بر اساس گزارش خبرآنلاین، روزنامه جمهوری اسلامی اشاره کرده است که در چنین اوضاعی، عواملی که می‌توانند به شدت کشور را آسیب‌پذیر کنند، عبارتند از روزمرگی، چندصدا بودن تصمیمات و بی‌تصمیمی در درون کشور. ایران به یک طرح مشخص، یک تصمیم شجاعانه و گفت‌وگویی صادقانه با مردم نیازمند است. این تصمیم باید هزینه‌های خود را پنهان نکند و افق روشن عبور از بحران را به تصویر بکشد.

ما در آستانه یک دوره دشوار قرار داریم و تصمیمات پیش رو اغلب به معنای انتخاب بین گزینه‌هایی غیرمطلوب است. اما بی‌تصمیمی از هر یک از آن‌ها خطرناک‌تر است. کشور نمی‌تواند در شرایط همزمان جنگ اقتصادی، فرسایش اجتماعی و تهدیدات خارجی قرار گیرد و منتظر روشن شدن کامل اوضاع بماند. اصلاحات اقتصادی، هرچند حیاتی، باید به موازات اصلاحات در سیاست‌های خارجی و بازسازی سرمایه اجتماعی صورت بگیرد. اگر فرصت مذاکره و توافق وجود داشته باشد، نباید اجازه دهیم فرصت‌ها به‌خاطر ناامیدی از آینده از دست بروند و اگر قرار بر مقاومت است، می‌بایست مردم را در این روند شریک کرد و نه تنها بار هزینه‌ها را بر دوش آن‌ها نهاد.

نظام اسلامی به یک تصمیم کلان و یک توافق مهم نیاز دارد. چه احیای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و چه تلاش برای ایجاد یک رویکرد سیاسی نوین می‌تواند راهی برای رسیدن به توافقی معنادار باشد. همکاری و میانجی‌گری عمان و سایر کشورها ممکن است از فایده باشد، اما نمی‌تواند به تنهایی به حل مشکل اصلی دست یابد. در حال حاضر، منافع ملی با تهدید جدی مواجه است و بیش از هر زمان دیگری نیازمند تدبیر سیاسی فوری و شجاعانه‌ است.

ریسک اصلی این است که جنگ اقتصادی به‌طور آرام و بی‌سروصدا سرمایه انسانی، اجتماعی و زیرساخت‌های کشور را تحت فشار قرار دهد. در مواجهه با تهدیدات بی‌پروا دشمن، جامعه به یک برنامه منسجم برای عبور از بحران نیاز دارد و نه به روزمرگی، تناقض و بی‌تصمیمی. بی‌تصمیمی بیشتر از هر چیز دیگری موجب ترس مردم می‌شود.آمریکای جنایتکار به طراحی یک جنگ اقتصادی عمیق و زیرکانه روی آورده که به‌جای ضربات کوتاه‌مدت، بر فرسایش تدریجی اقتصاد و توان اجتماعی ایران تمرکز کرده است.

منابع دولت برای مقابله با این فرسایش محدود است. با کاهش درآمدهای نفتی و افت شدید جذب سرمایه خارجی، انرژی و خدمات عمومی به منابع حیاتی بدل شده‌اند. اصلاح در قیمت بنزین، گاز و خدمات عمومی ممکن است برای افزایش تاب‌آوری ضرورت پیدا کند، اما باید واقعیت هزینه اجتماعی‌ آن را به اطلاع مردم رساند. هر اصلاح قیمتی، اگر بدون جبران مؤثر انجام شود، می‌تواند سفره مردم را تحت تاثیر قرار دهد و نارضایتی به وجود آورد. کالابرگ و سیاست‌های حمایتی می‌توانند بخشی از این فشار را تسکین دهند، اما مشکل را حل نخواهند کرد.بنابراین ریشه مسئله در حوزه اقتصادی نیست، بلکه چالش اصلی سیاسی است. در شرایط جنگی، کشور تنها زمانی می‌تواند به درستی مدیریت شود که با مردم در شرایط عادی به گفتگو نشسته شود. نمی‌توان تصمیمات سخت را اتخاذ کرد و در عین حال بر گردن دیگران انداخت. مردم باید از وضعیت کنونی، گزینه‌های موجود و هزینه‌های هر گزینه آگاه باشند و مقصد نهایی کجا است.
 
برای حفظ تمامیت کشور و نظام سیاسی، سیاست خارجی باید به‌طور بیشتری بر مصلحت استوار باشد. تکیه صرف بر حق بدون توجه به واقعیت‌های صحنه بین‌المللی ممکن است کشور را از قابلیت مانور محروم کند. گرچه حقوق بین‌الملل اهمیت دارد، سیاست خارجی تنها در اعلام حق خلاصه نمی‌شود. هنری که در اینجا نیاز است، درک همزمان حق، مصلحت و قدرت و انتخاب کم‌هزینه‌ترین گزینه در میان گزینه‌های دشوار است.
مسئله کنونی این نیست که آمریکا چه اقداماتی انجام می‌دهد، بلکه این است که ما برای آنچه که آمریکا انجام می‌دهد، چه برنامه‌ای داریم. نمی‌توان جنگ اقتصادی را با روزمرگی مدیریت کرد و نمی‌توان مردم را در سکوت و ابهام نگه داشت. در این شرایط، بزرگترین سرمایه کشور اعتماد مردم است. باید با آنان شفاف سخن گفت، راه‌های دیپلماسی را باز نگه داشت، و فرصت‌های توافق را از دست نداد. اگر قرار است هزینه‌ای برای مقاومت پرداخت شود، این هزینه باید به‌طور عادلانه و آگاهانه میان مردم و حاکمیت تقسیم گردد.
17302