نگاهی به آئینها در منطقه جنوبی؛ سینمای مستند فاقد شیوههای اکران
محمد احسانی، کارگردان مستند «موجهای خاموش سواحل جنوب»، در گفتگو با خبرنگار مهر در مورد محتوای این مستند توضیح داد: محور اصلی فیلم به چالشهای محیط زیستی استان هرمزگان و بهویژه بندرعباس مربوط میشود. این مستند علاوه بر بررسی مسائلی که طبیعت را تهدید میکند، به آئینهای دریانوردی نیز توجه ویژهای دارد؛ آئینهایی که ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ دریانوردی دارند. در واقع، «موجهای خاموش سواحل جنوب» ترکیبی از این موضوعات است که به ارزشهای تاریخی، فرهنگی و آئینی منطقه و در عین حال به معضلات زیستمحیطی هرمزگان، جنگلهای حرا و اهمیت این اکوسیستمهای حیاتی در بقا و حیات خلیج فارس میپردازد.
کاوش در سرزمین آئینهای دریانوردی
احسانی افزود: مخاطبی که اطلاعات کمی درباره این منطقه دارد، با تماشای این مستند، در واقع دریچهای از درک و شناخت کلی از آن مناطق برایش گشوده میشود. اما هدف من از ساخت این فیلم، فقط معرفی جاذبههای توریستی یا زیباییهای طبیعی آن مناطق نیست؛ بلکه محور اصلی آن آئینهایی است که ارتباط عمیقی با فرهنگ دریانوردی دارند. این آئینها در طی قرنها شکل گرفتهاند و ریشههای عمدتاً آفریقایی دارند. ما قصد داریم به این آئینها و نیز چالشهای زیستمحیطی که در بخش ایرانی خلیج فارس رونق گرفته است، بپردازیم.
وی ادامه داد: از منظر محیطزیستی، جنگلهای حرا در آن نواحی از اهمیت فوقالعادهای برخوردارند. به سبب فعالیتهای آبشیرینکن، به ویژه در سمت کشورهای امارات متحده عربی، آسیبهای جدی به مناطق ایرانی و قسمتهای جنگل حرا وارد آمده است. در حوزه آئینها، ما به بررسی آئینهای «نوبان» و فرهنگ مرتبط با دریانوردی پرداختهایم؛ همچنین آئینهای «لیوا» و «رزیف» که از آئینهای مهم مناطق جنوبی ایران و بندرعباس به شمار میروند، در مستند ما معرفی و بررسی شدهاند.

سازوکار درستی برای اکران مستند وجود ندارد
کارگردان مستند «موجهای خاموش سواحل جنوب» درباره چالشهای اقتصادی مستندسازی بیان داشت: پروسه تولید با مشکلات زیادی روبهروست و مهمترین چالش هم بابت مسائل مالی به وجود میآید. کمبود بودجه همیشه میتواند خود را در عملکرد گروه نشان دهد و این پروژه نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما من سعی کردم تا آنجا که ممکن است، این مشکل را به چشم نیاید و بر روند کار آسیب نرساند.
احسانی در پایان در مورد چالشهای اکران مستندها اظهار داشت: فرصتهای اکران برای آثار مستند بسیار اندک است؛ هر چند اخیراً کمی وضعیت بهبود یافته و در مکانهایی نظیر خانه هنرمندان و موزه هنرهای معاصر، اکرانهایی صورت میگیرد، اما این فرصتها بسیار محدود بوده و معمولاً فقط در تهران برگزار میشود. در سطح کشور، این اتفاقات نسبتاً نادر است، در حالیکه ما این فیلمها را بهمنظور نمایش به مردم ساختهایم و مشتاقیم آنها را ببینند. شرایط اکران به شدت محدود است و اصولاً سازوکار گسترده و جامعای وجود ندارد که بخواهد به این موضوع بپردازد؛ زیرا اکرانها معمولاً برنامههای فراگیر و موثری نیستند و به همین دلیل مستندها نمیتوانند بر اجتماع تأثیرات گستردهای داشته باشند.