سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹ - ۱۰:۵۲

براساس نتایج یک نظر خواهی از 35 نفر از مقامهای نظامی و سیاسی معلوم شد

فهم بلوچ ها وحکومت مرکزی در دو مسیر ناسازگار

بلوچ

ساعت 24 - در دو دهه اخیرنوعی هویت خواهی قومی و مذهبی در میان مردم و به خصوص نخبگان بلوچ شکل گرفته و باعث شده ه وفاداری مردم به دولت مرکزی و مولفه های ملی تحت تاثیر تعلقات قومی و مذهبی و همچنین نژادی قرار گیرد. این تفاوت ها و تمایزات فرهنگی و رشد هویت قومی-مذهبی تحت تاثیر فعالیتها و تبلیغات عوامل بیگانه در نحوه نگرش مردم و به خصوص برخی از به اصطلاح نخبگان بلوچ نسبت به حکومت مرکزی و مولفه های قدرت ملی تا حدودی تأثیر سوء داشته است.

این وضعیت  که  به  طور مستقیم  به عملکرد نهادها و ساختارهای  سیاسی-اجتماعی  و  اقتصادی حاکمیتی  در  منطقه  وابسته  است،  متاسفانه  نوعی  شکاف  و  انشقاق  نسبی  میان  توده  مردم (تاحدودی)  و برخی  نخبگان  محلی با نخبگان  حاکم در سطح ایجاد  کرده است.

