شروع شیفت دوم کار از منزل و احساس «گناه مادری» در مادران شاغل
سارا گلستانی در گفتگو با ایسنا، در مورد حس «گناه مادری» که میتواند آرامش روانی مادران شاغل را مختل کند، بیان کرد: «گناه مادری» نوعی خطای شناختی شایع است، صدایی درونی که دائماً تکرار میکند: «هرچقدر هم که تلاش کنی، کافی نیست.» این احساس، واقعیت نیست بلکه یک «قضاوت درونی سختگیرانه» است که مادر را در چرخهای از خودسرزنشگری گرفتار میکند. این شرایط، انرژی روانی مادر را تخلیه نموده و باعث میشود حتی زمانی که در کنار خانواده حضور دارد، به دلیل اضطراب و مشغولیت ذهنیاش، حضور با ارزشی نداشته باشد.
این روانشناس اشاره کرد: جامعه ما هنوز زنان را بر اساس استانداردهای سنتی، یعنی مادری که صرفاً در خانه حضور دارد، و همچنین در قالب دنیای مدرن، یعنی زنی که مسئولیتهای اجتماعی دارد، ارزیابی میکند.
گلستانی افزود: این «تضاد نقشها» فشار زیادی ایجاد میکند، زیرا زن مجبور است میان «ایدهآلهای سنتی» و «واقعیتهای معاصر» تعادل برقرار کند. این فشار، منجر به اضطراب عملکرد میشود، جایی که مادر احساس میکند لازم است در هر دو سمت نمره کامل بگیرد، در حالی که این انتظار کاملاً غیرممکن است.
افسانه خطرناک «تعادل»
وی در مورد دستیابی به «تعادل کار و زندگی» برای مادران و اینکه آیا این واقعاً ممکن است یا تنها یک افسانه استرسزا، گفت: به عقیده من، «تعادل» یک افسانه خطرناک است، زیرا واژه تعادل به ذهن ترازویی میآید که باید همیشه در وضعیت مساوی باشد، در حالی که زندگی همواره در حرکت و تغییر است. به جای تلاش برای تعادل، بهتر است به «مدیریت اولویتها» فکر کنیم، زیرا برخی روزها کار و در برخی دیگر خانواده در اولویت هستند. پذیرش این تغییرات، به شدت میتواند استرس مادر را کاهش دهد.
پیامدهای «شیفت دوم» و فرسودگی پنهان
این روانشناس در رابطه با اینکه چگونه شیفت دوم، به معنای انجام کارهای خانگی پس از اتمام ساعات اداری، مادران را به فرسودگی پنهان دچار میکند، توضیح داد: شیفت دوم یعنی بعد از اتمام ساعت اداری، بلافاصله مشغول انجام کارهای خانه و مراقبت از فرزندان میشوند. این تداوم فعالیت، مغز را در حالت «آمادهباش همیشگی» قرار میدهد و زمان کافی برای بازیابی انرژی را فراهم نمیکند.
گلستانی افزود: فرسودگی پنهان نتیجه همین نبود «زمان استراحت شناختی» است، به گونهای که مادری که هیچگاه دکمه «خاموش» را نمیزند، بیشتر در معرض اضطراب و خشم سرکوبشده قرار دارد.
وی در پاسخ به این که آیا باور «مادر خانهدار، فرزند موفقتری دارد» درست است؟ و آیا اشتغال مادر به کودکان آسیب میزند؟ گفت: این یک باور قدیمی و بالغ بر بیاساس است. البته تصمیم کارآمد بستگی به سن و ویژگیهای کودک دارد. به عنوان مثال، برای کودکانی که زیر ۳ سال هستند، حضور فیزیکی مادر اهمیت زیادی دارد، اما تحقیقات نشان داده که «کیفیت مراقبت» بسیار بیشتر از «مدت زمان حضور فیزیکی» اهمیت دارد. در واقع، کودکانی که مادران شاغل دارند، الگوهای بهتری از استقلال، حل مسائل و مدیریت زمان را یاد میگیرند. مسائل عاطفی، نوع رابطهای که فرزند با مادر دارد، بسیار مهمتر از صرفاً زمان حاضری است.
