جسد سوخته زن ۴۴ ساله بر روی تخت / دستانش با پارچهای محکم شده و شالی دور گردنش پیچیده شده بود
بر اساس گزارش خبرآنلاین از روزنامه خراسان، در شب بیست و هشتم شهریور، ساکنان بولوار اقدسیه مشهد با دیدن دودهای غلیظی که از طبقه چهارم یک مجتمع مسکونی به هوا برخاسته بود، بلافاصله با نیروهای امدادی تماس گرفتند. به سرعت، آتشنشانان به محل حادثه رسیدند و در دل دودهای سیاه وارد عمل شدند. آنها خیلی زود موفق شدند شعلههای آتش را مهار کرده و از انتشار آن به سایر طبقات ساختمان جلوگیری کنند. اما در کمال ناباوری و در میان هرج و مرج آتشسوزی، جسد یک زن جوان به نام «میترا» در حالی که بخشی از آن سوخته بود، در اتاق خوابش پیدا شد. این حادثه تلخ هنگامی به دلهره و جنایت تبدیل شد که مشخص گردید دستان زن ۴۴ ساله با پارچه بسته شده و شالی به دور گردنش پیچیده شده است. بدین ترتیب، آتشنشانها بلافاصله موضوع را به پلیس گزارش کردند و با حضور قاضی ویژه قتل عمد و گروهی از کارآگاهان پلیس جنایی، تحقیقات قضایی آغاز شد. میترا که بعد از جدایی از همسرش به تنهایی در یک واحد آپارتمانی زندگی میکرد، مادرش نیز مرتباً به او سر میزد تا از احساس تنهایی او بکاهد. در این شرایط، تحقیقات جنایی با دستور قاضی وحید خاکشور به شکل تخصصیتری ادامه پیدا کرد و دامنه بررسیهای اجتماعی نیز گسترده شد. از سوی دیگر، مشخص گردید خودروی مشکی زن جوان نیز به سرقت رفته است. در حالی که بررسیهای بیشتری در محل وقوع جنایت ادامه داشت، خبری مبنی بر کشف خودروی سوخته در بیابانهای اطراف بولوار شاهنامه به پلیس گزارش شد که دو پرونده قتل و سرقت را به هم پیوند زد. زیرا آن بررسیها نشان داد که خودروی سواری که ۴ چرخ آن به سرقت رفته و بدنهاش به آتش کشیده شده، متعلق به زن جوان (مقتول) بوده است که در کانون توجه تحقیقات پلیس قرار گرفته بود. بنابراین، مراحل جمعآوری شواهد از صحنه جرم و سرقت ادامه پیدا کرد و فرضیه قتل بهخاطر انگیزه سرقت تقویت شد.
با این فرضیه جنایی، تحقیقات تخصصی وارد مرحله جدیدی شد و نشان داد طلاهای زن نیز به سرقت رفته است. دیگر تردیدی وجود نداشت که کارآگاهان باید به دنبال دزدان حرفهای باشند که احتمالاً با نقشهای خاص وارد منزل زن ۴۴ ساله شدهاند. در این وضعیت و با دستورات واضح قاضی وحید خاکشور و در نخستین مرحله عملیات میدانی که با رهبری مستقیم سرهنگ ولی نجفی آغاز شده بود، دوربینهای مداربسته و ترافیکی به دقت مورد بررسی قرار گرفت و تحقیقات به بانک اطلاعاتی مجرمان حرفهای گسترش یافت. به زودی سرنخهایی از دو جوان سارق به دست آمد که یکی از آنها به اتهام زورگیری از یک دختر جوان و سرقت طلاهای او تحت تعقیب بود. شاکی پرونده ادعا کرده بود که جوانی به نام «اسماعیل»، او را به بیابان کشاند و با چاقو به طرز وحشتناکی زخمی کرده و او ناچار شده تمام طلاهایش را به سارق بدهد.
با کسب این سرنخ مهم، بلافاصله گروهی از کارآگاهان زبده اداره جنایی پلیس آگاهی به سرپرستی سروان آرمین منفرد (افسر پرونده) به یک خانه باغ در روستای محمدآباد رفتند و متهم را در حال خواب به دام انداختند. به سرعت به سوی همدست وی که در خیابان کشاورز مشهد قرار داشت و با حمل چمدانها میخواست مشهد را ترک کند، رفته و او را هنگام سوار شدن به خودرو محاصره کردند و دستبند قانون را بر دستانش زدند. حالا عملیات کارآگاهان با راهنماییهای تخصصی قاضی شعبه ۲۵۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، به مراحل جمعآوری مدارک و شواهد جنایی رسید که در آن ۴ حلقه لاستیک خودروی سواری و یک دستگاه پراید سرقتی از پناهگاه متهمان پیدا شد.
از سوی دیگر، با توجه به اهمیت و حساسیت این پرونده، تحقیقات قضایی به گسترش خود ادامه داد و همه زوایای پنهان این ماجرای شوکآور تحت بررسی جدی قرار گرفت. تحقیقات اولیه نشان داد که دو سارق جوان، یکی از آنها از ایلام به مشهد آمده است، خودروی پراید را از بولوار توس به سرقت بردهاند. پس از لو رفتن این ماجرا، متهمان به سرقت طلا از دختر جوان و سرقت پراید اعتراف کردند، اما باز هم ارتکاب جنایت را انکار کردند تا اینکه کارآگاهان تصاویر دوربینهای مداربسته را به آنها نشان دادند و دیگر اسناد و مدرکها را روی میز بازجویی قرار دادند. بدین ترتیب، «اسماعیل» به اعترافاتش پرداخت و اعلام کرد: من با تطمیع و وسوسههای «میلاد» برای سرقت طلاهای زن جوان، او را در حالی خفه کردم که «میلاد» نقشه ورود به منزل را طراح کرده بود و ما با توسل به حقهای مکارانه وارد خانه شدیم و او را به قتل رساندیم و سپس برای اینکه اثر و رد پایی از خود بجای نگذاریم، منزل را به آتش کشیده و با سرقت طلاها فرار کردیم. طبق این گزارش، بررسیهای بیشتر در خصوص اظهارات دو متهم این پرونده جنایی همچنان با دستورات ویژه مقام قضایی ادامه دارد.
۲۳۳۲۳۳