یکشنبه ۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۴:۵۸

دراین روزهای سخت که ایران به نخبگان نیاز دارد

سریع القلم و رنانی در حاشیه و دور از متن

محمود سریع القلم

ساعت 24- روزهای سخت و نفس گیر که از راه می رسند و سایه برسر جامعه ها و آدمها می اندازند هرآدم و هر جامعه ای واکنش های گوناگونی نشان می دهند. دراین روزهای دشوار آدمهای معمولی علاوه براینکه واکنش خود را دارند اما نگاهشان به آدمهای شاخص و نامدار و حرف بزن و نویسنده و روشنفکر نیز هست.

    محمد صادق جنان صفت -   روزهای سخت و نفس گیر که از راه می رسند و سایه  برسر جامعه ها و آدمها می اندازند هرآدم و هر جامعه ای واکنش های گوناگونی نشان می دهند. دراین روزهای دشوار آدمهای معمولی علاوه براینکه واکنش خود را دارند اما نگاهشان به آدمهای شاخص و نامدار و حرف بزن و نویسنده و روشنفکر نیز هست. آدمهای معمولی انتظار دارند این آدمها که دررشته های اداره کننده جامعه مثل سیاست، اقتصاد و علوم اجتماعی درس خوانده و در همان رشته نامدارشده اند به شهروندان بگویند اکنون دراین روزهای سخت مردم چه باید کنند. بیشتر از این اما آدمهای معمولی از دانشمندان انتظار دارند به دولت و به حکومت راه نشان دهند که چگونه کشور و جامعه روزنه های تازه ای برای نفس تازه کردن پیداکنند. درروزهای سهمگین و سنگین اما آدمهای سرشناس نیز واکنش ویژه خود را دارند و نیک می دانندکه شهروندان از آنها انتظار دارندکه برپایه دانش ، تجربه و رفتارهای برپایه کارشناسی حرفی بزنند یا چیزی بنویسند که به مردم راهی نشان دهد و به دولت کمک کند اگر اراده دارد از بن بست بیرون آید. تجربه نشان می دهد درچنین روزهای سخت جامعه ها که روزگار خوش نیست و مردم نگران و خشمگین و اندوهگین هستند و مقامهای حکومتی هم با چشمهایی باز و گوشهایی تیزتر از همیشه همه به ویژه نخبگان را رصد می کنند ، نامداران و آدمهای اسم و رسم دار رفتارهای متفاوت نشان می دهند. یکی از رفتارها این است که با احترام به همه قانون ها و مقررات و درچارچوب عرف و عادت و تحمل و مدارای نهادهای نظارتی آستین بالازده و کسب و کار عادی و رفتارهای نهادینه شده معمولی را کنار بگذارند و برای نشان دادن راه به میدان بیایند. یک رفتار دیگر این است که ضمن فعالیت های عادی برخی نکات را یادآوری کرده و برخی راهنمایی ها را به مدیران و مسئولان انجام دهند. یک رفتار نیز این است که از متن و وسط میدان به حاشیه و کناره ها بیایند و یا به عبارت دیگر طفره بروند. دراین روزها ی سخت اقتصاد و سیاست ایران اما نگاهی به رفتار نامدارانی مثل محسن رنانی که اقتصاد خوانده است و از مردان مورد توجه قشر دانشجو و علاقمند به مسایل اقتصادسیاسی ایران به حساب می آید  و محمود سریع القلم که از چهرهای شناخته شده درعلم سیاست است و کتابهای گوناگونی نوشته و ازمردانی است که جوانان فرهیخته و حتی کارآفرینان به اوتوجه نشان می دهد به کمک مردم بیایند.اما دست کم تاجایی که اخبار و گزارش های منتشرشده از آنها دررسانه  نشان می دهداین دونفر مثل شمار دیگری از همتایان خود  به سوی طفره رفتن رفته اند. تازه ترین نوشته سریع القلم در باره مقوله هوش مصنوعی و جدال چین و آمریکا برسر مصداق های این مقوله است. تازه ترین نوشته آقای رنانی نیز در باره روزاول مهرماه است که تازه این نیز  نوشته سال قبل خودش است که بازنشر کرده است. این دودانشمند نمونه ای مثال زدنی از مردان میان سالی اند که به دانشمند بودن در سیاست و در اقتصاد نامدارشده اند و البته شمار آدمهایی مثل این دونفر دراین روزهای سخت کم نیستند که به جای پرداختن به مسایل روز و دردهای ایران گوشه نشینی پیشه کرده و نوشته هایشان فرار از جامعه را به ذهن می آورد. جامعه ایرانی از این دانشمندان و همتایانشان که این روزها به هردلیل طفره می روند و به جای اینکه در میانه میدان باشند  به کناره ها رفته اند می پرسد  به ایرانیان بگویند چه اتفاقی رخ داده که به بیراهه رفته اند؟.  چرا این چنین افرادی به جای اینکه  امیدآفرینی و روشنگری پیشه کنند ازمتن به حاشیه پناه برده و انگار دراین سرزمین نیستند و درد شهروندان را نمی دانند. شاید این دواستاد و همتایان آنها که این روزها به جای بودن دروسط داستان به گوشه ها رفته واز چیزهایی می نویسندکه در بسیار بلند مدت به دردمی خورد برای خود دلایلی داشته باشند که نخبگان جامعه از آین تنگناها بی خبرند .آیا  بازگویی همین تنگناها  نیزکه  روشنگرانه است و به شهروندان راه نشان می دهدکاردشواری است؟  از پیش معلوم است که تقاضا برای سخنان وداوریهای کارشناسانه دراین روزها به ویژه از سوی دولت روندی کاهنده دارد اما مگر نهاد دولت و نهادهای حاکمیتی همه جامعه هستند؟ جامعه مدنی ایران شامل خانواده ، بنگاه ، احزاب و تشکل های گوناگون این روزها تقاضای بالایی برای شنیدن حرفهای چنین نخبگانی دارند و می خواهند از گیجی و از شرایط روزمرگی وبی برنامگی بیرون آیند و نیاز دارند که راههای تازه از زبان مردان نامدار بشنوند. اگر دانش و تجربه آدمهایی مثل سریع القلم و رنانی به مثابه چهره های شناخته شده و قابل قبول برای نخبگان در این روزهای سخت به کار مردم نیاید درروزهای خوش ایران آیا به کار می آیند. نخبگان ایرانی در سیاست ، دردیپلماسی ، دراقتصاد و در علوم اجتماعی این روزها است که باید به یاری شهروندان بیایند و از کناره نشستن فاصله بگیرند و با مردم حرف بزنند و به دل رخدادها رفته و سفت و محکم راه را از بیراه بازشناسایی کرده و بیراهه ها را تنگ و باریک  کنند. گوشه نشینی و نوشتن و گفتن درباره الفبای توسعه و راهنمایی نخبگان که فرهنگ توسعه را بیاموزند البته که کار دلنشینی است اما باید به امروز اندیشید و راه نشان داد و حرف زد و نوشت که این روزها ایرانیان به راههای کوتاه مدت کارشناسانه و برپایه آموزه های دانش باشد نیاز دارند .

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.