تماس، فرار، سرفههای ساختگی؛ چرا مربیان و بازیکنان تیم ملی جرأت پاسخگویی را ندارند؟
تیم ملی فوتبال ایران پس از تجربه دو بازی ناموفق و متحمل شدن دو شکست مقابل ازبکستان و روسیه، به تهران بازگشت؛ این دو رقابت نهتنها نتایج دلگرمکنندهای به همراه نداشتند، بلکه اعتراضات گستردهای از سوی طرفداران نسبت به کارکرد تیم ملی، تصمیمات کادر فنی و نمایش بازیکنان ایجاد کرد.
اما وقایع فرودگاه ممکن است حتی از نتایج هم عجیبتر به نظر برسند؛ جایی که هیچیک از بازیکنان تیم ملی تمایل نداشتند حتی چند لحظه در برابر خبرنگاران توقف کرده و درباره ناکامیهای اخیر صحبت کنند و برعکس، ترجیح دادند بدون پاسخگویی فرودگاه را ترک کنند.
یکی از افرادی که توجه خبرنگاران را بیشتر از دیگران به خود جلب کرد، احسان حاجصفی، کاپیتان تیم ملی بود؛ بازیکنی که در همین اردو به رکورد قابل توجه ۱۵۰ بازی ملی دست یافت، اما در عین حال با انتقادات زیادی نسبت به عملکردش در میدان روبرو شد. حاجصفی در بازگشت تیم ملی، به جای پاسخگویی به پرسشهای خبرنگاران، در حالی که مشغول مکالمه با تلفن همراهش بود، از مقابل آنان گذشت و بدون انجام هیچ مصاحبهای فرودگاه را ترک کرد.
محمدمهدی زارع نیز همین رویکرد را در پیش گرفت، اگرچه بهطور طبیعی از یک بازیکن جوان نمیتوان همان انتظاراتی که از کاپیتان و بازیکنان باتجربه وجود دارد داشت. شاید زارع از این طریق به نوعی پیام داده باشد که «من در این موضوع نقشی ندارم» و ترجیح داده در فضایی که مسئولیتی ندارد، وارد نشود.
اما این ماجرا به بازیکنان محدود نشد. سرمربی تیم ملی نیز برای جلوگیری از مواجهه با خبرنگاران، مسیرش را تغییر داد و از راهی متفاوت فرودگاه را ترک کرد، حتی از ون برای خروج استفاده کرد تا با خبرنگاران دیدار نکند.
اما جالبترین رفتار را رحمان رضایی از خود نشان داد؛ کسی که برای فرار از سوالات خبرنگاران گفت: «نمیتونم حرف بزنم، یه خُرده سرما دارم» و بعد به طرز غیرطبیعی و با فشار سرفه کرد! این عمل به حدی غیرقابل باور و نمایشی بود که بیشتر از آنکه کسی را قانع کند، سؤالهایی برای مخاطب ایجاد کرد که چرا کادر فنی تیم ملی برای بیان توضیحات درباره عملکرد تیم خود، حاضر نیستند.
این حوادث دیگر فقط یک «تمایل نداشتن به مصاحبه» محسوب نمیشود؛ وقتی تیم ملی بعد از دو شکست و دو نمایش نامناسب وارد کشور میشود و به ترتیب بازیکنان، کاپیتان، سرمربی و اعضای کادر فنی مسیر خود را از خبرنگاران جدا میکنند، نمیتوان انتظار داشت افکار عمومی به راحتی از کنار این رفتار عبور کند.
بازیکن جوان شاید خود را ملزم به ارائه توضیح نبیند، اما بازیکنان باتجربه، کاپیتان تیم ملی، سرمربی و دیگر اعضای کادر فنی نمیتوانند در زمانهای موفقیت جلوی دوربینها حضور یابند و از پیروزیها سخن بگویند، اما در زمان شکست و افزایش انتقادات، ناگهان هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشند.
مردم حق دارند درک کنند چرا تیم ملی در برابر ازبکستان و روسیه چنین عملکرد ضعیفی داشت، چرا این دو شکست متوالی رقم خورد، مشکلات فنی کجا بود و چرا تیمی که باید برای جام ملتهای آسیا آماده شود، اینگونه ظاهر شد.
نگاه به دوری از خبرنگاران، تغییر مسیر، سوار شدن به ون و حتی طرح سناریویی مبنی بر «سرما خوردگی و عدم توانایی در صحبت» پاسخی به این سؤالات نیست. در واقع، همین رفتارها بیشتر این تصور را به وجود میآورد که پس از این دو نمایش ضعیف، چیزی برای توضیح و ارائه به مردم وجود ندارد.
تیم ملی متعلق به مردم است و ارائه پاسخ در زمانهای دشوار بخشی از مسئولیت کسانی است که لباس تیم ملی را بر تن دارند یا به عنوان سرمربی و اعضای کادر فنی حضور دارند. اگر بعد از شکست، همه به دنبال پیدا کردن راههای فرار باشند، سؤال اصلی اینجاست: پس چه کسی باید درباره این عملکرد به مردم توضیح بدهد؟
بیشتر بخوانید: تحریم و محدودیتها کار دست تیم ملی داد؛ گینه بیسائو هم با تیم قلعهنویی بازی نمیکند!