زهره نظام آبادی در گفتوگوی خود با ایسنا، با اشاره به این موضوع که آیا بلند صحبتکردن ریشه در شخصیت فرد دارد یا این پدیده میتواند نشانهای از اضطراب باشد، توضیح داد: خود بلند صحبتکردن در واقع به تنهایی به عنوان یک ویژگی شخصیتی شناخته نمیشود و بیشتر تحت تأثیر عادات برقراری ارتباط، شرایط شنوایی فرد و محیط اطراف قرار دارد.
وی ادامه داد: اغلب افراد زمانی که به شدت مضطرب هستند، کنترل و شدت صدایشان را از دست میدهند، اما نمیتوان به تنهایی این موضوع را بررسی کرد که آیا بلند صحبتکردن نشانهای از ساختار شخصیت فرد است یا خیر.
این روانشناس در مورد نقش الگوهای خانوادگی و تربیتی در شکلگیری عادت بلند صحبتکردن بیان کرد: خانواده تأثیر قابل توجهی در شکلگیری عادت بلند صحبتکردن دارد. کودکی که در خانوادهای بزرگ میشود و والدینش با صدای بلندتر با یکدیگر صحبت میکنند، به طور ناخودآگاه این رفتار را میآموزد و این امر به عادت ثابتی تبدیل میشود؛ حتی در برخی از فرهنگها، بلند صحبتکردن تقریباً امری طبیعی و رایج است.
برونگرایی به معنای صدای بلند داشتن نیست
نظام آبادی تصریح کرد که برونگرایی به معنای داشتن صدای بلند نیست و این موضوع خود یک سو تفاهم به شمار میآید. برونگرا بودن به عنوان یک صفت شناخته میشود که فرد دارای تعاملات اجتماعی بالا، راحتتر برقراری ارتباط و تمایل بیشتر به حضور در جمعها است و ممکن است در جمع نیز با صدای آرامی صحبت کند. در مقابل، یک فرد درونگرا ممکن است در زمانهایی که نیاز به صحبت دارد، صدای بلندی داشته باشد؛ بنابراین این مسئله ارتباطی به برونگرایی یا درونگرایی ندارد. برونگرایی میتواند به عنوان یک ویژگی شخصیتی شناخته شود، اما بلند صحبتکردن هیچگاه جزو ویژگیهای شخصیتی فرد نمیتواند به حساب آید و باید در بررسی رفتارهای کلی فرد لحاظ شود.
این روانشناس در پاسخ به پرسش درباره مرز ظریف میان صحبت رسا و آزار صوتی، تأکید کرد: صحبت رسا به معنی این است که صدا در حدی باشد که مخاطب بدون فشار بتواند آن را بشنود و درک کند. اگر صدای ما منجر به ناراحتی، حواسپرتی یا برهم زدن آرامش دیگران شود، این نشانهای از بلند صحبتکردن است. مهم است که بتوانیم میزان بلندی صدایمان را بر اساس موقعیتی که در آن قرار داریم، تنظیم کنیم.
وی همچنین یادآور شد که بلند صحبتکردن در مباحث نزدیک چگونه میتواند به آسیب به روابط منجر شود و گفت: بلند کردن صدا در هنگام بروز تعارضات و مشاجرات میتواند نشانهای از بیاحترامی، تهدید و بروز ناامنی باشد و به گفتوگوها ابعادی از جدال قدرت ببخشد. اگر شخص به صورت عمدی صدایش را بالا ببرد، هدفش ممکن است ترساندن یا تهدید کردن طرف مقابل باشد؛ این نوع رفتار یک آزار روانی جدی به حساب میآید، اما صرفاً نمیتوان گفت که هر صدای بلندی به طور اتوماتیک نوعی آزار روانی است؛ این مسئله درست نیست.
راهکارهای مدیریت میزان صدا
نظام آبادی در مورد تمرینهای رفتاری یا شناختی برای کنترل میزان صدا اظهار داشت: نخستین گام در مدیریت صدا، خودآگاهی است. میتوانید از روش «مکث قبل از پاسخ» بهره ببرید؛ بدین معنی که پیش از اینکه صحبت کنید، چند ثانیه مکث کنید تا پاسخ مناسب و با صدایی آرامتر ارائه دهید. همچنین میتوانید صدای خود را در گفتگوها ضبط کنید و به آن گوش دهید تا متوجه شوید در چه زمانهایی صدایتان بالا رفته است. انجام تمرینهای تنفسی در هنگام بحث نیز میتواند به کنترل و کاهش صدایتان کمک کند. روش دیگر این است که از یک فرد مورد اعتماد بخواهید که در حین گفتگو با نشانهای به شما یادآوری کند که صدایتان بالا رفته و نیاز به کاهش آن دارید.
