شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۵:۱۶

استادعلوم سیاسی در تهران

فرض کنیم حتی 50 هزار آمریکایی راهم کشتیم؛ آمریکا تحمل می کند

هادیان

ساعت 24 -ناصر هادیان استاد علوم سیاسی در ایران در این سالهای تازه سپری شده بیش ا ز هر استاددانشگاه یا سیاستمدار نا آشنا درایران بر ضرورت گفت وگو و مذاکره با امریکا سخن گفته است. او در یک میز گرد برگزار شده از طرف نشریه وابسته به موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی باردیگر با صریحترین عبارات درهمین باره سخن می گوید.

بخشی از گفته های ناصرهادیان دراین میز گرد را بخوانید:

 تاب آوری بالای آمریکا

من ‌می‌گفتم یک لشگر بچینیم از تنگه هرمز تا خوزستان که یعنی ما آماده جنگیم و تنش را مدیریت شده افزایش بدهیم و محاسبات ترامپ را تغییر بدهیم که با تغییر آن یک کاری بکنیم. حالا این‌ها به یک طریق دیگری اتفاق افتاد نه آنطور که من توصیه کرده بودم بلکه به یک نحو دیگری یعنی با ریسک بالاتر. اما ادامه این کار بی‌نهایت پرهزینه است. یعنی بالاخره هم آمریکا هم ترامپ نمی‌توانند بگذارند یک قدرت متوسطی مثل ما بخواهد اینطور او را به چالش بکشد. اگر هم نخواهد مجبور ‌می‌شود که اقدام بکند و ترامپ هم بالاخره، یک وقتی دستوری داده است که ده دقیقه قبل از عملیات آن را لغو کرده و گفته این کار را نکنند خُب! خیلی‌ها به او گفته‌اند اگر این کار را بکنی نیروهای ایران ترغیب ‌می‌شوند بیشتر این کار را بکنند بعدش هم این اتفاقات افتاد و آن‌ها رفتند گفتند دیدی گفتیم حالا دو دفعه، سه دفعه، چهار دفعه این را تحمل ‌می‌کنیم اما بعد بالاخره باید عمل بکنیم و من مصلحت نمی‌دانم که علیرغم هر ضربه‌ای که ما بخواهیم به آمریکا بزنیم، مثلا زدیم دو تا ناو هواپیمابرش را غرق کردیم؛ 50 هزار سربازش را هم کشتیم؛ ده تا ناوش را هم زدیم؛ 10 تریلیون دلار هم خسارت وارد کردیم. او ‌می‌تواند تحمل کند ولی ضربه و هزینه‌ای که ما باید پرداخت کنیم این است که ما را از پشت این صندلی ‌می‌برد در دستور کار، و دیگران باید بنشینند برای ما تصمیم بگیرند. نباید به آنجا برسیم .

سیاست تازه

 سیاست اوباما در باره ایران  تغییر نظام نبوده بلکه تغییر رفتار ایران در این حوزه‌ها بود . اما سیاست، یعنی پالیسیِ آقای ترامپ تغییر نظام است اینجاست که ارزیابی من یک مقدار متفاوت شده است. فکر ‌می‌کنم برداشت و ‌برآورد آمریکا تغییر کرده است. ترامپ با محاسبه خاص خود حساب ‌می‌کرد که تغییر رژیم هزینه چندانی در بر ندارد و ‌می‌تواند از برجام بیرون بکشد و تحریم‌ها را اضافه کند و در مجموع نظام تغییر خواهد کرد. تغییر نظام با دو استراتژی؛ استراتژی تقابل و استراتژی توافق. استراتژی تقابل شاخص‌هایی دارد.استراتژی توافق هم به دو نوع اصلی تقسیم ‌می‌شود. یکی آن دوازده بندی که پمپئو ‌می‌گفت. یکی هم نسخه ساده‌تر آن که مال خود ترامپ بود و درازمدت‌تر. پس بنابراین پالیسی آمریکا در قبال ایران در دوره آقای ترامپ تغییر رژیم بوده است.  اما الان این محاسبات عوض شده است. از زمانی که ما شروع کردیم به خروج تدریجی از برجام و اتفاقاتی که در منطقه افتاد

چرا برجام

چرا غرب و آمریکا آمدند سراغ برجام؟ چون در مقابل یک دوگانه‌ای قرار گرفتند که دوگانه بمب و جنگ بود. فکر ‌می‌کردند که ایران دارد بمب ‌اتمی می‌سازد و برای اینکه جلوی ایران را بگیرند باید جنگ ‌می‌کردند. هیچ‌کدام از این دو گزینه، گزینه مطلوب و خوبی نبود. شرایط بسیار نامعلومی‌ داشت؛ بمب که محاسبات همه بازیگرها را عوض ‌می‌کرد. جنگ هم شرایط نامعلومی‌داشت؛ از تروریسم و بی ثباتی در منطقه گرفته تا پناهنده‌ها و امنیت انرژی و ثبات قیمت انرژی و انبوهی از شرایط نامعلوم.بنابراین فکر کردند عاقلانه‌ترین کار این است که بروند سراغ برجام. رفتند و برجام نتیجه بود. ‌پیشنهاد من این است که ما آن دو گزینه را باید دوباره زنده کنیم. یعنی باید دوباره غرب را در این شرایط قرار دهیم که این دو گانه جلویش باشد و یک خروج تدریجی برای معتبرسازی آن تهدید. از طرف دیگر آمادگی برای جنگ

