سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۷

عوامل بی اعتمادی درایران

اعتماد

ساعت 24 - عدم اعتماد آحاد مردم و اقشار مختلف اجتماعی به اجزا وعناصر قدرت سیاسی درجمهوری اسلامی ایران در زمره فوری ترین دشواره حیاتی ایران امروز است. واین امر سبب شکل گیری مختلف مانند: نادیده گرفته شدن برخی از اصول مترقی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شکاف میان عمل وگفتار مدیران سیاسی وسایرموارد شده است.

دلایل عدم اعتماد عمومی

مغفول ماندن قانون اساسی: در قانون اساسی معانی ارزشی، سیاسی وحقوقی مهمی موردتوجه قرارگرفته است که محصول مدرنیته و دوران جدیدزندگی انسان است. برای شهروندان سه دسته حقوق اساسی درنظرگرفته شده است؛ الف) حقوق آزادیها، ب) حقوق شهروندی،ج) حقوق اجتماعی (شبستری، 1390: 27). دراین خصوص باید به نادیده گرفته شدن برخی از مهمترین اصول قانون اساسی مانند؛ اصل بیست وهفت مبنی بر آزادی تشکیل اجتماعات، اصل پنجاه ونه در خصوص مراجعه به آرای عمومی از طریق برگزاری همه پرسی و اصل یکصد و شصت وهشت قانون اساسی با محوریت رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی به شکل علنی و با حضور هیات منصفه اشاره کرد.

شکاف میان رفتار و گفتار حاکمان: به عنوان نمونه در چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی همواره کلیه دولت مردان و مسئولان از گسترش کمی و کیفی دانش در سطح جامعه وحمایت از دانش آموختگان به شکل شعاری و نمادین پشتیبانی کرده اند. اما امروز همگان شاهد هستند به دلیل آنکه تناسبی میان ظرفیت های مختلف رشته های تحصیلی دانشگاهها و مراکز اشتغال فارغ التحصیلان وجود ندارد، عملا چالش فوق تبدیل به یک بحران فراگیر در اغلب رشته های تخصصی دانشگاهی شده است. رضا داوری اردکانی میگوید؛ درکشورهای توسعه نیافته از علم و دانش بسیارحرف میزنند، اما درحقیقت علم بیشتر یک نیاز حیثیتی جامعه های درراه توسعه است، نه نیازحقیقی که با درکشان علم درجامعه متجدد قرین است (رفیع پور، 1393: 58)

سیاست زدگی در عرصه های گوناگون: به دفعات در رسانه های مختلف ارتباط جمعی خوانده و یا شنیده شده است فرد یا افرادی به رغم عدم بهره مندی از تخصص و دانش لازم در حوزه های گوناگونی ورزشی یا هنری و فرهنگی به صرف وابستگی به اعضای کابینه دولتهای پس از انقلاب و یا همسویی با جریان خاص سیاسی، متاسفانه در مناصب مهم مدیریتی حوزه های مذکور گماشته شده است. درحالی که به دلیل عدم بهره مندی لازم ازظرفیتها و پتانسیل مدیریتی موجود درآن بخش های تخصصی عامدانه و آگاهانه غفلت شده است. به تعبیری درفضای سیاست که پنهان کاری و فریب عامدانه همیشه نقشی مهم را بازی کرده اند، خودفریبی که به نوعی مظهر سیاست زدگی تلقی میگردد، نه تنها همه پیوندهایش را با مخاطبانش از دست میدهد، بلکه پیوندش را با جهان واقعی هم از دست می دهد (آرنت، 1397: 57)

چپاول منابع و ثروتهای ملی: کوه خواری، از بین بردن مراتع و جنگلها و تغییر کاربری زمینهای کشاورزی با هدف ساخت وساز ویلاهای غیرمجاز ضمن آسیب رسانی شدید به محیط زیست،  تبعات دیگری رانیز دربردارد و عملا شرایط زیست نسل آتی را با بحران حاد مواجه خواهدساخت. سوءاستفاده از آثارباستانی، بهره گیری ناشیانه از ظرفیتهای آبراه ها، رودخانه ها ومسیل های آبی درزمره مصادیق مهم چپاول ثروتهای ملی به شمار می آید. شاید یکی از دلایل بارز اینگونه چپاول ها ناشی از سلطه دولتی ها و شبه دولتی ها بر منابع و ثروتهای ملی است. طبیعتا خصوص یسازی واقعی می تواند با خارج کردن دارایی های خاصی از کنترل دولت و تبدیل اقدامات صلاح دیدی از بروز فساد بکاهد.

