یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۹ - ۱۰:۴۴

آتش بورس وسوختن سرمایه های دیر آمده ها

بورس

ساعت24-حرفه ای های فعال در بازار سهام تهران از شروع مردادماه اطلاع پیداکردند که چراغ بورس تهران دیگر روشنایی سابق را نخواهدداشت و دیگر زوری برای بالابردن مصنوعی ارزش شرکتهای بورسی در دولت وجود ندارد. آنها زودتر از بقیه شروع کرده بودند به فروختن سهام شرکتهایی که ارزش هرسهم آنها بدون مابه ازای واقعی با شتاب شگفت انگیزی رشد کرده بود. دولت واعضای ارشد آن از جمله رییس جمهور و وزیر اقتصاد وحتی رییس دفتر رییس جمهور و سخنگوی دولت هرکدام با زبانی و اشاره های ضمنی و صریح به شهروندان می گفتند بیایید به بازار سهام و ما هوای شما را داریم.

دولت دوازدهم از یک سو برای تامین نقدینگی مورد نیاز با هدف تامین کسری بودجه چشم به این بازار دوخته بود واز سوی دیگر می خواست دست کم در یک بخش اقتصاد کارنامه درخشانی از خود یادگار بگذارد. اما دولتی که خودش آتش تدارک رشد بازار را تهیه دیده بود و هیزم خشک و زود سوز در آن می ریخت یادش رفت که باید درجای باسباسیتد و ببیند چه راهی آمده است و در کدام نقطه باید از ریختن هیزم کم کند یا اصلا نریزد. این بود که بورس اتش گرفت و میلیونها نفر به هوای اینکه از گرمای تنور ان نانی برای خانواده خود بپزند و با دست پر به خانه بروند به سوی آن کشیده شدند. اما واقعیت این است که این گروه دیر آمده ها هزاران میلیارد تومان زیان کرده اند.  حالا بورس چه وضعیتی دارد و چه رخ داده است. برخی از پیامدهای آن چه بوده وهست؟ این نوشته بااستفاده از سخنان غلامرضا سلامی در گفت وگوبا تجارت فردا اقتباس شده است.  
یکم- دستکاری و زیان دیررسیده ها
 به اعتراف رییس کمیسیون اقتصادی مجلس در بورس دستکاری قیمتی شده و شاخص کل سهام با این دستکاری ها موجب اغوای شهروندان شده و شمار قابل اعتنایی از شهروندانی که در دوماه تازه سپری شده به بورس امده اند زیان هنگفتی را متحمل شده اند. دستکاری قیمت( از طریق ایجاد بازار کاذب و گمراه کردن به ویژه کسانی که از ترفندهای این بازار بیخبرند) باعث شده است که تعداد زیادی از مردم، از پس انداز خود برای ورود به بازار سهام استفاده کنند. گروهی که حتی بخشی از دارایی های دیگر خود را فروخته و یا حتی استقراض کرده و به امید سود بیشتر روانه بورس شده اند. آنها با این پول ها، سهامی را با قیمت بالاتر از ارزشی که داشته است، خریداری کرده و بعضا مزه سودهایهنگفت را چشیده ولی نهایتا امروز دچار یک زیان وحشتناک شده اند.فرض کنید کسی که در اواخر تیر یا اوایل مرداد ماه وارد بازار شده است، ممکن است تا 30 الی 40 درصد زیان به سرمایه اش وارد شده باشد. در چنین شرایطی عده ای هم مسلما سود کرده اند و آن ها، کسانی بوده اند که از طریق فضا سازی و انتشار اطلاعات غیر واقعی و ترغیب مردم به خریدن سهام بیش از ارزش واقعی اش، توانستند سهام خودشان را بسیار گران تر به تازه واردها بفروشند و ضمن تحصیل سود بادآورده هنگفت ارزش باقی مانده سهام خود را بطور نجومی افزایش دهند.
دوم- ترفند ذینفعان برای ترساندن دولت
