رفتن به محتوا
سام سرویس
کد خبر 661877

اصلاحات ساختاری ؛ آرزویی دوردست

ساعت 24 - نخست‌وزیر دوران رهبری بنیانگذار انقلاب در سال‌های جنگ‌، سید‌محمد خاتمی رییس‌جمهور دوره اصلاحات و از وزیران سال‌های جنگ و سازندگی‌، حسن روحانی رییس‌جمهور دوران اعتدال و از شخصیت‌های مورد اعتماد نظام که سال‌های سال ریاست شورای امنیت ملی را در اختیار داشت و مهدی کروبی رییس و نایب‌رییس مجلس قانونگذاری در ادوار گذشته در سخنان و نوشته‌های خود خواستار اصلاحات ساختاری برای عبور از بحران عمیق فعلی شده‌اند.

اصلاحات ساختاری ؛ آرزویی دوردست

جز اینها در همه سال‌های همزمان با ریاست‌جمهوری سید‌محمد خاتمی در سال‌های۱۳۷۶تا۱۳۸۴ و پس از آن تا امروز همه اصلاح‌طلب‌های درون حکومت و نیز دیگر کسانی که بیرون از نهادهای قدرت بودند خواستار اصلاحات ساختاری بوده و هستند.

پایداری ۲۷‌ساله تقاضا برای اصلاحات ساختاری نشان می‌دهد این اتفاق در جمهوری اسلامی رخ نداده و تقاضایی واقعی است. به‌این ترتیب باید پرسید چرا این خواست سران حکومت در دوره‌های قبل و نیز کسانی که روزها و سال‌هایی در بخش‌هایی از نهادهای قدرت سیاسی بوده‌اند تا امروز انجام نشده است؟

واقعیت این است که هسته اصلی قدرت یعنی نهاد رهبری و نیز دیگر نهادهای مهم مثل شورای نگهبان و نیز تا اندازه‌ای مجمع تشخیص مصلحت و دیگر نهادهای مهم مثل حوزه علمیه قم و… هرگز باور ندارند این نظام به اصلاحات ساختاری نیاز دارد.

این نهادها می‌گویند که ساختار درست است و اگر امروز یا در سال‌های پیش تنگناهایی دیده می‌شود به ناکارآمدی نهاد دولت برمی‌گردد. گروه‌های همسو و ذی‌نفع با نهادهای اصلی قدرت در بهترین حالت می‌گویند دولت باید کارآمد باشد و اقتصاد را که دلیل اصلی نارضایتی است درست کند.

رهبری این نهادها که در ارتباطی سازمان‌یافته و تنگاتنگ با هم و در یک مسیر عمل می‌کنند باور دارند باید کسانی که از اصلاحات ساختاری می‌گویند را در بهترین وضعیت به دولت راه نداد و همچنین دولتی همسو با خودشان تاسیس کرد.

تاسیس دولت‌هایی مثل دولت اول محمود احمدی‌نژاد و نیز دولت مرحوم رییسی غایت آرزوی نهادهای اصلی قدرت است. از سوی دیگر اما متقاضیان اصلاحات ساختاری نیز به دلایل گوناگون یا جرات و شهامت آن را ندارند که مصداق‌های اصلاحات ساختاری را با شهروندان و با نهادهای اصلی قدرت در میان بگذارند یا به این دلیل که به هر حال در تاسیس و پایداری نظام موجود دست‌اندرکار بوده‌اند به‌طور جدی نمی‌گویند چه می‌خواهند.

به‌طور مثال آیا اصلاحات ساختاری یعنی تغییر کامل قانون‌اساسی موجود یا تغییر در برخی اصل‌ها و فصل‌های این قانون و اینکه اصولی که باید تغییر کنند کدامند؟ اصلاح‌طلب‌های درون قدرت و نیز شخصیت‌های یادشده باید به مردم می‌گفتند و نیز بگویند به‌طور روشن منظورشان از اصلاحات ساختاری کدام است؟

بدیهی است که نهادهایی مثل نهاد رهبری و شورای نگهبان هرگز نمی‌پذیرند باید اصلاحات ساختاری بدون درک عمیق از پیامدهای آن اتفاق بیفتد؟ معلوم است شورای نگهبان هرگز به انحلال خود رای نخواهند داد. به این ترتیب باید قبول کرد اصلاحات ساختاری با نظام موجود ناسازگاری ذاتی دارد. از سوی دیگر خواستاران اصلاحات ساختاری باور دارند اگر این ساختار کارآمد بود کشور به اینجا نمی‌رسید.

نظرات کاربران
نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

تازه‌ترین خبرها