بن زاید و بن سلمان، پوتین را بیشتر از بایدن دوست دارند

ساعت۲۴-محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، انسانی احساساتی، آشفته حال و اغلب نزدیک بین است. او مورد توجه بایدن قرار نگرفت. با این حال معتقد است که وجهه بین المللی اش را می تواند به عنوان یک اصلاح طلب نجات دهد. به رغم اینها، بن سلمان ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری را تحسین می کند و حتی از برخی جهات از او الگو می گیرد. مرد قدرتمندی که قدرت خود را استوار کرده و استراتژی های غیر متعارف و نامتقارن را دنبال می کند. الیگارش های روس همواره در دبی مورد استقبال بوده اند. امارات به طور مخفیانه اجازه ایجاد یک پایگاه نظامی چین در خاک خود را داده است. تماس امارات با بشار اسد متحد کلیدی پوتین در منطقه نیز اقدام دیگری بود که به مذاق ایالات متحده خوش نیامد.

واگرایی فزاینده میان ایالات متحده و متحدان کلیدی اش در خاورمیانه نه مربوط به این اواخر است و نه به این زودی های پایان می گیرد. مهم است که علت اصلی درگیر شدن ایالات متحده در خاومیانه را بدانیم: نفت.

در ابتدا واشنگتن صرفا می خواست جریان نفت خودش را تامین و آن را از دسترس دشمنان دور نگه دارد. با این حال، در دهه 1970 و با پیدایش پترو دلار، نفت اعراب برای امنیت و رفاه ایالات متحده حیاتی شد. در حالی که اتحاد جماهیر شوروی مجبور بود برای نفت حفاری کند ایالات متحده دلارش را چاپ می کرد. دلایل دیگری مانند ترورویسم و اسرائیل نیز بعدها اضافه شدند اما تروریسم تنها پس از مداخله آمریکا در منطقه به یک عامل تبدیل شد و اسرائیل نیز به عنوان یک متحد راهبردی حیاتی از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار بود.

به این ترتیب، معامله تضمین امنیت کشورهای متحدش در خاورمیانه از سوی ایالات متحده در ازای فروش نفت با دلار برقرار شد. بحث بر سر این است که دقیقا چه زمانی نظام دلارهای نفتی دیگر جواب نداد. بسیاری به رکورد بزرگ سال 2007-2009 اشاره می کنند و من تمایل دارم با آنها موافق باشم. مگر نه اینکه از همان سال ها آمریکا رفته ر فته خروج از خاورمیانه را تسریع کرد. گفت وگوها درباره توافق هسته ای با ایران را کلید زد. دونالد ترامپ، رئیس جمهوری سابق به رغم روابط نزدیکش با عربستان پس از حمله متحدان ایران به تاسیسات نفت عربستان دیگر آن دکمه تضمین امنیت آمریکا را فشار نداد. سیاست های دولت جو بایدن هم اصلا نه با تمرکز بر خاورمیانه بلکه با محوریت مقابله با چین و روسیه آغاز شدند.

آیا امارات متحده عربی و عربستان سعودی از دست ایالات متحده عصبانی هستند؟ این‌طور به نظر می رسد که رویکرد رهبران این دو کشور هم راستاست. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، انسانی احساساتی، آشفته حال و اغلب نزدیک بین است. او مورد توجه بایدن قرار نگرفت. با این حال معتقد است که وجهه بین المللی اش را می تواند به عنوان یک اصلاح طلب نجات دهد. به رغم اینها، بن سلمان ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری را تحسین می کند و حتی از برخی جهات از او الگو می گیرد. مرد قدرتمندی که قدرت خود را استوار کرده و استراتژی های غیر متعارف و نامتقارن را دنبال می کند. الیگارش های روس همواره در دبی مورد استقبال بوده اند. امارات به طور مخفیانه اجازه ایجاد یک پایگاه نظامی چین در خاک خود را داده است. تماس امارات با بشار اسد متحد کلیدی پوتین در منطقه نیز اقدام دیگری بود که به مذاق ایالات متحده خوش نیامد. به این ترتیب می بینیم که عربستان و امارات هر دو نگران هستند. از دید بن سلمان و بن زاید ضمانت های ایالات متحده متزلزل است و بهتر که حمایت روسیه و ایالات متحده را با هم دریافت کنند.