نحوه تذکر در مورد صدای بلند
این روانشناس در اینکه چگونه میتوانیم بدون ایجاد تنش یا دلخوری، به کسی تذکر دهیم که صدای بلندش آزاردهنده است، توضیح داد: بهترین روش این است که به افراد برچسب نزنیم؛ به عنوان مثال، نباید بگوییم «تو همیشه بلند صحبت میکنی» زیرا این واژهها میتوانند برای دیگران دردناک و دشوار باشد. باید در نظر داشته باشیم که رفتار افراد از هویت آنها جداست. اگر کسی رفتار نامناسبی از خود نشان دهد، تنها رفتار او مشکلساز است، نه شخصیتش؛ بنابراین نمیتوان گفت که به دلیل بلند صحبتکردن، فردی بد یا نامناسب است.
وی ادامه داد: برای ارائه تذکر بدون دلخوری، به جای اینکه به فرد بگویید که صدایش آزاردهنده است، میتوانید بفرمایید: «میدانم که قصد شما ناراحتی من نبوده و شما در تلاشید تا مسئله را حل کنید، اما در حال حاضر صدای شما برای من بلند است. اگر موافق هستید، میتوانیم کمی مکث کنیم، نفس عمیقی بکشیم یا مدتی تنها باشیم تا بتوانیم آرامتر صحبت کنیم. نمیخواهیم که این صدای بلند موجب بیاحترامی بین ما شود». همچنین استفاده از تکنیکهای تنفسی هنگام بحث میتواند به کنترل و کاهش صدای شما مفید باشد.
نظام آبادی در مورد اینکه چرا در مکانهای عمومی یا در حین مکالمات تلفنی بهطور ناخودآگاه صدای خود را بلند میکنیم و آیا این رفتار تلاشی برای اثبات حضور یا جلب توجه است، گفت: در محیطهای شلوغ، مغز برای غلبه بر صداهای مزاحم، بهطور ناخودآگاه صدا را بالا میبرد. همچنین در مکالمات تلفنی، تفاوت بین صدای طرف مقابل و صدای خودمان نیز باعث تغییر ارتفاع صدای ناخواسته ما میشود. این مسئله الزاماً به این معنی نیست که ما بهطور عمدی این کار را انجام میدهیم یا میخواهیم توجهی جلب کنیم یا اثبات حضور کنیم، بلکه این اغلب بهطور ناخودآگاه اتفاق میافتد.
بلند صحبت کردن میتواند ناشی از عدم آگاهی از حقوق اجتماعی دیگران باشد
این روانشناس در ادامه صحبتهایش به این نکته اشاره کرد که بلند صحبتکردن در مکانهای عمومی به نوعی نشاندهنده کاهش آستانه تحمل و سلامت روان اجتماعی است و اظهار داشت: قضاوت در مورد سلامت روان فرد با استناد به صرفاً بلند صحبتکردن در این مکانها امکانپذیر نیست، چرا که این رفتار ممکن است ناشی از هنجارهای فرهنگی، جمعیت زیاد یا عدم آگاهی از حقوق اجتماعی افراد دیگر باشد. اگر این رفتار به صورت دائمی تکرار شود، میتوان به جنبههایی نظیر عدم تعدیل هیجان یا فقدان مهارتهای لازم برای سازگاری با محیطهای مختلف توجه کرد. این موضوع همچنین تحت تأثیر فرهنگ نیز قرار دارد.
پیامدهای بلند صحبت کردن در محیط کار
به حریم همکاران احترام بگذاریم
نظام آبادی در پایان در خصوص پیامدهای روانی بلند صحبتکردن در محیطهای کار و تأثیر آن بر فضای فکری همکاران، گفت: این رفتار میتواند حواسپرتی، افزایش فشار ذهنی و کاهش تمرکز همکاران را به دنبال داشته باشد و بروز مستمر این رفتار قطعاً منجر به نارضایتی تیم یا همکاران در محیط کار خواهد شد. بهتر است که با یک تذکر به فرد گفته شود که مناسب است صدایش را کنترل کند، به ویژه در محیطهای کاری که نیاز به سکوت و تمرکز عمیق وجود دارد. توانایی مدیریت صدا یکی از جنبههای حرفهای کار ما و احترام به حریم روانی و شخصی دیگران است.
انتهای پیام
نظرات کاربران