سه‌شنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۶

آقای همتی ؛ ضررکسانی که دلار نخریدند را می دهید؟

هممت

ساعت 24 - هیچ آدم عاقلی انتظار نداشت و انتظار ندارد که یک نفر به نام عبدالناصر همتی درجایگاه بالاترین مقام پولی وارزی ایران می توانست و می تواند در شرایط دشوار اقتصاد ایران معجزه کند و قیمت هر دلار و یا هرسکه را تثبیت کند.

آنهایی که با سازوکار بازار ارز و بازار سکه از یک سو ، تجربه سالهای 1391 تا امروز ، تحولات سیاست خارجی و موثرترشدن سهم ونقش تحریم ایران در یک سال تازه سپری شده ونیز توانایی های ایران در بستر صادرات کالاهای غیر از نفت را بررسی کرده و تحلیل می کردند نیک می دانستند عرضه ارز در ایران در هر دوره کم وکمتر شده و با توجه به اینکه تقاضای ارز به همین سرعت کاهش نمی یابد قیمت آن افزایش می یابد. ناظران آگاه با توجه به پیوستگی و نسبت های مستقیم قیمت دلا ر و سکه همچنین می دانندومی دانستند با شتاب گرفتن قیمت دلار دربازار قیمت سکه طلا نیز روندی فزاینده را تجربه خواهد کرد. با این همه اما آقای عبدالناصر همتی رییس بانک مرکزی با خوش بینی و خوش دلی شگفت انگیزی هر چند گاه یک بار در خلوت های زمان کار در بانک مرکزی یا درخانه وسوسه می شد بازار ارز را به خیال خود آرام و راه صعود قیمت دلار را مسدود کند. این وسوسه بود یا اجبار دولت ورییس آن یا حتی اجبار نهادهای دیگر که همتی را به نوشتن وتصریح دراینکه مهار قیمت ها را در دست داردتشویق و یا ناچار می کردند  را ما نمی دانیم اما نتیجه این بود که رییس بانک مرکزی هر از چندگاه شهروندان را می ترساند که وارد بازی با ارز نشوند و بدانند که بانک مرکزی با همه نیروی فکری و مادی و با اعتبار ذخایر ارزی مناسب و نیز با توجه به تجربه های اندوخته قبلی دراین بازارحاضر وناظر است و اجازه نمی دهد قیمت دلار افسار گسیخته وبه بالا برود.  اما شوربختانه اینطور نشد و حالا در روزهای نخست چهارمین ماه سال 1399 قیمت هردلار آمریکا به مرزهای 21 هزار تومان نزدیک می شود. آقای همتی البته با حقوق و مزدی که از بانک مرکزی یا هر جای دیگری می گیرد آنقدر پول ندارد که ضررو زیان کسانی که به حرف او اعتماد کردند و دلار نخریدند را به انها برگرداند اما باید درخلوت خویش به این خسارت وارد شده به شهروندانی که می توانستند با خرید حتی هزار دلار ، ارزش ریال خود را صیانت کنند بیندیشد و برایش تجربه باشد که دیگر بی ترس ولرز چنین صریح وعده ندهد . اکنون می توان احساس کرد کسانی که به سخن او اعتماد نکردند و ریال های خود را به دلار وسکه تبدیل کردند چقدر خرسندند و چقدر گروهی که به سخن او اعتماد کردند حسرت می خورند. علاوه براین  می توان حال و روز ناراحت کننده آن کسانی که بهنگام وباقیمتهای پایین دلار های صادراتی خود را به شبکه ارزی نیما فروختند دربرابر کسانی که این دلارها را دیرتر آوردند  را نیز فهمید که احساس بدی دارند و به کم هوشی خود لعنت می فرستند.

نتیجه گیری: نوشته حاضر نمی خواهد رییس بانک مرکزی را بیش از دیگران در پدیدار شدن وضعیت موجود وزیان دیدن برخی بازرگانان وحسرت به دل ماندن کسانی که بنا برهشدار و توصیه او ارز نخریدند مقصر معرفی کند اما می خواهد نتیجه گیری کند کم سخن گفتن وکمتر نوشتن و داوری واندرزکردن روسای بانکهای مرکزی سایرکشورها حکمت دارد و بیهوده نیست که آنها بسیار اندک و جز در مواقع ضروری به حرف در نمی آیندو نمی نویسند.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s