گذشته از این نگرانی، بحران اوکراین دلیل راهبردی دیگری است. از دیدگاه بن سلمان می شود از بحران برای افزایش ذخایر مالی استفاده کرد حتی اگر به قیمت تغییر رابطه با غرب از یک رابطه نهادی به سمت یک رابطه تراکنشی و به خطر افتادن ثبات منطقه به دلیل تورم و کمبود انرژی و مواد غذایی باشد.

صرف نظر از خشم عربستان سعودی و امارات متحده عربی از توافق ایالات متحده با ایران، این موضوعی است که در حال رخ دادن است. نه به این دلیل که ایالات متحده به گرمی از تهران استقبال می کند بلکه به این دلیل که راهبرد کلان ایالات متحده نیاز به تغییر موقعیت در خاورمیانه دارد. بسیاری از استراتژیست های آمریکایی بارها اقدام ترامپ در بیرون رفتن از توافق را برای اهداف ایالات متحده نگران کننده بیان کردند.

سعودی ها و اماراتی ها به اشتباه فکر می کنند که می توانند ضامن اصلی امنیت خود را وادار کنند تا برخلاف اهداف خود اقدام کند. آنها تلاش می کنند از گذر کمپین های نفوذ، لابی و فشار و از طریق تماس با رقبای ژئوپلیتیکی آمریکا- روسیه و چین- این کار را انجام دهند. در لیست اولویت های آمریکا امنیت انرژی و مهار افزایش قیمت، بالاتر از احساسات محمد بن سلمان و محمد بن زاید است. روشن است که سعودی ها و اماراتی ها نمی توانند حوثی ها را شکست دهند و اگر بخواهند این جنگ را به نفع خود تمام کنند باید کاملا درگیر آن شوند. آنها همچنین در جنگ افکار عمومی هم شکست خورده اند. به علاوه، حوثی ها حملات خود را تشدید کرده اند. اگر آنها به این نتیجه می رسیدند که دوباره ممکن است در لیست سازمان های تروریستی قرار بگیرند حملاتشان را افزایش نمی دادند.

آیا امارات و عربستان به دنبال گرفتن امتیازات بلندمدت از ایالات متحده هستند؟ اگر آنها نیاز ایالات متحده به عقب نشینی از تعهدات خود در منطقه را بپذیرند، معنادار است. این همان چیزی است که باراک اوباما، رئیس جمهوری اسبق به نوعی خواستار آن بود وقتی گفت که منطقه باید خودش مراقب امنیت خودش باشد. در عوض، ما شاهد ظهور یک محور جدید و اعلام نشده سعودی، اماراتی و اسرائیلی هستیم که به نظر می‌رسد نه تنها بر مهار ایران، بلکه بر حفظ فشار برای مقابله با انقلاب در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا متمرکز است.

روسیه یک قدرت رو به زوال و دارای اقتصادی به اندازه نصف اقتصاد کالیفرنیا است. تنها اهرم واقعی آن سلاح هسته ای و گاز است. به علاوه، شی جین پینگ، رئیس جمهوری چین، مرکانتلیست است و از پیچیدگی های ژئوپلیتیکی دوری می زند و فرزندان خود را برای دفاع از محمد بن سلمان و محمد بن زاید نمی فرستد تا بمیرند. از اینها گذشته، چین و روسیه هر دو روابطی راهبردی با تهران دارند.

منبع: کارنگی /

دیپلماسی ایرانی

کد خبر 584239

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.