یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۹ - ۰۹:۰۹

«پایان تحریم تسلیحاتی، کجای ماجراست؟»

خبر

ساعت 24-در شرایطی که براساس تقویم تدوینی برای به سرانجام رسیدن مفاد موافقتنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با جامعه بین‌المللی در بیست و هفتم مهر ماه، تاریخ انقضای تحریم‌های تسلیحاتی سازمان ملل علیه ایران فرا می‌رسد و طی آن وارد فصل پایانی قرارداد پر فراز و نشیب برجام می‌شویم، تلاش‌های چند ماهه اخیر دولت ایالات متحده برای جلوگیری از اجرایی شدن موضوع لغو تحریم‌های تسلیحاتی ایران با ناکامی‌های تحقیرآمیزی برای دونالد ترامپ و وزیر خارجه‌اش مواجه بوده و عدم همراهی بقیه اعضای گروه کشورهای پنج به علاوه یک با واشنگتن و همسویی اروپایی‌ها با جمهوری اسلامی ایران، شرایط بی‌بدیلی را در صحنه‌آرایی مناسبات بین‌المللی ترسیم کرده است.

در شهریور ماه گذشته شورای امنیت سازمان ملل متحد یک بار دیگر به قطعنامه پیشنهادی امریکا علیه ایران در ممانعت از لغو تحریم‌های تسلیحاتی پاسخ مثبت نداد  و 13 عضو این شورا با قاطعیت تمام مخالفت خود را با ابتکار امریکا ابراز کردند. البته امریکایی‌ها با توجه به شرایط بین‌المللی در قبال اقدامات یکجانبه خود در نظر داشتند راسا سازمان ملل متحد را مجبور کنند که تحریم‌های تحمیلی علیه ایران را که از قبل از تحقق برجام برقرار شده بود مجددا برقرار کنند.
دونالد ترامپ که به گفته کلیه اعضای برجام، پس از خروج از موافقتنامه هسته‌ای، حق توسل به مکانیسم‌های پیش‌بینی‌شده در برجام را از خود سلب کرده بود، تلاش‌های فراوانی به عمل آورد تا هم‌پیمانان اروپایی‌اش را در این مسیر غیر قانونی و غیرحقوقی با خود همراه کند لیکن3 کشور آلمان، فرانسه و انگلیس در  بیست و هشتم شهریورماه گذشته در بیانیه مشترکی پیشاپیش به ابتکار و قطعنامه پیشنهادی واشنگتن پاسخ داده و تاکید کردند که هرگونه تصمیم یا اقدامی برای برقراری تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران فاقد وجاهت قانونی بوده و کشوری که از برجام خارج شده، حق بهره‌گیری از روش‌ها و مکانیسم‌های در نظر گرفته شده در این موافقتنامه بین‌المللی را نخواهد داشت.
رییس‌جمهور امریکا در عکس‌العمل به شرایط به وجود آمده در چارچوب سیاست‌های یکجانبه‌گرایی خود در اول مهر ماه گذشته فرمانی صادر کرد که ضمن برقراری تمامی تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران اجازه می‌دهد، مجازات‌های اقتصادی شدید علیه تمامی کشورها، شرکت‌ها یا اشخاص حقیقی و حقوقی که در مشارکت، تامین، فروش یا انتقال سلاح متعارف به جمهوری اسلامی ایران مبادرت کنند، اعمال شود. واشنگتن در همین چارچوب اولین اقدامات به اصطلاح تنبیهی خود را علیه وزارت دفاع جمهوری اسلامی ایران به دلیل به اصطلاح عدم رعایت تحریم‌های سازمان ملل اعلام کرد.
در عکس‌العمل به اقدامات اعلام شده ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران به نظر می‌رسد که این بار کشور با راهبردی همسوتر با حال و هوای تحولات بین‌المللی از توسل به اقدامی که فرصت و بهانه‌جویی ترامپ و همراهان منطقه‌ای‌اش را مهیا کند، دوری جسته و فضا را برای تحرکات بین‌المللی معارض ترامپ و یکجانبه‌گرایی ایالات متحده بیشتر فراهم کرد. در نهمین جلسه ویدیوکنفرانسی شورای امنیت سازمان ملل که در واقع آخرین جلسه بررسی روند پیشرفت قطعنامه ۲۲۳۱ تا پیش از فرا رسیدن تاریخ انقضای تحریم‌های تسلیحاتی ایران در بیست و هفتم مهر ماه بود، خانم رزماری دی کارلو معاون سیاسی دبیر کل سازمان ملل پیرامون چگونگی اجرای قطعنامه ۲۲۳۱ خاطرنشان