۹ هزار سال تاریخ در نقاشیهای صخرهای میرملاس | چه رازی در نقاشیهای پیشاتاریخی لرستان نهفته است؟
به نقل از همشهری آنلاین، این تصاویر نقاشی شده در غارها و پناهگاههای صخرهای اطراف کوهدشت، نمایانگر زندگی انسان در دورانهای دور را به نمایش میگذارند و برای گردشگران و علاقهمندان به میراث فرهنگی، داستانهایی ناگفته روایت میکنند.
کشف در دهه ۱۳۴۰
مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی لرستان در این باره توضیح میدهد که این آثار در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی به دست مردم محلی به مدیرکل وقت فرهنگ و هنر معرفی شده و به سرعت به مرکز باستانشناسی اطلاع داده شده است. به گفته او، «بازدید علمی اولیه از این نقاشیها، توسط کلر گاف، باستانشناس انگلیسی، به همراه حمید ایزدپناه، لرستانشناس و پژوهشگر، انجام گرفت.»
عطا حسنپور، باستانشناس، در ادامه میگوید: «چند سال بعد از آن، پروفسور مکبرنی، باستانشناس دانشگاه کمبریج که قبلاً در خراسان به تحقیق پرداخته بود، به لرستان آمد و در محوطههای میرملاس و هومیان به کاوش پرداخت. این تحقیقات باعث افزایش شناخت ما نسبت به انسانهای پیش از تاریخ در این منطقه شد.»
او همچنین به یافتههای محوطه هومیان اشاره کرده و میافزاید: «بر روی بخشی از استخوان که از لایه نخست این محوطه به دست آمده، آزمایش اورانیوم انجام شد که سن آن به حدود ۱۴۸ هزار سال برآورد شده است. این تاریخگذاری مربوط به استخوان است و ارتباطی مستقیم با نقاشیهای میرملاس ندارد.»
فرهنگسازی برای حفاظت
مدیرکل میراث فرهنگی لرستان ضمن تاکید بر قدمت نقاشیها میافزاید: «تاکنون تاریخگذاری مستقیم بر روی خود نقاشیهای میرملاس انجام نشده است، اما سنگی که نقاشی روی آن وجود دارد، از بالای صخره سقوط کرده و در لایهای متعلق به دوران نوسنگی یافت شده است. بنابراین نزدیکترین تاریخ احتمالی برای این آثار حدود ۹ هزار سال پیش خواهد بود، اما برای تعیین دقیق سن آنها به آزمایشات مستقیم نیاز است.»
عطا حسنپور در توضیح ویژگیهای این آثار گفت: «نقاشیها با رنگهای قرمز و سیاه ایجاد شدهاند و برخی از آنها به صورت تجریدی و برخی دیگر به شکلهای کلیشهای مشاهده میشوند. تصاویری از گوزن یا مارال نیز در میان آنها موجود است. رنگ قرمز به احتمال زیاد از خاک سرخ منطقه تهیه گردیده و استفاده از چربی حیوانات و شیره درختان مانند پسته وحشی و بنه، میتواند به پایداری رنگها کمک کرده باشد.»
نقاشیهای صخرهای از جمله آثاری هستند که حفاظت از آنها تنها به جلوگیری از تخریب عمدی محدود نمیشود. تماس بازدیدکنندگان با سطح آثار، خراشیدن یا نوشتن بر روی صخرهها و ورود غیرمجاز افراد میتواند به این نقاشیها آسیب برساند. به همین دلیل، حفاظت از چنین محوطههایی در کنار معرفی آنها به گردشگران امری ضروری است و افزایش بازدید باید همواره به همراه تدابیر حفاظتی باشد.
حسنپور در ادامه بیان میکند که برای جلوگیری از ورود افراد و آسیب به نقاشیها، نردهای در مقابل محوطه میرملاس نصب شده است، اما او تاکید دارد که حفاظت از این میراث فرهنگی تنها با اقدامات فیزیکی محقق نمیشود و فرهنگسازی نیز از اهمیت بالایی برخوردار است.
او در ادامه افزوده است: «با آگاهیرسانی در روستاهای اطراف، به مردم تاکید شده که این نقاشیها بخشی از شناسنامه تاریخی و فرهنگی آنهاست. پس از این اقدامات، وضعیت حفاظت بهبود یافته و آسیب جدیدی به آثار وارد نشده است، هرچند این نقاشیها در گذشته آسیبهای فراوانی دیدهاند.»
این نقاشیها علاوه بر دارا بودن ارزشهای باستانشناختی، بخشی از ظرفیت میراثی لرستان برای توسعه گردشگری فرهنگی و تاریخی نیز به شمار میروند. قرار گرفتن این آثار در چشماندازی طبیعی و در محدودهای با پسزمینه باستانشناختی، میتواند میرملاس را به یک مقصد جذاب برای علاقهمندان به تاریخ، باستانشناسی و هنرهای پیشاتاریخی تبدیل کند. با این حال، معرفی و بهرهبرداری از گردشگری در چنین محوطههایی نیازمند حفاظت همزمان از خود آثار و محیط اطراف آنهاست.