راز سنگ مزار اکبر عبدی؛ طرحی که میخواهد اقتصاد سینما را دگرگون کند!
به گزارش خبرنگار مهر، «سینما» از جمله هنرهای هفتگانهای است که میان مردم از محبوبیت فراوانی برخوردار شده و هر روز، اخبار متعددی را در قالب سرویسها و گروههای خبری رسانهها به خود اختصاص میدهد. در این میان، هنرمندان این حوزه—بهخصوص بازیگران سینما—در کانون توجه افکار عمومی قرار میگیرند و همین موقعیت حساس، گاهی زمینهساز شکلگیری حاشیههای مختلف میشود.
سینما از مسیر روایتگریهای جذاب، تصویرسازیهای تاثیرگذار و پیامهای فرهنگی، قدرت اثرگذاری قابل توجهی بر مخاطب دارد؛ اثری که میتواند به تقویت همدلی، دگرگونی نگاهها، آموزش مفاهیم فرهنگی و حتی شکلگیری شیوههای تازهای از رفتار اجتماعی منتهی شود. با این حال، جهتگیری این تاثیرات—مثبت یا منفی—کاملاً وابسته به جنس محتوا و نیز شیوه ارائه آن است. از آنجا که نفوذ سینما در زندگی مردم موضوعی انکارناپذیر است و میتواند در جهتدهی به اندیشهها، احساسات و نگرشها نقش جدی ایفا کند، خبرگزاری مهر نیز تصمیم گرفته است اخبار هفتگی این هنر پرطرفدار و پرحاشیه را در قالب گزارشی کوتاه و جمعوجور در اختیار مخاطبان قرار دهد.
در هفته گذشته، سالنهای سینما به دلیل فرا رسیدن اربعین حسینی، از غروب دوشنبه ۱۲ مرداد تا پایان روز سهشنبه ۱۳ مرداد تعطیل بودند.
ماجرای نصب سنگ مزار زندهیاد اکبر عبدی چه بود؟
در هفتهای که گذشت، پس از برگزاری مراسم تشییع و خاکسپاری اکبر عبدی، خبر رسید که سنگ مزار زندهیاد این هنرمند روی آرامگاه ابدی او نصب شده؛ خبری که گویا نه با تصمیم خانواده، بلکه به دست تعدادی از طرفداران و دوستدارانش انجام گرفته است. بر اساس این روایت، روی مزار عبارت «از طرف دوستداران و هوادارانش و به نام ملت ایران» درج شده بود.
به این ترتیب، انجام این اقدام بدون هماهنگی و اطلاع خانواده اکبر عبدی صورت پذیرفته بود. در همین راستا، نزدیکان و اعضای خانواده مرحوم عبدی توضیح دادند که سنگی که مدنظر همسر و دختر او است، در زمان مناسب نصب خواهد شد.
آیا اجرای یک طرح، تحولی در اقتصاد سینمای ایران به وجود میآورد؟
در هفته گذشته، طرح «تسهیم از مبدأ فروش بلیت سینماهای کشور» به مرحله اجرا رسید. این طرح، همان ایده پرداخت سهم صاحبان آثار از فروش بلیت سینما است؛ اما اینبار نه به عنوان یک مشکل کهنه و چالش چهلساله، بلکه باید آن را مهمترین مطالبه از نخستین اکران عمومی فیلم در سینمای ایران دانست. مسئلهای که در دهههای گذشته، همزمان با افزایش روزافزون گردش مالی در این حوزه، هر سال پررنگتر شده و منشأ اختلافات فراوانی میان ذینفعان میشد. طرح تسهیم از مبدأ فروش بلیت سینما، در واقع سازوکاری برای توزیع منصفانهتر درآمد حاصل از فروش بلیت میان بازیگران و عوامل مختلف تولید فیلم—از تهیهکننده و کارگردان تا بازیگران و سایر دستاندرکاران—به شمار میرود؛ هدف اصلی نیز جلوگیری از تمرکز بیش از اندازه سود در اختیار یک یا دو نفر است.
در چارچوبهای قدیمیتر، بخش قابل توجهی از عوامل فیلم معمولاً تنها مبلغی ثابت تحت عنوان حقالعمل دریافت میکردند و عملاً سود ناشی از فروش بلیتها سهم آنان نبود. طرح تسهیم تلاش میکند بخشی از سود حاصل از فروش بلیت را—پس از کسر مالیات و سهم سینماتیک—به شکل درصدی بین عوامل اثرگذار تقسیم کند. نتیجه این رویکرد آن است که انگیزه برای ساخت آثار باکیفیتتر افزایش پیدا میکند؛ چون هرچه فیلم بیشتر مورد استقبال قرار بگیرد و تعداد تماشاگران بالا برود، درآمد مرتبط با عوامل نیز رونق میگیرد.
در این مدل، درآمد کل فروش بلیت به چند بخش تقسیم میشود؛ نخست «سهم سینما» که بخشی از مبلغ بلیت برای هزینههای جاری و سود سالنهای سینما در نظر گرفته میشود. سپس «سهم دولت و مالیات» که مطابق قانون به نهادهای مربوطه پرداخت میشود. در نهایت «سهم تولید/تسهیم» که باقیمانده آن را «سود تولید» مینامند و بر اساس قراردادهای از پیش تعیینشده میان تهیهکننده و دیگر عوامل کلیدی (از جمله کارگردان یا بازیگران اصلی) تقسیم خواهد شد.
