کد خبر 715229
۱۴۰۵/۰۷/۰۹ ۱۱:۵۹

اتاق فکر رسانه‌ای جنگ چه چیزهایی را نمی‌گوید؟

ساعت 24 - همزمان با جنگ ایران، کارزارهای رسانه‌ای گسترده‌ای برای شکل‌دهی به روایت جنگ، میزان خسارت‌ها و چشم‌انداز پایان آن شکل گرفته است. در حالی که برخی روایت‌ها از بازگشت سریع تردد در تنگه هرمز و صادرات نفت خبر می‌دهند، داده‌های ماهواره‌ای، قیمت نفت، کاهش کشتیرانی و اختلال در زیرساخت‌های انرژی تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌کنند. کمبود داده‌های رسمی نیز بحران اعتماد را تشدید کرده است.
اتاق فکر رسانه‌ای جنگ چه چیزهایی را نمی‌گوید؟

فرارو– یحیی الصادق، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در المیادین

به گزارش فرارو به نقل از المیادین، همزمان با ادامه جنگ علیه ایران، یکی از گسترده‌ترین کارزارهای رسانه‌ای برای شکل‌دهی به روایت افکار عمومی درباره انگیزه‌های جنگ، روند تحولات، نتایج آن و چشم‌انداز آینده شکل گرفته است.

این کارزار تنها به پنهان کردن بخشی از واقعیت‌های میدان نبرد برای حفظ روحیه نیروهای درگیر محدود نمی‌شود، بلکه دامنه آن به افکار عمومی جهان نیز کشیده شده است؛ از توجیه آغاز جنگ و کم‌اهمیت جلوه دادن پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی گرفته تا القای شکست ایران، نزدیک بودن پایان جنگ و بازگشت صادرات نفت کشورهای خلیج فارس به شرایط عادی.

فراتر از تبلیغات معمول دوران جنگ

پنهان کردن بخشی از واقعیت‌های جنگ از افکار عمومی، سابقه‌ای طولانی دارد. دولت‌ها و طرف‌های درگیر معمولاً برای حفظ روحیه نیروهای خود و جلوگیری از پذیرش شکست، اطلاعات را گزینش یا محدود می‌کنند. اما آنچه در جنگ کنونی ایران مورد توجه قرار گرفته، دامنه گسترده‌تر عملیات رسانه‌ای و حضور بازیگران متعدد در شکل‌دهی به روایت‌های خاص است.

این روند تنها به مقام‌های آمریکایی محدود نبوده و برخی شرکت‌ها، مؤسسات مشاوره‌ای، رسانه‌ها و نهادهای اقتصادی نیز در بازتولید روایت‌های موردنظر نقش داشته‌اند.

هدف این اقدامات، در مواردی ارائه تصویری خاص از وضعیت جنگ و در موارد دیگر، کاستن از اهمیت پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن عنوان شده است.

دو مسیر اصلی عملیات رسانه‌ای

این کارزار تبلیغاتی در جریان جنگ عمدتاً در دو مسیر حرکت کرده است. مسیر نخست بر این ادعا متمرکز بوده که ایران در جنگ شکست خورده و ظرفیت‌های نظامی و اقتصادی آن تقریباً به‌طور کامل از بین رفته است؛ بنابراین پایان جنگ و حتی تغییر سیاسی در تهران، تنها به چند روز زمان نیاز دارد.

مسیر دوم، معطوف به کم‌رنگ کردن خسارات واردشده به آمریکا، اسرائیل و کشورهایی بوده که میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند. در این چارچوب، توجه رسانه‌ای بیشتر بر عملکرد سامانه‌های دفاع هوایی و موشک‌های رهگیر آمریکا متمرکز شده و تلاش شده است تصویری از توانایی این سامانه‌ها برای جلوگیری از اصابت موشک‌ها و پهپادهای ایرانی ارائه شود.