آنچه دربالا آمد بخشی  از نتیجه گیری پژوهش انجام شده از سوی غلامرضا باغبانی،دانشجوی دکتری مدیریت دولتی دانشگاه عدالت، تهران، دکتر نورمحمد یعقوبی-استاد گروه مدیریت دولتی دانشگاه سیسکان و بلوچسکان، زاهدان،ایران.دکتر عیسی ا راهیم زاده-اسکاد گروه جغرافیا دانشیاه سیسکان و بلوچستان ،ایران.دکتر وحید خاشعی دانشیار گروه مدیریت بازرگانی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی است که با عنوان  تبیین الگوی مدیریت بحران اجتماعی با رویکرد امنیتی مورد مطالعه: استان سیستان و بلوچستات در فصلنامه  ژئوپلیتیک سال 16، شماره دوم ،تابستان  1399منتشر شده است . این فصلنامه از سوی انجمن ژئوپلتیک ایران منتشر می شود که محمد باقرقالی باف از سرداران سپاه پاسداران و رییس فعلی مجلس قانون گذاری ایران یکی از اعضای هیات موسس آن است و سید یحیی صفوی مشاور مقام رهبری رییس هیات مدیره آن است . تهیه کنندگان این پژوهش نوشته اند برای رسیدن به نتایجی که درزیر می اید با 35 نفر از متولیان مدیریت بحران در استان سیستان و باوچستان شامل 12 نفر از فرماندهان ارشد و سرداران سپاه پاسداران ، 5نفر از فرماندهان و سردارن انتظامیاستان سیستان و بلوچستان ، 8 نفر از مسئولان ارشد از کارگروه مدیرت بحران استان سیستان و بلوچستان ، ه نفر اشامل استاندار و معاونان او و 5نفر از مسولان رشد استانی در بعد مدیریت بحرانی گفت و گوهای نسبتا مشروح انجام شده است.  هر  چند این نوع شکاف و جدایی میان توده قومی و نخبگان ملی هنوز به سطح بروز بحران های سیاسی-امنیتی  نرسیده  است، اما  برای جلوگیری  از  رشد  و  گسترش  آن  توجه  جدی  مسئولان و سیاستگذاران  استان را می طلبد. در واقع در  ارتباط با مقوله  هویت باید گفت هرچه یک نظام سیاسی در عمل با کارآمدی و اثر بخشی خود بتواند در امر توسعه و رفاه عمومی موفق تر عمل کند، به همان اندازه می تواند در حفظ همبستگی ملی و انسجام سیاسی و اجتماعی جامعه موفق باشد. عدم توانایی حکومت و دولت در پاسخ به نیازهای اساسی جامعه، کسری مشروعیتی برای آن نظام در نزد مردم شکل می گیرد که این کسری مشروعیت در مناطق قومی با فرهنگ و ایدئولوژی  متفاوت باعث  ایجاد  نوعی گسست و انشقاق  از مؤلفه های  ملی  خواهد  شد  و همبستگی و همگرایی ملی را با مشکلاتی روبرو خواهد کرد. به هر حال وجود اقوام مختلف در یک منطقه صرف نظر از مزایایی که دارد، کشور را از نظر ژئوپلیتیکی در مقابل تهدیدات خارجی  و نحوه اداره امور داخلی آسیب پذیر می می سازد.از  این منظر استان سیستان و بلوچستان از نظر توسعه  عمومی رتبه آخر را در میان استان های کشور داراست.  از  جمله در شاخص  های عمومی  اقتصادی  معمولاً  در  رده  های  پایین  کشوری  قرار دارد. این استان  به  عنوان  یکی  از  استان  های  مرزی  کشور،  هنوز بیش از 50درصد جمعیت آن در روستاها به سر می برند و به لحاظ میزان باسوادی در پایین ترین رده بین استان های کشور قرار گرفته است.در عین حال یکی ازشاخص های تقریباًعام  فرهنگهای سیاسی جوامع درحال توسعه،نبودیک فهم   توانمندی های موردانتظارعملکردسیاسی است.در این حوزه نیز در سیستان و بلوچسستان باید اذعان کرد که اصولاًبین نخبگان ملی  با  نخبگان  محلی  یا  بین  نخبگان  حاکم  با  توده مردم،یادرک مشترکی ازمشکلات وجودندارد و یاجهت گیری های آنان با هم کاملامتفاوت و بعضا متعارض است. با توجه به اینکه ازبسیاری جهات، مفهوم بحران هویت باعواطف مربوط به ناسیونالیسم و احساسات مردمی ارتباط می یابد که در  یک جامعه  مشترک گرد می آید،  در  حوزه  بلوچستان به  خاطر  مسائل  مهم ساختاری و کارگزاری نوعی تشدید هویت قومی و مذهبی در منطقه ایجاد شده که با مدارس و مراکز  دینی  و  فرهنگی  شبه  قاره گره خورده  که  باعث  گردیده  تا  دیدگاه  و  احساسات  قومی  و مذهبی آنان با مولفه ها و نشانه های ملی و مرکزی متفاوت بوده و تا حدودی در تضاد باشد. از این رو به موازاتی که هویت خواهی  قومی و مذهبی در  این منطقه  تشدید گردد و کنشهای اجتماعی بر محور و مدار قومی و مذهبی  صورت گیرد، روز به روز بر شکاف ایجاد  شده در میان علقه های محلی با مولفه ها و احساسات و عواطف ملی افزوده خواهد شد. در حوزه مؤلفه مشارکت نیز باید گفت با توجه به بنیادهای زیستی منطقه، فقر، طایفه گرایی و دوری از جریانات فکری و فرهنگی سده معاصر، برداشتهای جزءگرایانه از آموزه های اسلامی، ضعف برنامه های عمرانی، همسایگی با نواحی فقیرنشین کشور افغانستان و پاکستان، ناهمسانی-مذهبی با   و ضعف بسترهای حضور و مشارکت اهل سنت کشور در امور سیاسی، اقتصادی و غیره که منشأ آن عمدتاً برآیند ضعف مبانی ملت سازی و مردم سالاری است، نقش مهمی  در ضعف مشارکت بلوچ ها داشته است.

