اختتام داستان «مردی فراتر از نظام»
فرارو– کریستین سالتیس آندرسون، خبرنگار بخش بینالملل روزنامه نیویورک تایمز
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، بهدنبال نزدیکشدن به انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ آمریکا، مسائل اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی به کانون نگرانیهای رأیدهندگان تبدیل شده و در عین حال، دغدغههای مربوط به فساد نیز در افکار عمومی جایگاه بیشتری پیدا کرده است. این تحولات میتواند تصویر موجود از دونالد ترامپ را که بهعنوان یک سیاستمدار خارج از قالب سنتی واشنگتن شناخته میشود، تحت تأثیر قرار دهد.
در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، وضعیت اقتصادی یکی از مسائل کلیدی برای رأیدهندگان به شمار میرفت و نظرسنجیها نشان میدادند که ترامپ، رضایت بیشتری در مدیریت اقتصاد نسبت به رقیب دموکرات خود بهدست آورده است. اما بر اساس بررسیهای اخیر، این برتری در زمینه هزینههای زندگی از بین رفته و ترامپ و جمهوریخواهان اکنون با فاصلهای هشتدرصدی در شرایط نامطلوبی قرار گرفتهاند.
نگرانیهای فزاینده در خصوص هزینههای زندگی
مسئلهای که دولت ترامپ با آن مواجه است، منحصر به نظرات رأیدهندگان درباره وضعیت اقتصادی نیست، بلکه این درک فزاینده نیز در حال شکلگیری است که منافع اقتصادی بیشتر به دست گروهی خاص و نزدیکان به قدرت میرسد. ترکیب نگرانیها پیرامون افزایش هزینهها و احساس فساد، فشار سیاسی مضاعفی بر حزب جمهوریخواه و دولت فعلی وارد ساخته است.
طبق نظرسنجیهای انجامشده، حدود دو سوم رأیدهندگان بر این باورند که بیشتر سیاستمداران یا فاسد هستند یا تنها به دنبال منافع شخصی خود هستند. این دیدگاه به ویژه میتواند برای ترامپ حائز اهمیت باشد، زیرا یکی از ارکان اصلی محبوبیت سیاسی او، تصویر شخصی بوده است که خارج از نظام سیاسی سنتی قرار دارد و قصد دارد به اصلاح امور در واشنگتن بپردازد.
در سالهای ابتدایی ورودش به دنیای سیاست، ترامپ خود را بهعنوان یک «بیرونی» معرفی میکرد؛ فردی که هیچ گونه پیشینهای در مشاغل دولتی نداشت و از ساختار سنتی جمهوریخواه دور بود. حتی سالها پس از آغاز دوران ریاستجمهیری او، بخش عمدهای از جمهوریخواهان هنوز هم او را بهعنوان یک شخصیت خارج از ساختار سیاسی شناخته بودند.
تغییر نگرش برخی از طرفداران ترامپ
اکنون اما گروهی از رأیدهندگان پیشین ترامپ نسبت به این تصویر دچار تردید شدهاند. یکی از رأیدهندگان مستقل که از حامیان ترامپ نیز هست، بیان کرده که قبلاً انتظار داشت جمهوریخواهان قادر به بهبود وضعیت اقتصادی باشند، اما اکنون حس میکند که منافع اقتصادی بیشتر به طبقه ثروتمند و افرادی که به قدرت نزدیکاند، تعلق دارد.
مسائلی همچون معاملات رمزارزی مرتبط با خانواده ترامپ، برخی عفوهای ریاستجمهوری و افزایش ثروت نزدیکان و اعضای خانواده او از جمله عواملی بهشمار میآید که میتوانند این برداشت را تقویت کنند که ترامپ دیگر آن چهره بیطرف و خارج از دایره قدرت سیاسی نیست.
این مساله از آن جهت اهمیت دارد که جمهوریخواهان در گذشته بارها بهدلیل پروندههای مالی و اخلاقی دولتهای دموکرات انتقادات تندی را مطرح کرده بودند. اکنون منتقدان ترامپ نیز از همان استانداردها برای ارزیابی دولت او بهره میبرند و برخی از رأیدهندگان ممکن است میان مواضع ضدفساد ترامپ و عملکرد کنونی دولت او اختلافی مشاهده کنند.
هزینههای زندگی در برابر برنامههای سیاسی
یکی دیگر از نکات اساسی، فاصله میان انتظارات اولیه رأیدهندگان و اولویتهای دولت ترامپ است. در ژانویه ۲۰۲۵، زمانی که از رأیدهندگان درباره مهمترین خواستههایی که از ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری داشتند سؤال شد، کاهش هزینههای زندگی و تأمین امنیت مرزها در رأس این خواستهها قرار داشت.
تا نوامبر همان سال، بیش از ۷۰ درصد شرکتکنندگان در نظرسنجی معتقد بودند که ترامپ توجه زیادی به بحث مرزها داشته است؛ اما تنها ۴۳ درصد احساس میکردند که کاهش هزینههای زندگی یکی از اولویتهای اصلی دولت بوده است.
در نظرسنجیهای جدیدتر، این رقم تا حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است. حتی در میان جمهوریخواهان، تنها حدود ۶۰ درصد بر این باورند که موضوع هزینههای زندگی جزو اولویتهای اصلی ترامپ بهشمار میآید. در مقابل، برخی از رأیدهندگان بر روی تمرکز دولت بر پروژههایی نظیر ساخت سالن جدید در کاخ سفید، بازسازی استخر کاخ لینکلن و تغییر نام برخی ساختمانها و نهادها انتقاد کردهاند.
خطر کاهش انگیزه رأیدهندگان
چالشهای اقتصادی به تنهایی میتوانند برای هر دولتی مشکلساز شوند، اما زمانی که این نگرانیها با تصور تفکر حاکم بر پروژههای شخصی یا نمادین دولت همراه شود، فشار بیشتری بر پایگاه سیاسی وی وارد خواهد شد.
برای ترامپ، این موضوع از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا بخش عمدهای از حمایتهای او در سالهای گذشته بر این بستر شکل گرفته که او یک کارآفرین موفق و خارج از نظام سیاسی است که برای اصلاح امور در واشنگتن وارد میدان شده است. حال اگر گروهی از همان رأیدهندگان او را شبیه به سیاستمداران سنتی ببینند، ممکن است بخشی از جذابیت اولیهاش کاسته شود.
با وجود این، تغییر نگرش لزوماً به معنای گرایش رأیدهندگان ناامید به حزب دموکرات نخواهد بود. بخشی از این افراد ممکن است همچنان تمایلی برای رأی دادن به دموکراتها نداشته باشند، اما در صورتی که از عملکرد جمهوریخواهان ناامید شوند، ممکن است انگیزه کمتری برای حضور در انتخابات داشته باشند.
بنابراین، یکی از مسائل کلیدی در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ ممکن است تنها تغییر در انتخاب سیاسی رأیدهندگان نباشد، بلکه تأثیر بر میزان مشارکت حامیان ناامید در هر دو حزب باشد؛ بهویژه جمهوریخواهانی که در گذشته ترامپ را سمبل تحول در واشنگتن میدانستند و اکنون نسبت به تحقق وعدههای اقتصادی و ضدفساد او تردیدهایی دارند.