یکی از چالشهای جدی که پیش از آغاز این طرح در سینمای ایران وجود داشت، فاصله زمانی طولانی میان فروش واقعی فیلم و زمان دریافت سهم قانونی صاحبان آثار، همراه با پیچیدگیهای اداری و مالی در پرداخت هر بخش به ذینفعان بود. همین کلیدواژه نشان میداد قرار است بزرگترین و زیرساختیترین اقدام اقتصادی سینما پس از حدود چهار دهه، رنگ اجرای واقعی بگیرد. رائد فریدزاده بر این باور بود که اگر حلقههای زنجیره به شکل درست کنار هم قرار بگیرند، چرخه اقتصادی سینما میتواند پایدار، مستمر و کارآمد شود. از همین رو، در همان روزهای نخست—بدون هیچ وعده تبلیغاتی یا پرداختن به وعدههای غیرشفاف—یک تیم متخصص فنی مأمور شد تا زیرساختهای لازم برای پیادهسازی طرح «تسهیم از مبدأ» را فراهم کند. پس از گذشت چندین ماه فعالیت مداوم و پیگیرانه و همچنین انجام موفقیتآمیز تستهای اولیه، نخستین خبر مربوط به عملیاتی شدن مهمترین مطالبه اهالی سینما یعنی طرح تسهیم از مبدأ فروش بلیت سینماهای کشور پس از چهار دهه منتشر شد. در هفته گذشته نیز، با حضور گسترده طیفی از اصناف سینمایی، تهیهکنندگان، سینماداران، پخشکنندگان و مدیران سینمایی، مراسمی برگزار شد و طرح تسهیم از مبدأ بهطور رسمی آغاز به کار کرد.
از ویژگیهای این طرح میتوان به شفافیت و انضباط مالی، افزایش امنیت سرمایهگذاری، بهبود وضعیت نقدینگی تهیهکنندگان، کاهش اختلافات صنفی درباره تسویه درآمدهای حاصل از فروش فیلم، تقویت اعتماد میان ارکان مختلف صنعت سینما، حرکت در مسیر استانداردهای جهانی و نیز استفاده بهینه از ظرفیتهای فناورانه در حوزه سینما اشاره کرد؛ نکتهای که با جرأت میتوان نتیجه یک همدلی و همراهی واقعی در جامعه سینما دانست. این اقدام نشان داد هرگاه اصناف سینمایی در کنار یکدیگر متحد شوند، دولت نیز میتواند همراه با آنان، زمینه تحقق پروژههای بزرگ را فراهم کند.
عدالت اجتماعی در صنعت سینما نیز از پیامدهای مثبت این طرح است؛ چراکه به جای تمرکز ثروت در دست تهیهکننده، امکان توزیع آن میان گروههای مختلف فعال در این صنعت فراهم میشود. همچنین، سرمایهگذارانی که ساختار شفاف تسهیم را میبینند، احتمال بیشتری دارد که برای ورود به پروژههای سینمایی تصمیم جدیتری بگیرند. از سوی دیگر، با دیجیتالی شدن فرآیند فروش بلیتها، امکان ثبت دقیق تعداد بلیتهای فروختهشده و محاسبه روشنِ سهم هر فرد نیز فراهم شده است.
درگذشت ۲ بازیگر و صدابردار پیشکسوت سینما
در هفته گذشته، مریم همتیان—بازیگر جوان سینما و تئاتر—پس از دو سال مبارزه با بیماری سرطان، در ۳۳ سالگی درگذشت. او در آثاری همچون «طلاقم بده به خاطر گربه ها» به کارگردانی محمدعلی سجادی، «گیجگاه» به کارگردانی عادل تبریزی، «فصل آلوچههای سبز»، «بالاتر از سیاهی» و «خارپشت» به ایفای نقش پرداخته بود.
همچنین، محمد حقیقی صداگذار و صدابردار پیشکسوت سینما نیز پس از سپری کردن یک دوره بیماری، چشم از جهان فروبست. از جمله فعالیتهای او در حوزه صداگذاری میتوان به آثاری نظیر «لیلی با من است»، «سفر به چزابه»، «دلشکسته»، «رویای خیس»، «آوازخوان»، «دبستان شوک»، «چشم تنگ دنیادار» و … اشاره کرد؛ آثاری که او در آنها به عنوان صدابردار یا صداگذار همکاری داشته است.
دیگر چهره درگذشته در هفته پیش، کاوه کاویان بود. از میان آثار او میتوان به فیلمهای «بوتیک»، «مجردها» و «چهره به چهره» اشاره کرد. علاوه بر این، حضور او در مجموعه «کتابفروشی هدهد» به کارگردانی مرضیه برومند، نامش را برای طیف وسیعتری از مخاطبان شناختهتر کرد.
کاویان سالهای زیادی را خارج از ایران و در آمریکا سپری کرد و مدتی قبل، با هدف از سرگیری فعالیتهای هنری به کشور بازگشت؛ با این حال، فرصت برای ادامه حضور او در عرصه بازیگری دوباره فراهم نشد.