این استان به رغم داشتن زمینه های فرهنگی-اجتماعی برای گسست از مرکزیت، متاسفانه محرومیت و  عدم  پاسخ  مناسب به نیازهای عمومی جامعه در ارتباط با رفاه و  توسعه عمومی، این زمینه را هر چه بیشتر مهیای سوء استفاده عوامل کارگزاری داخلی و خارجی کرده است. با این وجود  فرآیندهای همگرایی ملی و انسجام امنیتی و اجتماعی در این منطقه در حال افزایش است. هرچند بعضا مشکلات کوچکی درحال بروز و ظهور است که ضرورت توجه بیشتری را از طرف مسئولین و سیاستگذاران امر توسعه را می طلبد. در  حوزه  مؤلفه  نفوذ  هم  باید  گفت در سیستان و بلوچستان به خاطر  وجود  تفاوت های  قومی  و مذهبی  و  پررنگ  بودن  ساختارهای  سنتی  و  عشایری  موجود در منطقه،  در  حالت  عادی  نوعی بحران  نفوذ  به  خودی  خود  وجود  دارد که  سیاسی  بایستی  با  ارتقاء وافزایش ظرفیت وکارآیی حکومت و با تقویت برابری ومساوات آن را جبران نماید. اما متاسفانه به خاطر ضعفها و آسیبهای سیاسی و اجتماعی که نظام در این منطقه با آن دست به گریبان است، به این راحتی نمی تواند بحران نفوذی که در منطقه به وجود آمده را به سادگی مدیریت کرده و از بین ببرد. از این رو به منظور نفوذ کارکردها و رویه های ملی در این منطقه، ضرورت وجود استراتژی روشن حکومت مرکزی  در  منطقه،  نهادینه سازی  مناسب  در  جهت  ایجاد  نهادهای  کنترلی  و  حکومتی خرد  و  محلی  از    یک  سو  و  ایجاد  اعتماد  و  پذیرش در  میان  اقشار  مختلف  اجتماعی  با  برآورده شدن انتظارات مردم را از سوی دیگر بایستی بیش از پیامد نظر قرار گیرد. در مجموع باید گفت درحوزه بلوچستان به خاطر تفاوتها و بعضاً تعارضات هویتی که در این منطقه وجود دارد، نوعی استعداد بالقوه برای بروز بحران مشروعیت وجود دارد گرچه در حوزه سیستان این مهم کمتر به نظر می رسد. بنابراین این استعداد بالقوه با کارآمدی نظام در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی در این منطقه گره خورده و به موازاتی که ساختارها و نهادهای نظام در انجام کارویژه های خود ناتوان باشند، نوعی بحران مشروعیت و مقبولیت در نزد مردم بلوچ نسبت  به  حاکمیت  شکل  می گیرد.  چنان که  درحال  حاضر  نوع  ضعیفی  از  بحران  مشروعیت  و مقبولیت ودر نتیجه نوعی بی اعتمادی در میان توده و به خصوص برخی نخبگان محلی نسبت به حاکمیت به وجود آمده است که متولیان نظام و حاکمیت ملی با درک اهمیت  این مساله بایستی با اثبات کارآمدی خود در خدمت رسانی و توسعه همه جانبه در منطقه آن را مدیریت کنند. در واقع سیستم مرکز- پیرامونی در ایران منجر به برهم خوردن تعادل و توازن در توسعه میان بخش  حاشیه ای و مرکزی کشور شده و احساس عقب ماندگی از مسیر توسعه، در میان گروه های قومی-مذهبی استان به جز حوزه مشارکت، بستر مناسبی جهت تکوین برخی از بحرانهای هویت، مشروعیت، نفوذ وتوزیع در این نواحی را پدید آورده است. اینک آنچه بیشتر از همه در رابطه با تعدیل این گونه بحرانهای اجتماعی در این منطقه و تأثیر آن بر امنیت ملی و منطقه ای دارای اولویت بیشتری بوده و باید مورد توجه قرار گیرد، چگونگی برخورداری از  توسعه  و  منابع  ملی  و  به  طورکلی  توسعه  این  استان  در  مقایسه  با  دیگر  نواحی و  به خصوص بخش های مرکزی کشور است.بنابراین تغییر نگرش مرکز نسبت به این استان، برقراری عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه ثمرات توسعه ملی در این منطقه، تا اندازه زیادی می تواند به تعدیل بحران اجتماعی و ایجاد، حفظ و ارتقای امنیت ملی و منطقه ایی کمک کند. بنابراین الگوی مدیریت بحران اجتماعی با رویکرد امنیتی که این پژوها به دنبال  آن  بود، همان  الگوی چندوجهی  است . این الگو دربرگیرنده مقوله های 5گانه بحران؛ هویت، مشروعیت، مشارکت، نفوذ و توزیع وچگونگی مواجهه با  آن  در  قالب  طبقات  3گانه؛  امنیتی-سیاسی،  مدیریتی  و  اجتماعی-فرهنگی  با  بهره گیری  از مفاهیم  25گانه و نهایتا کدهای 188گانه، است..  می توان  انتظار  داشت  که  نتایج  حاصل  از  این  پژوهش  در صورت  جلب  عطف  توجه  مسئولین،  برنامه ریزان  و  سیاستگذاران  به  آن  و  عمل  نمودن  به دستاوردهای حاصل از آن، بتواند راهگشای مهار بحرانهای اجتماعی از یک سو و تحکیم امنیت و توسعه پایدار این استان از سوی دیگر باشد.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s