کد خبر 718631
۱۴۰۵/۰۷/۱۳ ۰۸:۴۹

چرا بینندگان از مهران مدیری و "مرد سه هزار چهره"اش استقبال نمی‌کنند؟

ساعت 24 - واقعیتی که نمی‌توان انکار کرد و شواهد نیز آن را تأیید می‌کند، این است که تولید جدید مهران مدیری در تلویزیون به طور قابل توجهی کمتر از انتظارها مورد توجه قرار گرفته و به نظر می‌رسد که با پیشرفت هر قسمت، کمتر مورد توجه بینندگان قرار می‌گیرد. بر اساس آمار ارائه شده از سوی همشهری، قسمت نخست این برنامه در تلوبیون ۲ میلیون و ۲۲۴ هزار بیننده داشت، در حالی که قسمت دوم تنها ۷۱۲ هزار و قسمت سوم به ۳۹۱ هزار بیننده رسید.
چرا مخاطب، مهران مدیری و "مرد سه هزار چهره"اش را دوست ندارد؟ / هر قسمت کم‌بیننده‌تر از قسمت قبل

طبق گزارش خبرآنلاین، رسانه عصرایران به مسأله کاهش چشمگیر مخاطبان سریال‌های مهران مدیری پرداخته است و در این راستا سوالات بسیاری مطرح می‌شود: آیا این افت ناشی از ناتوانی خود اوست، یا این که به مدیریت کنونی صدا و سیما مربوط می‌شود که خلاقیت‌ها را سرکوب کرده و سلیقه‌ای خاص را به اجرا درآورده است؟ یا این که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی سبب دگرگونی در ذائقهٔ بینندگان شده است؟

۱. مرد هزار چهره، با شخصیت فراموش‌نشدنی مسعود شصت‌چی، محصولی از ۱۸ سال پیش است. در طول این مدت، نه تنها نسل‌ها تغییر کرده، بلکه شرایط اقتصادی و اجتماعی، ذائقه‌ها و حتی شوق و اشتیاق مردم نیز دستخوش تغییر شده است. مهران مدیری نیز دیگر آن فرد ۱۸ سال پیش نیست؛ علاوه بر گذر زمان و ظهور موهای سپید، او در آن زمان با دل و انرژی بیشتری کار می‌کرد تا اکنون که به نظر می‌رسد جنبه‌های مالی در کارش بیشتر از پیش اهمیت یافته است. بازیگران نیز به نوعی از نظر خلاقیت تحت فشار قرار دارند و به لحاظ روحی مشابه وضعیت تیم ملی فوتبال ایران هستند، اگرچه امیر قلعه‌نویی به کمتر محبوبی در بین مردم تبدیل شده است، در حالی که مهران مدیری همچنان شخصیتی جذاب و شیرین باقی مانده است! دلیل اینکه مردم به بازیکنان سابق علاقه بیشتری داشتند این بود که حس می‌کردند یا دست‌کم خود را متقاعد می‌کردند که آن‌ها بازی می‌کنند تا دل مردم را شاد کنند، نه فقط برای کسب درآمد. این حس در بازیگران جدید نیز به وضوح احساس می‌شود.

۲. برخی بر این عقیده‌اند که افت عملکرد مهران مدیری را باید در تغییرات نویسندگان جستجو کرد. در حالی که نویسندگان فعلی چندان شناخته‌شده نیستند، اما احتمال کمی وجود دارد که خودشان فکر کنند در سطح و نام‌آوری پیمان قاسم‌خانی، امیر مهدی ژوله و خشایار الوند قرار دارند. در این بین، جدا شدن خشایار الوند از دنیای نویسندگی تأثیرات منفی بر روی سریال «پایتخت» نیز گذاشته است. کلماتی که از زبان بازیگران شنیده می‌شود، در حقیقت زادهٔ ذهن نویسنده هستند، و اگرچه کارگردان‌ها در فرم نهایی اثر تأثیر دارند، متون اصلی کاراکترها توسط نویسنده‌ها خلق شده و امروز نویسندگان جدید وظیفهٔ دشواری در ایجاد تعادل بین استمرار آنچه قبلاً نوشته شده و نوآوری دارند و به نظر می‌رسد نتوانسته‌اند از عهدهٔ این کار به خوبی برآیند و به جای آن به تکرار شخصیت‌ها روی آورده‌اند. کافی است بازی نصرالله رادش را بین فصل‌های مختلف مقایسه کنیم. همچنین با توجه به این که ۱۸ سال زمان کمی نیست، این مدت می‌تواند تأثیر بسزایی بر روی انرژی و انگیزهٔ یک بازیگر بگذارد.

۳. تغییرات در فضای سیاسی و اجتماعی نیز عامل دیگری برای تغییر محسوس در احساسات مردم است. زمانی که زندگی مردم در مسیر بهبودی باشد، با روحیه‌ای خوش‌تر پای تلویزیون می‌نشینند، اما در شرایط کنونی فشار مسائل مالی و ناامنی‌ها، به ویژه نگرانی از خطر جنگ، فضایی را به وجود آورده که کمتر کسی حوصلهٔ تماشای این قبیل طنزها را دارد. به‌علاوه، حوادث و تجربه‌های تلخ گذشته نیز بر این احساسات شدت بخشیده است.

