حسین میری‌نسب، روان‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به این‌که برخی افراد به‌طور مداوم نگران هستند که علاقه شریک زندگی‌شان به آن‌ها کاهش یافته است، گفت: یکی از دلایل اصلی این موضوع، ایجاد نوعی ناامنی در دلبستگی عاطفی است. افرادی که دلبستگی اضطرابی دارند، معمولاً به کوچک‌ترین تغییرات رفتاری در شریک زندگی خود واکنش نشان می‌دهند.

واکنش‌ها به تغییرات رفتاری در روابط


وی افزود: برخی افراد در صورتی‌که همسرشان نسبت به گذشته کمتر پیام ارسال کند، این احساس را پیدا می‌کنند که علاقه او به آن‌ها کاهش یافته است. اگر شریکشان خسته باشد و تمایل کمتری به صحبت داشته باشد، آن را علامت سرد شدن رابطه می‌دانند. این افراد بار دیگر خستگی طبیعی یا مشغله‌های روزمره شریک خود را به بی‌علاقگی او نسبت به ارتباطی که با یکدیگر دارند، نسبت می‌دهند.

این روانشناس بیان کرد: در صورتی که همسرشان به‌جای ابراز عشق و محبت، مدتی درگیر کار یا مسائل شخصی باشد، ممکن است احساس کنند که دیگر در اولویت عاطفی او نخواهند بود. از دیدگاه روانشناسی، ذهن این افراد به‌جای تفسیر واقع‌بینانه‌ی رفتار شریک زندگی، بیشتر به‌دنبال یافتن نشانه‌های طرد شدگی هستند و در نتیجه، رفتارهای خنثی را به عنوان نشان‌دهنده کاهش علاقه تعبیر می‌کنند.

وی تصریح کرد: برخی افراد حتی در روزهای آرام و بدون تنش نیز منتظر وقوع بحران یا جدایی ناگهانی هستند. این وضعیت به‌نوعی با مفهوم «اضطراب پیش‌بینانه» و انتظار وقوع حوادث ناخوشایند ارتباط دارد. فرد هنوز با بحران واقعی روبرو نشده است، اما ذهن او در حال بررسی مداوم احتمال به وقوع پیوستن بحران است که چند عامل کلیدی در ایجاد این وضعیت تأثیرگذار هستند.

میری‌نسب ادامه داد: تجربیات عاطفی آسیب‌زا که در گذشته تجربه شده، به‌ویژه برای افرادی که شاهد طرد شدن، رهاشدگی، خیانت یا روابط ناپایدار بوده‌اند، می‌تواند باعث شود که آن‌ها در روابط آینده نیز به تکرار آن تجربیات بدبین باشند.

وی در مورد نقش امنیت عاطفی در شکل‌گیری این نگرانی‌ها افزود: برای این افراد، ارتباط عاطفی فقط یک رابطه عاشقانه نیست، بلکه به‌عنوان منبعی مهم برای احساس امنیت روانی و ارزشمندی شخصیتشان شناخته می‌شود. بنابراین خطر از دست دادن این رابطه می‌تواند برای آن‌ها تهدیدی بسیار بزرگ باشد.

به گفته این روانشناس، فاجعه‌سازی ذهنی یکی از دیگر دلایل خلق این وضعیت محسوب می‌شود. فرد ممکن است از یک اتفاق کوچک، برداشت‌های بزرگی انجام دهد؛ مثلاً ممکن است فکر کند: «امروز کمتر با من صحبت کرد، احتمالاً دیگر همچون قبل دوستم ندارد؛ شاید شخص دیگری وارد زندگی‌اش شده باشد و شاید به‌زودی رابطه ما به پایان برسد.» در اینجا ذهن فرد از یک واقعیت جزئی به‌سمت سناریویی بزرگ و نگران‌کننده پیش می‌رود.

وی با اشاره به نشانه‌های این دل‌نگرانی‌ها در مکالمات روزمره و رفتار افراد، گفت: این ترس معمولاً در قالب گفتار، رفتار و واکنش‌های هیجانی خود را نمایان می‌سازد.

میری‌نسب اضافه کرد: فرد ممکن است به‌طور مکرر جملاتی نظیر «هنوز مثل قبل دوستم داری؟»، «احساس می‌کنم دیگر برایت مهم نیستم»، «چرا امروز این‌قدر سرد شده‌ای؟»، «اگر روزی از من خسته شوی چه؟»، «اگر من نباشم، دلت برایم تنگ می‌شود؟»، «فکر می‌کنی هنوز برایت جذابم؟»، و «مطمئنی از زندگی با من پشیمان نیستی؟» را مطرح کند.

بررسی مداوم میزان توجه شریک زندگی

این روانشناس با تأکید بر این نکته که انجام بررسی مداوم میزان توجه یکی از نشانه‌های رفتاری مرتبط با این نوع ترس است، بیان کرد: فرد به‌طور مداوم پیام‌ها، تماس‌ها و واکنش‌های شریک زندگی‌اش را زیر نظر می‌گیرد. حساسیت نسبت به تغییرات جزئی از دیگر نشانه‌هاست؛ به‌گونه‌ای که فرد تغییر در لحن، نگاه، میزان محبت یا حتی سکوت طرف مقابل را به عنوان علامت سردی تلقی می‌کند.

وی در ادامه به نشخوار فکری و نیاز به اطمینان مکرر اشاره کرد و گفت: فرد ممکن است ساعت‌ها درباره رفتارهای شریک زندگی‌اش فکر کند و به دنبال معانی پنهان آن باشد. درخواست مکرر اطمینان نیز یکی دیگر از نشانه‌های این پدیده است؛ به این معنا که فرد بارها از شریک زندگی‌اش می‌خواهد که عشق، تعلق و تعهدش را تأیید کند. همچنین، واکنش‌های هیجانی شدید نیز دیده می‌شود؛ به‌طوری‌که فرد ممکن است با کوچک‌ترین نشانه احتمالی بی‌توجهی، به شدت ناراحت، مضطرب، عصبانی یا منزوی شود. وجود یکی از این رفتارها به‌تنهایی نشان دهنده دلبستگی اضطرابی نیست، بلکه تداوم و شدت این رفتارها و تأثیر آن‌ها بر کیفیت رابطه اهمیت دارد.

انتهای پیام