قدرت و عزت؛ پیام ایران از نیویورک
به نقل از گزارشگر سیاسی ایرنا، مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶، برای ايران هرگز بهعنوان یک بستر عادی دیپلماتیک عمل نکرد. رئیسجمهور ایران در حالی به پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل رفت که آمریکا همچنان بر مواضع غیرقانونی خود علیه ایران تأکید کرده و به تهدیدات خود ادامه میدهد. حتی یک روز پیش از سخنرانی پزشکیان، دونالد ترامپ در همان تریبون از امکان نابودی ایران سخن به میان آورد.
در این زمینه، ارزش سخنان پزشکیان تنها به جملاتی که در خصوص جنگ یا مذاکره بیان شد، محدود نمیگردد؛ اهمیت اصل به مراتب فراتر از این است و به تصویری که او از نسبت قدرت و صلح ترسیم نمود، مربوط میشود.
پزشکیان در سخنرانی خود بر این نکته تأکید کرد که ایران باید به قدری توانمند باشد که امنیت و آینده خود را در معرض تهدید نبیند، اما همزمان نباید از قدرت برای تسلط بر سایر کشورها استفاده کند.
پزشکیان خاطرنشان کرد: ایران در طی دو قرن گذشته هرگز به هیچکشوری حمله نکرده و تنها از خود دفاع کرده است، اما امروز به عنوان عامل ناامنی در منطقه متهم میشود. این نگرش باعث گردیده که راهبرد ما به این سمت برود که به قدرتی نیاز داریم تا بتوانیم از خود محافظت کنیم.
این اظهارات را میتوان بهعنوان نقطه عطفی در نظر گرفت. آیا کشوری که توان دفاع از خود را ندارد میتواند به صلح پایدار امید داشته باشد؟
در عرصه روابط بینالملل، صلح به معنای فقدان جنگ نیست و صلح واقعی زمانی محقق میشود که طرفین درگیر بدانند تغییر در وضعیت موجود از طریق زور، هزینهای جدی برایشان به همراه خواهد داشت و مذاکره میتواند روشی کمهزینهتر برای حل اختلافات به شمار آید.
ریشههای بیاعتمادی
از این جنبه، اظهارات پزشکیان در خصوص قدرت را میتوان فراتر از یک موضوع نظامی برای خاتمه دادن به درگیریها تلقی کرد، زیرا قدرت یک کشور تنها محدود به موشکها و تجهیزات نظامی نیست. قدرت ملی شامل مجموعهای از قابلیتها از جمله توان دفاعی و اقتصادی، انسجام اجتماعی، ظرفیتهای فناوری، انرژی، دیپلماسی و مهارتهای مدیریت بحران میگردد.
بر همین اساس، وقتی پزشکیان از قدرت برای صلح سخن میگوید، به تفکیک بین قدرت و جنگ تأکید میکند، چراکه قدرت نباید به یک هدف خودکار تبدیل شود، بلکه باید امکان انتخاب را حفظ کند. این نقطهای است که مفهوم عزت در آن معنا پیدا میکند.
عزت در این بستر به معنای بستن درهای مذاکره نیست بلکه بالعکس، اگر مذاکره بخواهد به نتیجهای پایدار دست یابد، باید از موضعی انجام شود که هیچ یک از طرفها احساس نکند برای جلوگیری از جنگ ناچار به پذیرش تمام خواستههاست.
بخش عمدهای از سخنان اخیر مقامات ایرانی در نیویورک به تجارب مذاکرات پیشین بازمیگردد. عراقچی در گفتگو با شبکه انبیسی یادآور شد که ایران در سال ۲۰۲۵ پیشنهاد مذاکره آمریکا را پذیرفت، اما در خلال مذاکرات، یک حمله نظامی صورت گرفت. همچنین در فوریه ۲۰۲۶، ایران بار دیگر به پیشنهاد مذاکره پاسخ مثبت داد و او توضیح داد که دوباره در جریان مذاکرات مورد حمله قرار گرفتند.
حملاتی که باعث کاهش اعتماد به روند مذاکره با واشنگتن در تهران شده است. این بیاعتمادی از این رو تبدیل به مسألهای چالشبرانگیز شده که نه تنها سؤال درباره مذاکره یا عدم مذاکره بلکه این موضوع است که مذاکره در چه شرایطی میتواند ضامن امنیت باشد. اگر مذاکره در شرایطی رخ دهد که یکی از طرفها تهدید نظامی را در دست نگه دارد، ممکن است طرف مقابل آن را نه به مثابه مسیری برای حل اختلاف، بلکه به شکل فشاری تلقی کند.
