جمعه ۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۱۲:۴۲

مرکز بررسی های ریاست جمهوری منتشر کرد

تصویر ناجور ایران در فیلم های جشنواره فجر

خبر

ساعت 24 - دست کم برداشتی که تهیه کنندگان متن حاضر از جمع بندی فیلم های سینمایی ایران که درجشنواره سینمایی فجر به آن رسیده اند این است که فیلم سازان ایرانی تصویری ناجور از ایران را در فیلم هایشان ارایه کرده اند.

مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در سه سال گذشته با بهره ­گیری از شبکه تحلیل گران فرهنگی و هنری و منتقدین سینما، سیاست­گذاری جشنواره فیلم فجر را در کانون بررسی های راهبردی خود در عرصه هنر قرار داده و از منظری سیاست گذارانه به تحلیل و بررسی فیلم­ های نمایش داده شده در این جشنواره و کلیت آن پرداخته است. دربخشی از این گزارش آمده است " آنچه بیش از پیش در فیلم های جشنواره سی و هشتم به عنوان محورهای اساسی خود نمایی می کند کاهش اثربخشی حاکمیت مرکزی، افزایش آسیب  های اجتماعی و گرایش جامعه به مداخله در تعیین سرنوشت خود از مسیر اعتراض و یا عبور از نهادهای قانونی، هرچند بدون جهان معرفتی مشخص و در نتیجه نوعی «آنارشیسم» است. این که روند و شخصیت قصه  ها، نهادهای قانونی را درگیر نکنند و خود دست به کار شوند، در سینمای ایران بی  سابقه نبوده، اما با استناد به فیلم های جشنواره ۳۸  می توان گفت این محور پررنگ تر دیده شده و این می  تواند برای سیاست گذاران خرد و کلان حائز نکاتی در خور توجه باشد. در ساده  ترین شکل ممکن، تصویر ایران در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در سه بُعد «وضعیت حکمرانی»، «وضعیت سرمایه اجتماعی» و «فرهنگ عمومی و سیاست رسمی» قابل جمع ­بندی است:

وضعیت حکمرانی

در این فیلم  ها نظام  های حکمرانی و دستگاه  های معرفتی تغذیه  کننده آنان، نه تنها به عنوان مرجع و میانجی برای باز کردن گره درام فیلم  ها به تصویر کشیده نمی  شوند بلکه آن­ها یا محلی از اعراب ندارند، یا خود مساله هستند و علیه آنها نوعی شورش اجتماعی و چه بسا سیاسی ساماندهی می  شود. در «شنای پروانه»، برادر یک گنده  لات، خود به عنوان کارآگاه در پی کشف حقیقت می افتد و تنها از نهادهای قانونی استفاده ابزاری می  کند؛ در «قصیده گاو سفید»، نظام حقوقی قربانی می شود  روز صفر» کسانی از ماجرای دستگیری ریگی بهره  برداری سیاسی می  کنند که نقشی در آن نداشتند؛ در «خوب، بد جلف»، نظام حکمرانی ایرانی بازیچه قدرت  های استعماری است؛ در «سه کام حبس»، خانه به مثابه وطن، آغشته به لجن است و در «خون شد» سند خانه توسط پدر در اختیار بیگانه قرار گرفته و باید آن را پس گرفت. در «کشتارگاه» و «من می ترسم» شخصیت  ها بدون رجوع به مقام  های قضایی و پلیسی خود دست به انتقام ­گیری می  زنند؛ در «روز بلوا» روحانیت و شبکه سیاسی حول آن، آغشته به فساد است؛ در «لباس شخصی» امکان نفوذ در روحانیون امنیتی به چشم می خورد؛ در «عامه پسند» شخصیت  ها قربانی عرف  های مورد پذیرش حاکمیت می شوند؛ در «خروج» شخصیت  ها علیه نظام حکمرانی می­ شورند؛ در «تومان» نوعی عشرت­ گرایی و طغیان علیه هنجارهای لذت­ جویی جامعه به چشم می  خورد و در «درخت گردو» از اساس دولت مرکزی از ماجرای قصه حذف می  شود و روایت فیلم بر اساس دوگانه قومیت   جهانی شدن پیش می رود. مذهب نیز در اغلب فیلم ها آغشته به خرافه و فساد و ارتجاع است و نه تنها تامین کننده نیازهای معنوی و اخلاقی جامعه نیست بلکه هیچ کارکرد رهایی­ بخش دیگری نیز ندارد. این یعنی در ۲۸ فیلم اکران شده، در برابر قربانی یا قربانیانی که به تصویر می‌کشند و همدلی مخاطب باید نسبت به آنها باید برانگیخته شود، همواره، یک «دیگری» به صورت آشکار یا پنهان معرفی می‌شود که مسبب اصلی پیدایش این وضعیت است؛ این «دیگری» بسته به نوع فیلم‌ها در اکثر موارد (13 مورد) «نظام حکمرانی» به معنای کلی آن و در معدود مواردی «دولت» به عنوان بخشی از نظام حکمرانی (1 مورد) است. با توجه به شاخص‌هایی چون حاکمیت قانون، اثربخشی و کارآیی، پاسخ‌گویی، کیفیت قوانین و مقررات تنظیمی و مشخصاً کنترل فساد (در هیچ یک از فیلم‌ها نه تنها تصویر مثبتی از این شاخص‌ها ارائه نمی‌شود بلکه عموم فیلم‌ها به صورت آشکار یا پنهان نقد وضعیت نامناسب این شاخص‌هاست)، از منظر قریب به اتفاق فیلم‌های اکران شده، «کیفیت نازل حکمرانی» و «ضعف‌های نظام حکمرانی» علت اصلی تصویر ناخوشایندی است که از ایران در جشنواره سی‌وهشتم ارائه شده است.