با این حال، ادامه حملات ایران و انتشار تصاویر ماهواره‌ای و ویدئوهای ثبت‌شده توسط شهروندان، امکان تداوم برخی از این روایت‌ها را با دشواری مواجه کرده است. تصاویر منتشرشده از آسیب به برخی پایگاه‌ها و تأسیسات آمریکایی و اسرائیلی و همچنین مشاهده اصابت موشک‌ها به اهداف مختلف، بخشی از اطلاعاتی را در اختیار افکار عمومی قرار داده که با روایت‌های رسمی تفاوت داشته است.

هرمز؛ نقطه تلاقی جنگ و اقتصاد

با بسته شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت و گاز، پیامدهای جنگ از سطح نظامی فراتر رفت و به بازارهای جهانی انرژی و اقتصاد بین‌المللی رسید.

در این مرحله، تمرکز بخشی از کارزارهای رسانه‌ای به سمت تأثیرگذاری بر برداشت بازار از وضعیت تنگه هرمز تغییر کرد. گزارش‌هایی منتشر شد که از عبور روزانه ده‌ها کشتی از تنگه، بازگشت بخش بزرگی از صادرات نفت کشورهای خلیج فارس به بازارهای جهانی و کاهش محدودیت‌های کشتیرانی خبر می‌دادند.

این گزارش‌ها در حالی مطرح شدند که حجم عبور کشتی‌ها همچنان بسیار پایین‌تر از سطح پیش از جنگ بود و هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه نیز در سطوح بالایی قرار داشت.

اهمیت این روایت‌ها از آن جهت بیشتر شد که بخشی از آنها به مقام‌های آمریکایی یا مؤسسات مشاوره‌ای و مالی شناخته‌شده نسبت داده می‌شد و همین موضوع قدرت انتشار و اثرگذاری آنها را افزایش می‌داد.

داده‌های ماهواره‌ای و تصویری متفاوت از هرمز

در مقابل، داده‌های مربوط به رهگیری ماهواره‌ای کشتی‌ها کاهش محسوسی در میزان تردد از تنگه هرمز نشان می‌داد. بخشی از نفتکش‌ها و کشتی‌های حامل کالا نیز در بنادر کشورهای منطقه متوقف مانده بودند و منتظر شرایط امن‌تر برای عبور بودند.

البته نمی‌توان گفت تنگه هرمز به‌طور کامل از فعالیت بازمانده است. برخی نفتکش‌ها همچنان از این مسیر عبور کرده‌اند و شرکت‌های کشتیرانی نیز از روش‌های غیرمعمول برای ادامه فعالیت استفاده کرده‌اند؛ از جمله می توان به خاموش کردن سامانه‌های ردیابی و انتقال نفت از یک کشتی به کشتی دیگر در نزدیکی عمان اشاره کرد.

با وجود این، حجم رفت‌وآمد همچنان فاصله زیادی با شرایط عادی پیش از جنگ داشته است. بنابراین، ارائه تصویر بازگشت کامل کشتیرانی به وضعیت عادی، با داده‌های موجود همخوانی ندارد.

بازار نفت؛ شاخصی از تداوم عدم اطمینان

قیمت نفت نیز در این شرایط به یکی از شاخص‌های مهم برای ارزیابی وضعیت تبدیل شده است. طبق داده‌های مطرح‌شده، قیمت نفت برنت پس از کاهش به کمتر از ۱۰۰ دلار در ۲۲ سپتامبر، در ۲۴ سپتامبر بار دیگر از ۱۰۶ دلار عبور کرد و سپس با انتشار نشانه‌هایی از تماس‌های آمریکا و ایران و احتمال دستیابی به تفاهم درباره تنگه، کاهش یافت.

این نوسانات نشان می‌دهد حتی در صورت انتشار اخبار مثبت درباره مذاکرات یا احتمال بازگشایی مسیرهای کشتیرانی، بازار همچنان نسبت به پایداری شرایط اطمینان ندارد.

