فرحناز هاشمیپور، روانشناس، در مصاحبهای با ایسنا به این نکته اشاره کرد که هنگام بروز خشم، توانایی تصمیمگیری منطقی و کنترل وضعیت به دست احساسات سپرده میشود. او توضیح داد که در زمان عصبانیت، مغز وارد مد «واکنش اضطراری» میشود. در این وضعیت، بخش احساسی مغز که مسئول پردازش هیجانات و خطرات است، فعال شده و پیوندش با بخش منطقی و عقلانی که وظیفه استدلال و کنترل رفتار را دارد، تضعیف میگردد.
این روانشناس ادامه داد: در این شرایط، با ترشح هورمونهای استرس در بدن، ما برای مقابله با چالشها در حالت «جنگ یا گریز» قرار میگیریم. همچنین، ضربان قلب افزایش پیدا میکند و دامنه توجه به شدت محدود میشود. نتیجهی این فرآیند کاهش موقتی توانایی ما برای تحلیل منطقی و مدیریت رفتار است و احساسات کاملاً کنترل اوضاع را در دست میگیرند. این واکنش که در دوران قدیم برای بقاء انسان در برابر تهدیدات ضروری بوده، در شرایط اجتماعی کنونی غالباً به نفع ما تمام نمیشود.
تأثیر فضای مجازی و شتاب زندگی بر افزایش رفتارهای عجولانه
این روانشناس با اشاره به تأثیر فضای مجازی و سرعت زندگی معاصر بر افزایش تصمیمگیریهای impulsive اظهار داشت: پلتفرمهای امروزی طراحی شدهاند تا با ارائه پاداشهای آنی و استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی، ما را به واکنشهای سریع مثل لایک، اشتراکگذاری، خرید فوری یا نوشتن کامنتهای تند ترغیب کنند. این روند، مغز را به دریافت سریع دوپامین (هورمون لذت) عادت میدهد و به مرور زمان، قدرت صبر و تأمل ما را کاهش میدهد. علاوه بر این، مشقتهای کاری، کمخوابی و انجام همزمان چندین کار، توان ذهنی ما را تحت تأثیر قرار داده و وقتی انرژی ذهنی کاهش مییابد، مغز به آسانترین گزینهها و خطاهای شناختی (سوگیریها) روی میآورد که این مساله به اتخاد تصمیمات بیفکر منجر میشود.
روشهای عملی برای مدیریت خشم فوری
هاشمیپور درباره روشهای مقابله با خشم گفت: یکی از مؤثرترین راهها، صرف زمان از طریق آرامسازی جسم است، چرا که بین بدن و هیجان ارتباط عمیقی وجود دارد. تمرین تنفس دیافراگمی با دم آرام به مدت مثلاً ۴ ثانیه و بازدم طولانی به مدت ۶ تا ۷ ثانیه، به فعالسازی سیستم عصبی آرامبخش کمک میکند. همچنین استفاده از تکنیک «شش ثانیه صبر» یا شمارش تا ۱۰ و نام بردن آرام از چند شیء اطراف برای تمرکز بر لحظه حال، ترک موقت محل و رفتن به یک فضای دیگر برای چند دقیقه، نوشتن احساس خشم بر روی کاغذ به جای بیان آن به دیگری و تکرار عبارتی مانند «الان تصمیم نمیگیرم و بعداً فکر میکنم»، از جمله تکنیکهای مفید برای آرامسازی و کنترل خشم به شمار میروند.
این روانشناس افزود: هدف از این تکنیکها سرکوب احساسات نیست، بلکه ایجاد فاصله زمانی است تا مغز بتواند از حالت واکنشی و هیجانی مجدداً به حالت منطقی خود بازگردد.
شناسایی نشانههای هشداردهنده پیش از اتخاذ تصمیمات هیجانی
او در مورد کنترل تصمیمگیری هیجانی و نحوه مواجهه با این احساس درونی که «نمیتوانم صبر کنم» بیان کرد: کلید اصلی برای مدیریت این وضعیت، «نامگذاری هیجان» است. به عبارتی، اگر به خود بگوییم «الان عصبانی هستم» یا «الان وسوسه دارم خرید کنم»، بین ما و آن احساس فاصلهای ایجاد میشود که موجب فعال شدن بخش منطقی مغز میگردد. قاعده سادهای وجود دارد که هر تصمیمی که تحت فشار «فوری بودن» قرار دارد، حتماً نیاز به بررسی مجدد در آینده دارد. سرکوب احساسات نه تنها لازم نیست، بلکه مفید هم نیست، زیرا این کار به افزایش فشار درونی منجر میشود و در درازمدت باعث خستگی روانی، اضطراب و شدت گرفتن هیجان خواهد شد و در نهایت خود را به شکل انفجار یا واکنشهای شدیدتر نشان میدهد.
هاشمیپور افزود: آنچه که در روانشناسی معاصر توصیه میشود، «مدیریت هیجان» است نه حذف آن. این به این معناست که فرد باید هیجان را به عنوان یک راهنما بپذیرد، آن را نامگذاری کند و آنگاه رفتار مناسب را انتخاب کند. احساسات به ما راهنمایی میکنند، نه اینکه دشمن ما باشند و مهار و مدیریت آنها با تمرین قابل یادگیری است.
تأثیر تربیت خانوادگی بر تابآوری هیجانی
او درباره تأثیر تربیت خانوادگی، بهویژه در سالهای اولیه زندگی بر افزایش ظرفیت تحمل فشار هیجانی، تصریح کرد: نقش خانواده در سالهای ابتدایی زندگی بسیار کلیدی است. کودکانی که والدینشان توانایی درک هیجانات آنان را دارند و به درستی آنها را نامگذاری میکنند و همچنین روشهای آرامسازی و حل مسائل را به فرزندان خود میآموزند، در بزرگسالی بیشتر قادر به تحمل فشار و کنترل رفتارهای ناگهانی هستند. از طرف دیگر، آموزشهای سختگیرانه، طردکننده، بر مبنای تنبیه یا بیثبات میتواند احتمال بروز رفتارهای ناگهانی را افزایش دهد. با این حال، تربیت به تنهایی سرنوشت فرد را تعیین نمیکند، زیرا تعاملات اجتماعی بعدی، جلسات درمانی و تمرینات آگاهانه میتوانند این ظرفیت را در دوران بزرگسالی نیز تقویت کنند.
انتهای پیام
نظرات کاربران