واقعیت این است که در ماههای تازه سپری شده شمار قابل اعتنایی رسانه های دیجیتال و یا گروههای تلگرامی و حتی برخی رسانه های قدیمی مکتوب صدای کسانی شده اند که با وجود سودهای نجومی به دست آورده هنوز می خواهند باقی مانده سرمایه میلیونها تازه وارد را نیز به دست اورند و یا با ارایه تحلیل های سیاسی دولت را می ترسانند که از هرجایی که شده به این بازار کم فروغ شده پول بریزد. شوربختانه دولت نیز از ترس پیامدهای ناشناس و ترسناک برخاسته از خشم احتمالی بازندگان بازار سهام  روزی هوس می کند از منابع صندوق توسعه پول بیاورد و روزی دیگر بازارسازها و صندوق ها و بانک ها را مجبور می کند به بازار راکد شده بورس پول تزریق کنند. دولت نباید بترسد و از ترس رخدادهای ناشناس ابعاد تراژدی  احتمالی را افزایش دهد. همین اشخاص هستند که اکنون پشت سر مال باختگان اصلی فشار زیادی به دولت و مجلس وارد میکنند تا با حمایت های غیر اصولی منافع آنها را حفظ کند.اسنادی هم در مورد اشخاص و گروهایی که در زمینه اوضاع کنونی مقصر اصلی هستند، وجود دارد، هر چند که با فرافکنی خود را قربانی و مظلوم جلوه میدهند واز دولت میخواهند با حمایت های غیر اصولی همچنان روند افزایشی سابق را ادامه دهد(بعضی ازاین اشخاص رویای شاخص ۸ میلیونی را درسر می پروراندند) . در هیچ کجای تاریخ ایران سابقه ندارد که در یک بازه زمانی نه چندان بلند و به دلیل برخی سیاست های دولتی، این میزان سود، نصیب شماری از افراد معدود ( نسبت به جمعیت کشور) و نهایتا به زیان تعداد نسبتا زیادی از افراد متعلق به اقشار آسیب پذیر ،شود.
این افراد تا جایی که می توانستند به قصد دولت برای تقویت بی پشتوانه بورس دامن زدند. در شرایط کنونی نیز به دنبال همین مساله هستند و تمایل دارند دولت را تحت فشار قرار دهند که منافع خودشان استمرار پیدا کند. دولت هم بهرحال ناچار می شود که بعضی از آن حمایت ها را انجام بدهد و به عنوان مثال، به ناچار قیمت خوراک پالایشگاه ها، پتروشیمی ها و ... را پایین بیاورد. بعضا حتی از دولت می خواهند که نرخ سود بانکی را پایین بیاورد، جلوی واردات خودرو را بگیرد و اجازه بدهد خودرو فروشان، خودروی خود را چند برابر قیمت تمام شده به مردم بفروشند.
سوم- آینده نگری نشده است
دولت دوازدهم نمی دانست آتشی که روشن کرده است ممکن است دامان خودش را بگیرد و خالا که حبایب بورس ارام آرام خالی می شود و نیز ممکن است شتاب بگیرد و پیامدهای ناشناس داشته باشد چاره ای برای وضعیت احتمالی ریزش بیشتر بورس ندارد. دولت هم به نظر میرسد طرحی برای جلوگیری از این وضعیت ندارد. این در حالی است که همه کشور باید یک سری اقدامات زیرساختی انجام بدهند که با استفاده از آن بتوانند ترکیدن حباب یا ریزش ناگهانی بازار را به عقب بندازد. ضمن اینکه، در این فاصله ی زمانی ایجاد شده، شرکت ها نیز فرصت پیدا کنند تا کم کم قیمت واقعی خود را به قیمت بازار نزدیک کنند.

نظرات

  • ۱۳۹۹/۰۶/۲۳ - ۱۷:۱۹
    0 0
    مگر بورس ارقامش تنها رشد کرده بقیه بازارها را نمی بینید که دولت را می کوبید
  • ۱۳۹۹/۰۶/۲۳ - ۲۱:۳۹
    0 0
    همه جا دلال پا گذاشته یعنی چی؟

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
s