کرد که از منظر سازمان ملل متحد توافق هسته‌ای ایران همچنان بهترین وسیله برای تضمین صلح خواهد بود به گفته او موافقتنامه امضا شده در سال ۲۰۱۵ و تصویب آن توسط قطعنامه ۲۲۳۱ در شورای امنیت عنصری حیاتی برای معماری جهان مبتنی بر عدم اشاعه هسته‌ای و امنیت منطقه‌ای و جهانی است. معاون سیاسی دبیر کل در گزارش خود اضافه کرد که خروج امریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ تحمیل مجدد تحریم‌های امریکایی و تصمیم واشنگتن در عدم تمدید تجارت نفت با ایران تاسف‌بار بوده است.
البته معاون سیاسی دبیر کل از اینکه جمهوری اسلامی ایران هم در این دوران براساس اعلام آژانس انرژی اتمی وین، ذخیره اورانیوم با غنای ضعیف خود را افزایش و فعالیت‌های گروه تحقیق و توسعه هسته‌ای را گسترش داده است، ابراز تاسف کرد و از ایران خواست در پاسخ به نگرانی‌ کشورهای مختلف در خصوص عبور از محدودیت‌های مندرج در پیوست «بی» قطعنامه ۲۲۳۱ اجرای کامل بر جام را در دستور کار داشته باشد. خانم دی کارلو در گزارش خود به اطلاعاتی که از کشورهای استرالیا، رژیم اسراییل و عربستان سعودی در مورد انتقال ادعایی اسلحه و تجهیزات ایرانی دریافت کرده بود هم اشاراتی داشت.
در نگاه به شرایط پیش رو و بازیگرانی که در مراحل مختلف برجام در 5 سال گذشته به ویژه پس از خروج امریکا با توسل به سیاست فشار حداکثری واشنگتن علیه ایران ایفای نقش کرده‌اند، ارزیابی هریک از مراحل، فرصت‌ها و چالش‌هایی را به همراه داشته که انقضای تاریخ تحریم‌های تسلیحاتی، تنها گویای بخشی از سایه روشن‌های این روند است. 
دونالد ترامپ در شروع ریاست‌جمهوری خود و جهت توجیه سیاست خروج از برجام و سرنوشت تحریم‌ها علیه ایران به اروپایی‌ها و سران اتحادیه اروپایی وعده داده بود که ایران طی یکی، دو ماه در برابر تحریم‌ها به زانو درخواهد آمد. حدود 4 سال از آن تاریخ گذشته است، اروپا همچنان بر سر بر جام با امریکا فاقد اشتراک مواضع و دارای اختلاف بوده و در رای‌گیری‌های دوگانه شورای امنیت در مورد قطعنامه یکجانبه امریکا در برقراری تحریم‌ها علیه ایران با واشنگتن همسو نشده است. 
بررسی اینکه راهبرد دیپلماسی کشور در 4 سال گذشته در قبال عملکرد و مواضع اروپای همسو با ایران و امریکای متوسل به سیاست فشار حداکثری چگونه بوده، موضوعی است که می‌تواند برای ارزیابی توازن قوا در غرب پس از روی کار آمدن رییس‌جمهور آینده امریکا و مناسبات دو سوی آتلانتیک حائز اهمیت باشد. از نگاه سلبی به شرایط 4 سال اخیر و تاب‌آوری کشور و مردم در مقابل زورگویی‌ها و یکجانبه‌گرایی‌های ترامپ و امریکا با آنچه واشنگتن درصدد دستیابی به آن و عمل به وعده‌هایش برای رسیدن به توافقی با ایران در موضوع هسته‌ای که بهتر از توافق اوباما با ایران باشد، فاصله قابل ملاحظه را می‌توان احصا کرد که مختصات آن با تفاوت‌هایی مورد اجماع قالب کنشگران در این حوزه و حوزه موضوعات مربوط به منافع ملی است.
لیکن از منظر ایجابی و در آنچه مربوط به تفاوت دیدگاه‌های اروپای واحد با یکجانبه‌گرایی‌ها و خودرایی‌های ترامپ در قبال تحولات بین‌المللی و مناسبات با جمهوری اسلامی ایران است همواره با مستمسک قرار دادن خلف وعده‌ها و ناکارآمدی‌های اروپا در اجرای تعهدات و مسوولیت‌های برجامی آنها که در جای خود استدلالی صحیح نیز هست از کنار فرصت‌های نه ‌چندان فراوانی که امکان فراهم‌سازی اندک فضای تنفسی و کاستن از فشارهای حداکثری را نیز مهیا می‌کرد، عبور کرده و همچون همیشه کارها به دقیقه90 موکول شده است.