به محاق رفتن علوم انسانی: از یک منظر می توان به محاق رفتن علوم انسانی درکشورهایی نظیر؛  جمهوری اسلامی ایران را به ماهیت آبجکتیو [objective] بودن این گونه علوم دانست. چنانچه دانش های آبجکتیو مبتنی بر معیار ومحک برای تشخیص بهترهستند. درحالی که موضوعات سابجکتیو [subjective] فاقد محک ومعیارمی باشند وماهیت اصلی این قبیل موضوعات ذوقی وسلیقه ای است.

فرار مغزها: در جامعه ای که میان جمعیت، منابع و امکانات تعادل برقرار نباشد و افراد جامعه درآمد و امکانات خود را شایسته و منطبق با تحصیلات، تلاش و موقعیت خود ندانند، به فکر ترک جامعه می افتند. به عبارتی عدم تعادل میان امکانات و منابع انسانی موجب می شود شاهد سرریز نیروی متخصص انسانی به کشورهایی باشیم که حاضرند برای یک سرمایه انسانی حاضر و آماده امکانات خوبی فراهم کنند.

خروج سرمایه های مادی و معنوی: در سال 2019، فضای کسبوکار در کشورهایی چون گرجستان، امارات، آذربایجان، قزاقستان، ارمنستان، ترکیه، بحرین، قرقیزستان، ازبکستان، عمان، قطر،  عربستان، کویت، اردن، مصر و تاجیکستان از کشور ایران مساعدتر و سهلتر بوده و این کشورها میتوانند به نوعی تهدیدی بالقوه برای خروج سرمایههای درون ایران محسوب شوند (بانک مرکزی، ج.ا.ا)

گسترش روحیه پوپولیستی: پوپولیسم محصول تمرکز وانحصار قدرت سیاسی از یک سو و جامعه تودهای فعال و بسیج پذیر است.(بشیریه، 1387: 266). اگرقرائت فعلی از دین نتواند با آنچه که به عنوان عقل اجتماعی از آن نام می بریم، یعنی پدیده ای که حیات اجتماعی مارا رقم  می زند ،  پیوند ایجاد کند؛ یقینا بازنده تفاسیر متصلب و جزمی از دین خواهد بود. این امر نیز خود سبب ترویج پوپولیسم میشود.

پایین آمدن ارزش پول ملی ایران: دولت ایران تعهدات زیادی را برای انجام دادن بر عهده میگیرد، ولی برای انجام این تعهدات درآمد کافی در اختیار ندارد. به عبارتی دولت ایران بودجه لازم را برای انجام تعهداتش در اختیار ندارد. برای رفع این مشکل دولت مجبور می شود از بانک مرکزی استقراض کند یا به نظام بانکی فشار وارد کند. این تصمیم منجر به ایجاد نقدینگی می شود. این نقدینگی نیز به نوبه خود ایجاد تورم می کند. نهایتا تورم، نرخ ارز را در مقابل ریال افزایش میدهد و خود از رشد ارز تاثیر میپذیرد. به این ترتیب وضعیت کنونی را شکل میبخشد.

استفاده ابزاری از صدا و سیما: «گربنر» معتقد است کارکرد اصلی رسانه، تبیین و تقویت ارزش های وابسته به نظام حاکم است (مک کوایل، 1385: 399). «شومیکر وریز»، نظریه پردازان معروف نظریه برجسته سازی معتقدند؛ پنج عامل برمحتوای رسانه ها اثرمی گذارد که یکی ازآنها تاثیرایدئولوژی حاکم است. در جمهوری اسلامی ایران نیز رسانه به اصطلاح ملی دقیقا وابسته به نهادهای قدرت است و برنامه های مختلف شبکه های تلویزیونی و رادیویی برآیند نظام ایدئولوژیک میباشد. همین امر سبب گردیده است تا اعتماد عمومی مردم به این رسانه کاسته شود.

بی توجهی به مشارکت سیاسی: به نظر می رسد که ساختار قدرت سیاسی پس از گذشت چهاردهه از انقلاب نه تنها بسترساز مشارکت سیاسی موثرنبوده است وبلکه زمینه ظهورمولفه های ذیل شده است؛  الف) پوپولیسم در دهه 60 شمسی، ب ) شبه دموکراسی معلق که برآیند میزانی از عدم تمرکز و رقابت درقدرت سیاسی از یک سو و جامعه مدنی نسبتا فعال از سوی دیگر در دوره اصلاحات،

ج) رژیمی که به واسطه تعلیق فرآیند گذار به دموکراسی پدیدآمد وحاصل ترکیب تمرکز وانحصار قدرت سیاسی از سویی و ظهور جامعه تودهای منفعل یا بسیج ناپذیر از سوی دیگر میباشد.

حبیب عشایری  -  شده در سیزدهمین همایش بین المللی سالانه انجمن علوم سیاسی ایران

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s