یکی از نمونه‌های مورد اشاره، تفاوت میان گزارش‌های رسانه‌ای درباره صادرات نفت عربستان است. یک گزارش از بازگشت صادرات نفت این کشور در ماه سپتامبر به سطحی نزدیک به شرایط پیش از جنگ خبر داده بود، در حالی که گزارش دیگری از اختلال در صادرات نفت عربستان در پی توقف خط لوله شرق - غرب بر اثر حملات پهپادی حکایت داشت.

داده‌های مربوط به جریان نفت در ماه سپتامبر نشان می‌دهد صادرات عربستان تا حدی بهبود یافته، اما هنوز نمی‌توان از بازگشت کامل به شرایط پیش از جنگ سخن گفت. بارگیری نفت از بنادر عربستان در خلیج افزایش یافته و جریان نفت از طریق تنگه هرمز نیز در برخی مقاطع به حدود ۲.۹ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ در حالی که این رقم در ماه اوت حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز بود. در ۲۲ سپتامبر نیز فعالیت خط لوله شرق - غرب از سر گرفته شد، اما با سرعت پایین‌تر از ظرفیت معمول و برآوردهایی که نشان می‌دهد بازگشت آن به ظرفیت کامل ممکن است هفته‌ها زمان ببرد.

خلأ داده‌های رسمی و نقش منابع باز

یکی از مشکلات اصلی، کمبود اطلاعات و آمار رسمی درباره تأثیرات جنگ بر بخش‌های مختلف اقتصادی و خدماتی کشورهای منطقه است. در شرایطی که انتظار می‌رود داده‌های اقتصادی بتوانند ابعاد واقعی خسارت‌ها و تغییرات ایجادشده را نشان دهند، بخش قابل‌توجهی از اطلاعات منتشرشده همچنان محدود به برآوردهای اولیه و داده‌های پراکنده است.

در مقابل، تحول فناوری اطلاعات امکان دسترسی افراد به منابع متنوعی را فراهم کرده است. کاربران می‌توانند داده‌های مختلف را مشاهده، با یکدیگر مقایسه و بر اساس آنها روایت مستقلی از تحولات ایجاد کنند؛ روایتی که ممکن است با روایت رسانه‌های رسمی یا رسانه‌های بزرگ تفاوت داشته باشد.

هزینه‌های زندگی؛ واقعیتی که نمی‌توان پنهان کرد

در چنین شرایطی، یکی از شاخص‌های ملموس برای افکار عمومی، قیمت فرآورده‌های نفتی و هزینه‌های حمل‌ونقل در کشورهای مختلف است. افزایش مداوم قیمت این کالاها، حتی در صورت وجود حمایت‌های دولتی، نشانه‌ای از تداوم آثار بحران بر بازارها محسوب می‌شود؛ هرچند به‌تنهایی نمی‌توان از آن برای تعیین مسیر جنگ یا زمان پایان آن استفاده کرد.

در کنار قیمت‌ها، افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل، کاهش شدید تعداد کشتی‌های عبوری از هرمز و استفاده از مسیرها و روش‌های استثنایی برای انتقال انرژی نیز شاخص‌هایی هستند که تصویر روشن‌تری از وضعیت تجارت منطقه ارائه می‌کنند.

در نهایت، مسئله اصلی فقط اختلاف میان دو روایت درباره جنگ نیست؛ بلکه بحران اعتماد ناشی از انتشار اطلاعات متناقض است. هنگامی که یک رسانه از بازگشت صادرات نفت به شرایط عادی خبر می‌دهد و رسانه‌ای دیگر در همان فضای جغرافیایی از اختلال جدی در زیرساخت‌های صادراتی سخن می‌گوید، افکار عمومی با پرسش‌هایی درباره اعتبار داده‌ها و منابع مواجه می‌شود.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.