.تغییر محاسبات ترامپ

اتفاقاتی که در خلیج‌فارس افتاد همه برای معتبر سازی آن تهدید بود. که آن‌ها را دوباره در مقابل آن تهدید قرار دهیم. من به نظرم ‌می‌آید که مناسبات در حال عوض شدن است یعنی الآن استراتژی محاسباتی ترامپ عوض شده است.شخص ترامپ، کاری به دولت او ندارم، الآن ‌فهمیده آن‌طور که او فکر ‌می‌کرد نیست و تغییر کرده است. نه اینکه او دست بردارد یا فکر کند این جواب نمی‌دهد. ‌فهمیده است که به آن سادگی و به آن هزینه‌ی کمی که او فکر ‌می‌کرد نیست. هزینه‌اش خیلی بالاتر است پس محاسبه عوض شده است. حالا بازتاب این محاسبه در سیاست‌گذاری‌ها هم از لحاظ زمانی یک فاصله‌ای ‌می‌خواهد و هم نوع مفصل‌بندی این سیاست‌گذاری یک مقدار زمان ‌می‌گیرد. حالا من برداشتم این است که شرایط، شرایط مناسبی است. شرایط الآن مطلوب و مناسب است برای مذاکره.اشتباه است که ما دوباره با آمریکا بازی کنیم. یعنی بخواهیم دوباره این ریسک را  بپذیریم.

تاب آوری بالای آمریکا

من ‌می‌گفتم یک لشگر بچینیم از تنگه هرمز تا خوزستان که یعنی ما آماده جنگیم و تنش را مدیریت شده افزایش بدهیم و محاسبات ترامپ را تغییر بدهیم که با تغییر آن یک کاری بکنیم. حالا این‌ها به یک طریق دیگری اتفاق افتاد نه آنطور که من توصیه کرده بودم بلکه به یک نحو دیگری یعنی با ریسک بالاتر. اما ادامه این کار بی‌نهایت پرهزینه است. یعنی بالاخره هم آمریکا هم ترامپ نمی‌توانند بگذارند یک قدرت متوسطی مثل ما بخواهد اینطور او را به چالش بکشد. اگر هم نخواهد مجبور ‌می‌شود که اقدام بکند و ترامپ هم بالاخره، یک وقتی دستوری داده است که ده دقیقه قبل از عملیات آن را لغو کرده و گفته این کار را نکنند خُب! خیلی‌ها به او گفته‌اند اگر این کار را بکنی نیروهای ایران ترغیب ‌می‌شوند بیشتر این کار را بکنند بعدش هم این اتفاقات افتاد و آن‌ها رفتند گفتند دیدی گفتیم حالا دو دفعه، سه دفعه، چهار دفعه این را تحمل ‌می‌کنیم اما بعد بالاخره باید عمل بکنیم و من مصلحت نمی‌دانم که علیرغم هر ضربه‌ای که ما بخواهیم به آمریکا بزنیم، مثلا زدیم دو تا ناو هواپیمابرش را غرق کردیم؛ 50 هزار سربازش را هم کشتیم؛ ده تا ناوش را هم زدیم؛ 10 تریلیون دلار هم خسارت وارد کردیم. او ‌می‌تواند تحمل کند ولی ضربه و هزینه‌ای که ما باید پرداخت کنیم این است که ما را از پشت این صندلی ‌می‌برد در دستور کار، و دیگران باید بنشینند برای ما تصمیم بگیرند. نباید به آنجا برسیم .

وقت مذاکره است

 پس الآن توصیه من این است که از این شرایطی که ایجاد شده است استفاده کنیم و نقدش کنیم. الآن برای اینکه امکان مذاکره افزایش پیدا کند دو شرط باید محقق ‌می‌شد که شده است. یک؛ ترامپ به این جمع‌بندی برسد که سیاست فشار حداکثری جواب نمی‌دهد که به نظر من رسیده است یعنی همان تغییر محاسبه. دو؛ رهبری در ایران به این جمع‌بندی برسد که از موضع ضعف مذاکره نمی‌کند. این هم با این اتفاق حاصل شده است. هیچ‌کس تلقی ضعف ندارد. واقعیتش این است که این حمله‌ای که به آرامکو شد، به لحاظ نظامی خیلی مهم بود.ین‌الملل عوض شده و کسی تلقی ضعف ندارد. این که امارات و عربستان از آمریکا بخواهند بیاید از آن‌ها حمایت کند و امنیت خود را برون‌سپاری کنند، دیدند نه اینطوری نیست. حالا باید این فرصت به دست آمده را نقدش کرد. ما بایستی این چیزی که بدست آورده‌ایم را نقد کنیم. اکنون با تحرکی که پدید آمده است فرصت مناسبی برای مذاکره هست. اگر زمان بگذرد به ضرر ما است. الآن عراق و لبنان دو اتفاق مهم هستند. یعنی زمان به نفع ما نیست. دو تا اتفاق از آن روزی که من این ‌پیشنهاد را دادم افتاده است، حالا باید دید نتیجه این‌ها چه خواهد شد.ما در شرایط مطلوبی قرار داریم برای مذاکره؛ و در عین حال گذر زمان به نفع ما نیست. این‌ها خارجی‌هایش بود. داخلی‌هایش را هم ‌می‌شود بحث کرد. من خیلی صریح صحبت ‌می‌کنم.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
(function(i,s,o,g,r,a,m){i['GoogleAnalyticsObject']=r;i[r]=i[r]||function(){ (i[r].q=i[r].q||[]).push(arguments)},i[r].l=1*new Date();a=s.createElement(o), m=s.getElementsByTagName(o)[0];a.async=1;a.src=g;m.parentNode.insertBefore(a,m) })(window,document,'script','https://www.google-analytics.com/analytics.js','ga'); ga('create', 'UA-53492516-1', 'auto'); ga('send', 'pageview'); s