جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۰

پوتین: مردی برای تمام فصول

ساعت24-روسیه به بسته ای متشکل از ۲۰۰ اصلاحیه قانون اساسی رای داده که مهمترین آنها ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری این کشور، را از محدودیت های مربوط به دوره رها می سازد و این امکان را برای او فراهم می آورد تا سال ۲۰۳۶ در راس کرملین بماند. اما این تغییرات چه معنایی برای آینده روسیه خواهند داشت؟

هنوز مدت زیادی از آن زمان که ناظران روس می گفتند پوتین از ریاست جمهوری خسته شده، نگذشته است؛ اما حالا به نظر می رسد که او می خواهد برای همیشه حکمرانی کند. در این زمان کوتاه چه چیزی تغییر کرده است؟

روس ها نظریه های بسیاری در این رابطه دارند. برخی می گویند پوتین به امنیت خود در دوران بازنشستگی اطمینان ندارد: یک رهبر جدید ممکن است ثروت پوتین را توقیف و او را محاکمه کند. یک ادراک مرتبط هم بر حلقه افراد نزدیک به رئیس جمهوری تمرکز دارد؛ افرادی که نگران هستند حتی اگر امنیت پوتین تضمین شده باشد، خودشان در خطر باشند. این احتمال وجود دارد که با روی کار آمدن یک رهبر جدید، همه توافق هایی که در ۲۰ سال گذشته صورت گرفته از نو مورد بررسی قرار بگیرند. یک نظریه دیگر هم این است که پوتین نگران تبدیل شدن به یک مهره سوخته و بی اهمیت باشد، بدین معنا که سیاستمداران، بوروکرات ها و تجار با پیش بینی پایان سلطنت پوتین، شروع به نادیده‌گرفتن او کنند. همچنین این احتمال وجود دارد که این افراد با یکدیگر همراه شده و سیاست گذاری های پوتین را به چالش بکشند و در صدد محدودسازی قدرت او برآیند. 

برخی گمانه زنی های امیدوار کننده نیز  از این مساله حکایت دارند که پوتین از نیاز به اصلاحات اساسی برای حل مشکلاتی همچون فساد و رشد کند اقتصادی آگاه است، اما احساس می کند باید ابتدا اساس قدرت خود را تقویت کند و بعد در مسیر اصلاحات پیش برود.

آیا در رابطه با نتیجه رای گیری شک و تردیدی وجود دارد؟

واقعیت این است که خیر، شک چندانی نیست؛ اما پیروزی را می توان با مسائلی بیش از شمارش آراء معنا کرد. از نظر قانونی و حقوقی برگزاری این همه پرسی اساسا بی مورد بود. در رابطه با اصلاحیه های قانون اساسی تنها به رای موافق پارلمان ملی و دو سوم از پارلمان ‌های محلی نیاز است. آشکار است که پوتین نگران بوده که مبادا این نهاد ها که از وجهه عمومی خیلی خوبی برخوردار نیستند، نتوانند مشروعیت قابل توجهی برای تمدید دوره ریاست جمهوری او به دست آورند. از این رو، او و گروه مشاورانش تصمیم گرفتند که تایید عمومی مردم را به دست آورند.

اما چه چیزی را می توان تایید عمومی دانست؟ چه اندازه از حضور مردمی و چه حاشیه ای از پیروزی را می توان تایید عمومی خواند و چه اندازه از تبلیغات یکجانبه رسانه ملی قابل قبول است؟ پوتین پیروزی مورد نظر خود را به دست آورده، اما این پیروزی تا اندازه زیادی پوچ و واهی است.

اما آیا این روندی که از نظر بسیاری مضحک به نظر می رسد، توانسته بر قدرت پوتین بیفزاید؟

از جهتی بله. هر کسی که تصور می کرد پوتین به پایان دوران خود رسیده، اکنون می داند که چنین تصوری حقیقت ندارد. اما آیا نتیجه این رای گیری و افزایش قدرت می تواند یک پوتین کاملا جدید باشد که قدرتش را متهورانه تر به نمایش بگذارد و نظام را به لرزه درآورد و اقتصاد را از نو بسازد، این سوال دیگری است و پاسخش هم احتمالا مثبت نخواهد بود. پوتین در ۲۰ سال گذشته که قدرت را در دست داشته به ندرت در موقعیت ضعف بوده است، اما همواره انتخاب کرده که محتاطانه گام بردارد. پوتین داور نهایی و برقرار کننده توازن در نظام بوده است.

با این حال، این نقش او را از رسیدگی به بزرگ ترین مشکلات روسیه باز داشته است. رسیدگی به این مشکلات نیازمند ایستادگی در برابر منافع عده ای خاص است. دلیل آنکه پوتین به طور جدی با فساد مقابله نمی کند، سرویس های امنیتی را به چالش نمی کشد، نوآوری را ارتقا نمی دهد یا حاکمیت قانون را برقرار نمی کند، این است که هر اقدامی در هر یک از این زمینه ها او را درگیر جدالی بزرگ تر خواهد کرد. پوتین چنین رئیس جمهوری نیست. او جنگ و درگیری نمی خواهد؛ ثبات می خواهد. جای تعجب ندارد که مردم شروع به قیاس دوران ریاست جمهوری او با رکود دهه 1970 کرده اند؛ در آن زمان هم حکمرانی طولانی مدت لئونید برژنِف موجب اختلافات ملی شده بود.

این رای گیری مخالفان پوتین را در چه موقعیتی قرار می دهد؟

آنها اکنون با رئیس جمهوری مواجه هستند که موقعیت او در قانون از هر زمان دیگری مستحکم تر است. از این نظر، رای گیری برای آنها یک شکست اساسی بود. با این حال، در شش ماه گذشته شرایط پوتین هم چندان ایده آل نبود. واکنش نامناسب به شیوع ویروس کرونا به شهرت و آوازه پوتین در نشان دادن قطعیت و شایستگی آسیب زد. قیمت پایین انرژی هم چشم انداز اقتصادی را بدتر کرده است. در برخی از نظرسنجی ها محبوبیت پوتین همچنان رو به کاهش است و به ویژه قشر جوان شور و شوق خود را از دست داده اند. برخی از دیگر چهره های سیاسی اکنون بیشتر به چشم می آیند و برای اولین مرتبه در تاریخ معاصر روسیه، فرمانداران منطقه ای از محبوبیت بالاتری از پوتین برخوردار هستند.

این فضای جدید بدان معناست که انتخابات محلی و منطقه ای فرصت های واقعی برای نامزدهای مستقل به شمار می رود. حزب «روسیه متحد» پوتین ممکن است برای به دست آوردن اکثریت پارلمانی در انتخابات سال آینده با مشکل مواجه شود و اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است کارزار انتخاباتی پوتین برای تجدید ریاست جمهوری در سال 2024 نیز چالش برانگیزتر از تصور عموم شود. برژنف هرگز مجبور نبود با رای دهندگان دست و پنجه نرم کند؛ اما پوتین مجبور است!

دیپلماسی

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s