موضع تهران در نیویورک اما این دوگانه را رد کرد. ایران مجبور نیست بین جنگ و تسلیم یک گزینه را انتخاب کند و از موضع قدرت میتواند عزت خود را حفظ کند. در واقع پیام پزشکیان و عراقچی مؤید این نکته است که گزینه سومی نیز وجود دارد که دیپلماسی از موضع قدرت را ممکن میسازد.
دفاع برای بازدارندگی؛ مذاکره برای صلح
عراقچی همچنین در مصاحبه خود با انبیسی بر این همزمانی تأکید کرد. او بیان داشت که ایران به اندازهای که برای مذاکره آماده است، برای مقابله با چالشها نیز آمادگی دارد و در برابر هرگونه تجاوز، حتی اگر به ادعایش به جنگ جهانی منجر شود، قاطعانه ایستادگی خواهد کرد. در عین حال، ایران به تلاشهای دیپلماتیک خود ادامه میدهد زیرا نباید هیچ فرصتی برای صلح را از دست بدهد.
این دو گزاره ممکن است در ظاهر متضاد به نظر رسند، اما در منطق سیاست خارجی، این دو به هیچوجه متناقض نیستند.
آمادگی دفاعی میتواند جزئی از بازدارندگی باشد و دیپلماسی نیز میتواند به مسیر کاهش تنش تعبیر شود. یکی موجب افزایش هزینههای تحمیل اراده از طریق زور میشود و دیگری سعی در حل اختلافات از طریق مذاکره دارد.
به عبارت ساده، دیپلماسی بدون تکیه بر قدرت ممکن است شکننده باشد و قدرت بدون دیپلماسی میتواند به افزایش هزینهها و طولانی شدن بحران بینجامد. این همان ترکیبی است که از سخنان اخیر رئیسجمهور و وزیر امور خارجه قابل درک است.
بخش دیگری از مواضع ایران در نیویورک، ترکیب ادبیات ایران و آمریکا در همان تریبون را نشان داد.
ترامپ یک روز پیش از سخنرانی پزشکیان از امکان نابودی جمهوری اسلامی در صورت عدم دستیابی به توافق گفت. در پاسخ، پزشکیان با دفاع از ایران و انتقاد از عملکرد آمریکا، درهای مذاکره را به طور کامل نمیبندد. او اظهار داشت که ایران برای گفتگو و مذاکره آماده است، اما نه تحت فشار تهدید. این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است.
ایران میتوانست در پاسخ به تهدیدات، زبان تهدید را تکرار کند، اما پیام کلیدی پزشکیان به گونهای دیگر بود. به وضوح نشان داده شد که ایران را نمیتوان با تهدید به عقبنشینی وادار کرد اما همزمان برای یک راهحل دیپلماتیک آماده است.
در این راستا، جمله پایانی پزشکیان نیز معنادار بود: آنها ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند، اما ما هرگز زانو نزدیم. این جمله میتواند بهعنوان خلاصهای از مفهوم عزت در روایت ایران تلقی گردد؛ یعنی ایستادگی در مقابل هزینهها برای حفظ استقلال در تصمیمگیری، بدون آنکه راه مذاکره کاملاً بسته شود.
قدرتی فراتر از نظامی
اما اگر تعریف قدرت را تنها محدود به حوزه نظامی کنیم، بخش مهمی از قدرت را نادیده گرفتهایم. روایت قدرت ایران در نیویورک تنها به توان پاسخهای نظامی مرتبط نمیشود. پزشکیان از مردم بهعنوان یکی از ارکان قدرت نام برد و بر استقلال، توسعه، انرژی، فناوری و حق ایران برای بهرهبرداری صلحآمیز از فناوری هستهای تأکید کرد.
این نگرش، مفهوم قدرت ملی را به طرز قابل توجهی گسترش میدهد. قدرتهای اقتصادی، انرژی، فناوری، اجتماعی، دیپلماتیک و ... بههمان اندازه که قدرت نظامی در کشور دارای نقش است، مانع از آسیب دیدن ایران میگردد.
بنابراین، اگر بخواهیم مفهوم قدرت را در اظهارات اخیر پزشکیان به دقت تبیین کنیم، باید به قدرت چندلایه اشاره داشته باشیم.