۴. برخی انتقادات منفی نسبت به مهران مدیری عمدتاً ریشه‌های سیاسی دارند. برخی می‌پرسند که مگر پس از ماجرای مهسا، او نگفته بود که دیگر نیازی به همکاری با صدا و سیما ندارد و حتی نخواست که یک فرم از او پخش شود؟ حال چگونه دوباره با همان تیمی که شامل جبلی و جلیلی است، همکاری کرده است؟ برخی دیگر اساساً تلویزیون را تحریم کرده‌اند و تنها ارتباط آن‌ها با برنامه‌های مورد علاقه‌شان از طریق فوتبال و فردوسی‌پور باقی مانده و اکنون هم از طریق «فوتبال ۳۶۰» پیگیری می‌شود. در این شرایط تحریمی، پایان طبیعی مهران مدیری نیز به نوعی نامرئی شده است.

۵. هرچند حافظه عمومی نسبت به مسائل گذشته ضعیف است و مردم به‌سرعت فراموش می‌کنند، اما تعدادی از افراد نسبت به سرنوشت جوایز نامشخص و نیمه‌کاره ماندن برخی سریال‌ها دل‌خور هستند و جای توضیح بیشتر در این زمینه قبل از پخش وجود داشت. اگرچه او در مصاحبه‌ای با امیر حسین قیاسی به توضیحاتی پرداخته، اما به نظر می‌رسد کافی نبوده و بسیاری تنها توجه‌شان به موضوعات مالی و میزان دستمزدها معطوف شده بود. بعداً که بیان شد هیچ مبلغی در کار نیست، بسیاری از آن‌ها حتی حاضر به پذیرفتن این موضوع هم نبودند.

۶. بسیاری از بینندگان نیز فراموش نکرده‌اند که در برنامه دورهمی، وقتی بحث به دولت روحانی کشیده می‌شد، انتقاداتی جدی مطرح کرد، اما هنگامی که به دولت رئیسی رسید، جلوی انتقادات را گرفتند، و این منجر به ایجاد ذهنیت منفی در بین مردم شد که کارهای او به نوعی سفارش‌شده برای نقد دولت پزشکیان بوده است. شاید کار به این دلیل عملی شد که نگرانی از شدت بخشیدن به مشکلات اقتصادی وجود داشت و به واسطه وضعیت کنونی جنگ و مذاکرات، پرداختن به نقدهای اقتصادی کمتر در اولویت قرار دارد. یک بار خود او در زمان دولت روحانی تأکید کرد که اگر به سراغ افراد غیر دولتی برود، ممکن است به چالش و دردسر گرفتار شود، به ویژه در ماجرای سیل که فراتر از دولت موضوع اثرگذار بود.

۷. برخی رفتارهای متناقض از جانب مدیری نیز حاکی از عدم اعتماد او بوده، از جمله انتقاد از آموزشگاه‌های کنکور در برنامه‌های قبلی و سپس شرکت در یکی از نشست‌های آن‌ها. نمی‌توان در حالی که ادعای مبارزه با مافیاهای کنکور را داری، در یک نشست با افرادی از همان قشر میهمان ویژه شوی! این تناقض به تنهایی می‌تواند به سوژه‌ای جالب برای طنز تبدیل شود!

۸. منتقدان همچنین به او به خاطر سوءاستفاده از خاطرات نوستالژیک مردم سرزنش می‌کنند. مردم به هر نحو ارتباطی با گذشته دارند و این جزء طبیعت انسانی است، حتی اگر در حوزه‌هایی رفاه بیشتری حاصل شده باشد. نوستالژی یکی از ابزارها در خلق آثار هنری است و نمی‌توان به سهولت از آن انتقاد کرد.

۹. کارهای مهران مدیری به روشنی از قید و بند واقعیت‌های موجود جامعه فاصله‌دار و اغلب شیک و مدرن طراحی شده‌اند. او خود بارها اشاره کرده که سبک رضا عطاران را نمی‌پسندد زیرا بر این باور است که باید همه چیز نو، مدرن و شیک باشد. در حالی که جامعه با حال و هوای دیگری دست و پنجه نرم می‌کند. این دیدگاه طرفداران و مخالفانی دارد؛ زیرا برخی از بینندگان از طریق تلویزیون دوست دارند به دنیای خیالی سفر کنند و نمی‌خواهند دوباره با چالش‌های روزمره خود روبرو شوند. ضمن این که طنز مدیری به هر حال اجتماعی است و او به نوعی ذائقه‌ها را از الگوی عبدلی تغییر داده است.

۱۰. نقد اصلی این است که شک و تردیدی وجود دارد که سریال او درست زمانی به روی آنتن رفته که دوره ۵ سالهٔ جبلی به پایان رسیده و لذا برای باقی ماندن و ابقا نیاز به جذب مخاطب دارد و از مدیری انتقاد می‌شود که چرا در این پروژه به او کمک کرده است؟

17302

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.