همکاری با روسیه در قالب توهم نباشد
ساعت 24 - نگاه از بالای روسیه به ایران ریشه در تعریف ناقص و اجرای ناقص سیاست نگاه به شرق دارد؛ باعث شده بازیگران شرقی تصور کنند ایران هر ضربهای از غرب بخورد، بهجای پرکردن خلا، بیشتر به سوی شرق متمایل میشود. وضعیت ما مثل کودکی است که وقتی از مادرش کتک میخورد، باز هم به آغوش همان مادر پناه میبرد؛ روسها هم تصور میکنند هرچه غرب ما را تحت فشار بگذارد، ایران ناگزیر به سمت شرق متمایلتر خواهد شد. این پیام غلط و خطرناک است
این نگاه محصول آن است که ایران سیاست خارجی خود را نه بر پایه رئالپلیتیک (سیاست واقعگرایانه)، بلکه بر مبنای عاطفه سیاسی بنا کرده است. در حالی که سیاست خارجی یعنی واقعگرایی، نه اینکه هر که ضد آمریکاست با او رفیق شویم. اینکه تصور کنیم چون روسیه و آمریکا بر سر اوکراین اختلاف دارند، پس ما و روسیه برادر شدهایم، برداشت غلطی است که خود روسها هم بهخوبی آن را میفهمند. همین تصور باعث شده طرف روس احساس کند ما همه تخممرغها را در سبد شرق گذاشتهایم. حتی در بیان سیاست نگاه به شرق نیز ایران استراتژی روشن نداشته است. چون ما همه چیز را تاکتیکی میبینیم و موقت رفتار میکنیم. حتی روسها در دیدارهای رسمی بارها گلایه کردهاند که شما تکلیف خودتان را نمیدانید. در ابتدای دوره وزارت خارجه عراقچی، یک مصاحبه تند علیه اروپا از سوی او (عراقچی) منتشر شد و همان زمان هم برای من عجیب بود؛ چرا باید اروپا را پس بزنیم؟ این رفتارها ناشی از این باور غلط بود که نگاه به شرق خودبهخود مشکلات ما را حل خواهد کرد.
ایران باید از نگاه سلبی فاصله بگیرد و سیاست خارجی خود را ایجابی، هدفمند و مبتنی بر پلنهای جایگزین طراحی کند. چون نمیتوان به صرف مخالفت مشترک با آمریکا، هر بازیگری از جمله طالبان را شریک راهبردی دانست. سیاست خارجی باید تعریف، زمانبندی و افق داشته باشد؛ کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت. اگر سیاست خارجی ما استراتژی منسجم داشته باشد، جایگاه روسیه، چین، آمریکا و اروپا هم روشن میشود. در چنین شرایطی روسیه نمیتواند از بالا نگاه کند، چون میداند ایران براساس منافع ملی و ظرفیتهای واقعی خود عمل میکند، نه واکنشهای احساسی و یکجانبه.
پیش از هر چیز باید مشخص کنیم که تکلیفمان با خودمان چیست؛ زیرا تا زمانی که تعریف روشنی از سیاست خارجی نداشته باشیم، امکان ظرفیتسازی هم وجود نخواهد داشت. ایران باید بپذیرد که میتواند با شرق اتحاد منافع یا همکاری تاکتیکی و مقطعی داشته باشد، اما این به معنای شکلگیری یک اتحاد راهبردی نیست. ایران و روسیه، با وجود اشتراکات در برخی حوزهها، در شرایط کنونی قادر به ایجاد همکاری راهبردی نیستند».
اگر ظرفیتسازی واقعی در داخل انجام شود و ما بتوانیم جایگاه خود را در سطح کلان بینالمللی بازتعریف کنیم، آنگاه شرایط متفاوت خواهد شد. آن زمان است که روسها و شرقیها برای گسترش رابطه با ما پیشقدم میشوند و نگاه از بالا از میان میرود.
رفتارهای اشتباه در دیپلماسی پیامهای مخربی ارسال میکند؛ از جمله اینکه دیپلمات ما در وین مقابل دوربین از نماینده روسیه میخواهد که در مذاکرات کمکمان کند. به این رفتار پیامی بسیار منفی به هر دو طرف شرق و غرب و حتی افکار عمومی میدهد.
«روسها نیز بهخوبی میدانند همکاری کنونی با ایران راهبردی نیست و نمیتواند هم باشد؛ آنچه امروز میان ایران و روسیه هست، همکاریهای مقطعی و مبتنی بر نیاز در چارچوبهای محدود است، نه اتحاد استراتژیک».
«ایران و روسیه در برخی پیمانها از جمله بریکس یا شانگهای همپوشانیهایی دارند و میتوانند از این ظرفیتها برای همکاری استفاده کنند، اما نباید این همپوشانیها را با شراکت راهبردی اشتباه گرفت». در نهایت، مفسر حوزه بینالملل هشدار میدهد: خودفریبی بزرگترین آسیب سیاست خارجی است و تا زمانی که ایران جایگاه خود را بر اساس ظرفیتهای واقعی تعریف نکند، هیچ همکاری پایداری با روسیه شکل نخواهد گرفت.
همکاری خوب است، اما نه در قالب یک توهم راهبردی، بلکه در چارچوب منافع ملی و با شناخت دقیق از واقعیتهای قدرت.
علیاکبر فرازی سفیرسابق ایران در چند کشور اروپای شرقی – شرق
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.