طرح هفتروزه ایران درباره تنگه هرمز نیز بر مبنای همین اصول بنا شده است. ایران اعلام کرده است که در صورت انجام اقدامات مشخص از سوی آمریکا، آماده است تنگه هرمز را دوباره باز کند. عراقچی تأکید کرد که این موضوع جدیدی نیست و به پایان جنگ، رفع محدودیتها و توانایی فروش نفت ایران ارتباط دارد.
از سوی دیگر، اهمیت این موضوع تنها در خود تنگه هرمز محدود نمیشود. تنگه هرمز بهعنوان یک نقطه استراتژیک مهم در اقتصاد جهانی شناخته میشود و هرگونه اختلال در آن آثار خود را بر بازار انرژی و تجارت جهانی نمایان میسازد. رویترز نیز در گزارش خود درباره پیشنهاد ایران، بر اهمیت این آبراه برای تجارت انرژی تأکید کرده است.
بنابراین وقتی ایران از بازگشایی هرمز در صورت تغییر شرایط سخن میگوید، میتوان این مسئله را بهعنوان نمونهای از تبدیل ظرفیتهای سیاسی به ابزار مذاکره تصور کرد. به این معنا که قدرت تنها برای میدان نبرد نیست و میتواند در پشت میز مذاکره نیز به اهرمی تبدیل گردد.
نه انزوا، نه تسلیم
یکی از برداشتهای نادرست از مفهوم عزت این است که فکر کنیم عزت به معنای دوری از جهان یا رد هرگونه مذاکره است، اما آنچه در مواضع اخیر رئیسجمهور و وزیر امور خارجه مشهود است، تصویری متفاوت را به نمایش میگذارد.
پزشکیان در سازمان ملل از گفتگو یاد کرد و عراقچی نیز با وجود اشاره به تجربیات حملات در حین مذاکرات، بیان کرد که ایران همچنان به تلاش دیپلماتیک خود ادامه میدهد.
بنابراین، عزت در این چارچوب به معنای حفظ حق انتخاب است و نه اینکه ایران به تمامی گفتگوها پایان دهد، بلکه بلعکس، اعلام میکند که مذاکره نباید به معنای پذیرش تهدید مستمر باشد.
تجربه جنگهای متعدد در دهههای اخیر به ایران آموخته است که امنیت کشور نمیتواند تنها به تضمینهای بیرونی وابسته باشد. به نظر مقامهای ایرانی، توان دفاعی باید به قدر کافی بالا باشد تا دشمن از هزینههای حمله و تقابل با ایران به شدت نگران گردد و این گونه بازدارندگی ایجاد شود.
در سخنان عراقچی نیز این ذهنیت نمایان شده است. او با اشاره به جنگهای اخیر عنوان کرد: طرف مقابل با تصور پیروزی آسان وارد جنگ شد، اما ایران هرگز تسلیم نگردید.
تهران میخواهد به طرف مقابل بگوید که گزینه فشار نظامی نمیتواند به پذیرش خواستههای آمریکا بیانجامد. این همان نکتهای است که در ادبیات بازدارندگی اهمیت ویژهای دارد. ایران مصمم است به اندازه کافی توان ایستادگی داشته باشد و همزمان امکان گفتوگو را نیز حفظ نماید.
قدرت باید هزینه تجاوز را افزایش دهد و دیپلماسی نیز میبایست هزینه جنگ را کاهش دهد و عزت در نقطه اتصال بین این دو مفهوم قرار دارد. یعنی کشوری که توان برقراری مذاکره را دارد، بدون احساس اجبار برای این کار، قادر به درخواست صلح بوده و به تهدیدات بیتوجه است و همچنین میتواند از قدرت دفاعی خود به کار بست، بدون آنکه جنگ را به عنوان هدف اصلی سیاست خارجی تلقی کند، در عرصه بینالمللی موفق خواهد بود.
صلحی که ایران به دنبال آن است، صلحی است که از دل ضعف و اجبار نیاید، بلکه صلحی باشد که پشتوانه آن قدرت ملی، استقلال در تصمیمگیری و آمادگی برای دفاع باشد. در سخنان پزشکیان نیز قدرت بهمنظور جنگ نیست؛ بلکه قدرت برای آن است که جنگ بهعنوان تنها گزینه پیش روی ایران مطرح نشود.
از این رو، عزت و قدرت در واقعیات، نه انتخاب میان جنگ و دیپلماسی، بلکه بهکارگیری همزمان این دو عنصر برای حفظ امنیت، استقلال و حق انتخاب ایران را بیان میکند.