وضعیت سرمایه اجتماعی:

در فیلم  های این جشنواره، جامعه «پر آسیب» به تصویر کشیده می شود. یعنی نه تنها «حکمرانی مرکزی» فاقد ابتکار، موجودیت و عاملیت لازم برای مداخله ­گری در وضعیت جامعه است، جامعه نیز با آسیب  های متنوعی روبرو است که از قضا مهم ترین آن «کاهش اعتماد عمومی» و «امید به آینده» است. این فقر اعتماد و سرمایه اجتماعی را می‌توان به صورت آشکار در 19 فیلم اکران شده مشاهده کرد. جامعه ایرانی در این فیلم ها با آسیب‌های اجتماعی جدی‌ای چون اعتیاد (موضوع مستقیم 7 فیلم)، حاشیه‌نشینی (موضوع مورد توجه 4 فیلم)، وضعیت نامناسب زنان سرپرست خانوار (موضوع مورد توجه 5 فیلم)، کودکان کار (موضوع مورد توجه 2 فیلم)، شکاف بین الگوهای فرهنگی مورد حمایت عموم جامعه و الگوهای فرهنگی مورد حمایت نظام سیاسی (موضوع طرح شده در 21 فیلم)، وضعیت نامناسب مهاجران و مشخصا مهاجران افغان (مورد توجه 2 فیلم) و امید اندک نسبت به بهبود وضعیت در آینده (قابل برداشت از ۱۷ فیلم)، مواجه است. اکثر فیلم‌ها که تا حدودی به موضوع «امید» یا «ناامیدی» برای تغییر شرایط نامناسبی که در فیلم به تصویر کشیده شده است، پرداخته‌اند (12 مورد از 17 مورد) با تصویری ناامیدوار برای تغییر و بهبود شرایط خاتمه می‌یابند. این تصویر با نتایج پیمایش‌های رسمی که امید یا ناامیدی مردم را برای بهبود شرایط در آینده مورد سنجش قرار داده‌اند همراه است و می‌تواند گویای احساس ناامیدی موجود در جامعه ایرانی نسبت به بهبود شرایط در آینده باشد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s