اگرچه اروپا در موضوع توسل به مکانیسم موسوم به «ماشه» و بازگشت یکجانبه تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران با ایالات‌ متحده همراه نبوده و مخالفت خود را رسما ابراز داشته است لیکن در موضوعاتی همچون توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران اگر همراه بودن اروپا و امریکا را کافی ندانیم، لازم است مدعی شویم که اروپایی‌ها از امریکا جلوتر هم بوده‌اند.
البته همسویی اروپا با جمهوری اسلامی ایران در مقابله با یکجانبه‌گرایی‌های امریکا علیه کشورمان، ممکن است در انتخابات آتی ایالات متحده به عنوان یک عنصر جایگاه نقش‌آفرینی داشته باشد. زیرا دل خوش بودن به اینکه با بازگشت دموکرات‌ها و جو بایدن به کاخ سفید، بازگشت امریکا به بر جام نیز فرصتی است که سیاست فشار حداکثری امریکا تعادل‌بخش خواهد بود، بیشتر به تصویر می‌ماند که امضای برجام با دموکرات‌ها هم می‌توانست در اوج شور و شوق بین‌المللی به تحقق جایگاه واقعی و حقیقی جمهوری اسلامی ایران در صحنه منطقه‌ای و بین‌المللی منافع کشور عینیت بدهد.
تغییر در شرایط اجماع فعلی بین‌المللی علیه یکجانبه‌گرایی ترامپ در قبال ایران با خروج «بی‌مساله» او از کاخ سفید، فعلیتی است که اگر به تعبیر آن دلبسته و محاسباتی شده باشد باید پاسخگوی سوالات فراوان و بعضا بی‌پاسخی بود که پس از امضای برجام در دوران قبل و بعد از اوباما در ذهنیت و تصورات افکار عمومی برای بهره‌مندی اقتصاد کشور از امتیازات برجام به وجود آمد که شرایط اقتصادی امروز کشور تصویر پیشروی بخشی از آنهاست.
چنانچه لغو تحریم‌های تسلیحاتی سازمان ملل متحد ‏وفق برجام به روال طبیعی خود اتفاق بیفتد و ایران از شمول این تحریم‌ها خارج شود جدای از اینکه قطعا و بدون هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای، دستاوردی فراموش ‌نشدنی برای مقاومت علیه سیاست‌های فشار و یکجانبه‌گرایی‌های امریکا علیه کشورمان محسوب خواهد شد و برای آن باید جایگاه و پایگاه خاصی منظور کرد باید دید در صحنه عمل چه تبعاتی را به دنبال خواهد داشت.
اگر از معدود تجارت اسلحه و خرید سلاح از روسیه و چین را که‌باید در شرایط خاص برای آنها تعریف مشخصی ارایه کنیم، بگذریم آیا پس از استقرار جمهوری اسلامی ایران، کشورهای غربی اعم از اروپایی و... اروپایی به راحتی حاضر بوده‌اند به صورت علنی و رسمی با ایران معامله تسلیحات انجام دهند یا اینکه در هر مقطعی به بهانه‌های مختلف از ورود به این موضوع پرهیز کرده و سرانجام آن شرایط نیز خوشبختانه به تصمیم کشور برای خودکفایی داخلی تامین نیازها براساس توانایی‌ها و مقدورات ملی و میهنی منتهی  شد.
همچنین روسیه و چین به‌ رغم ابراز تمایل برای مناسبات نظامی با ایران پس از ملغی ‌شدن تحریم تسلیحاتی سازمان ملل متحد علیه ایران، نیم‌نگاهی هم به روابط پر سود خود با اعراب خلیج فارس داشته که در این بین عربستان سعودی با 65 میلیارد دلار خرید تسلیحاتی سالیانه و حدود 5 برابر بودجه دفاعی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه سوداگران سلاح است. ضمن آنکه امریه ترامپ در مورد تحریم تسلیحاتی ایران حکایت از آن دارد که هر شخص حقیقی و حقوقی که با ایران تجارت کند از سوی خزانه‌داری امریکا تحت تحریم‌های ثانویه اقدامات تنبیهی قرار خواهد گرفت.
بنابراین فارغ از هرگونه نتیجه و دستاوردی که ممکن است از رهگذر روند عادی خاتمه مرحله‌ای از برجام که پایان تحریم تسلیحاتی کشور خواهد بود و فی‌نفسه بسی بزرگ و افتخارآفرین است، کسب شود در فرا روی ما تحولات چشمگیری در شرف تکوین است که غفلت و عبور از از آنها توجیه محکمه‌پسندی نخواهد داشت.

منبع: روزنامه اعتماد

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.