتاه عادت میکند، حساسیتش به تحریکات عادی و واقعی مانند مطالعه، پیادهروی، گپوگفت یا یادگیری مهارتهای جدید که نیازمند صبر و تمرکز هستند به شدت کاهش مییابد و این فعالیتها به شکل کسلکننده و بیروح به نظر میرسند.
ارجمندی اظهار داشت که به نوعی، شبکههای اجتماعی باعث بروز «خستگی شناختی» و نوعی ضعف اراده در گذران زمان در دنیای واقعی میشوند.
این متخصص در ادامه اشاره کرد که برخی جوانان دیگر از حتی تفریح و فعالیتهایی که زمانی برایشان لذتبخش بوده، خوشی نمیبرند و این وضعیت در روانشناسی به عنوان «آنهدونیا» (Anhedonia) شناخته میشود که به معنای ناتوانی در تجربه لذت از زندگی است.
این روانشناس در پایان افزود: عوامل اصلی به وجود آورنده این حالت شامل فرسودگی روانی و استرس مزمن است که انباشت اضطراب در نهایت سیستم عصبی را در وضعیتی از کرختی حسی نگه میدارد تا از خود محافظت کند. همچنین، تحریکات دیجیتال مداوم موجب خاموش شدن موقتی حساسیت گیرندههای لذت میشود و عدم لذت بردن از علاقهمندیهای سابق، به عنوان یکی از نشانههای اولیه اختلالات خلقی به شمار میرود و بهعنوان نشانهای مهم از افت خلق و افسردگی پنهان در جوانان تلقی میشود.
انتهای پیام