این روانشناس در رابطه با چگونگی اجرای نقش مادری بدون کنار گذاشتن هویت شخصی، بیان کرد: مادر نباید «مادری» را تنها هویت خود بداند، زیرا او پیش از مادر بودن، یک «انسان» با علایق و نیازهای خاص است.
به نقل از او، برخورداری از یک فضای شخصی، مانند ورزش، مطالعه یا هنر، به مادر کمک میکند تا «نسخه بهتری» از خود را به فرزندش ارائه دهد. مادری که شاداب و در حال توسعه است، قطعاً الگوی بسیار بهتری نسبت به مادری است که قربانی و خسته است.
گلستانی با اشاره به نقش همسر و اطرافیان در تقلیل فشار مضاعف بر مادر شاغل خاطرنشان کرد: این یک «بازی تیمی» است. اگر همسر، نقش خود را بهعنوان یک شریک برابر ایفا نکند، مادر در معرض فروپاشی قرار میگیرد. حمایت همسر و شبکههای حمایتی خانواده، شامل پدربزرگ و مادربزرگ یا پرستاران مطمئن، نقش حیاتی دارد و بدون این حمایتها، توانمندیهای فردی در نهایت منجر به فرسودگی خواهد شد.
گلستانی در خصوص روشهای بهبود کیفیت ارتباط عاطفی مادر و فرزند در زمانهای محدود باقیمانده از روز گفت: کیفیت یعنی «حضور کامل» به این معنا که پانزده دقیقه بازی متمرکز، بدون حواسپرتی از موبایل و با گوش سپردن فعال، به مراتب ارزشمندتر از دو ساعت حضور در خانهای است که مادر در آن همزمان به انجام کارهای مختلف مشغول است، زیرا فرزندان «دسترسی عاطفی» را بیش از «دسترسی فیزیکی» درک میکنند.
استعفا؛ پاککردن صورتمساله
وی در خصوص اینکه بسیاری از مادران اولین راهحل چالشهای تربیتی را «استعفا» میدانند و آیا این تصمیم واقعاً راهگشاست؟ گفت: این یک «خطای شناختی سیاهوسفید» است؛ مادر زمانیکه با کوچکترین بحرانی مواجه میشود، مانند افت تحصیلی کودک، تمام ارزش وجودی خود را زیر سؤال میبرد و تصور میکند با کنارهگیری از شغل، تمام مشکلات حل خواهد شد. در حالی که استعفا عمدتاً تنها به پاککردن سطحی مشکل منجر میشود و اضطراب اقتصادی یا حس خالی بودن را به جای چالشهای پیشین به وجود میآورد.
تاثیر الگوی مادر شاغل بر استقلال و اعتمادبهنفس دختران
به گفته وی، کار کردن مادر تأثیرات مثبتی بر استقلال و اعتماد به نفس فرزندان، به ویژه دختران دارد. مادری که شاغل است، فرزندش را با مفاهیم «کوشش»، «کسب درآمد»، «هویت اجتماعی» و «استقلال» آشنا میکند. دخترانی که مادران شاغل دارند در آینده برای پیگیری رویاهای خود، از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار خواهند بود، زیرا «زن بودن» را برابر با «محدودیت» نمیدانند.
وی افزود: گاهی خانه نامرتب است، گاهی شام سادهای تهیه شده و گاهی نیز مادر در شرایط خستگی قرار دارد؛ این موارد نقص به حساب نمیآیند بلکه واقعیتهای زندگیاند. بنابراین، جایگزینی نگرش «باید عالی باشم» با این فکر که «من تمام تلاشم را میکنم و این کافی است»، بهترین راهکار به شمار میرود.
گلستانی تأکید کرد: محیط کار نیز باید «انعطافپذیری» را به عنوان یک استاندارد معتبر بپذیرد، زیرا فرهنگ «نتیجهمحور» بهجای «حضور فیزیکیمحور» میتواند به مادران کمک کند تا بدون نگرانی از ساعتهای ورود و خروج، وظایف خود را انجام دهند. درک این موضوع که کارمندی آرام و در تعادل خانوادگی، بهرهوری بسیار بالاتری دارد، سرمایهگذاری هوشمندانهای برای هر سازمان محسوب میشود.
انتهای پیام