شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹ - ۰۴:۲۴

حالا همه امید ایرانیان حذف تحریم است

مردم

ساعت 24 - دولت دوازدهم آخرین ماه‌های فعالیت خود را زیر فشار منتقدان سپری می‌کند و همین موضوع اقتصاد ایران را در بدترین وضعیت قرار داده است. بخشی از انتقادهای مخالفان دولت بیشتر از اینکه مبتنی بر رفتار کارشناسانه باشد بر تخریب اصلاح‌طلبان یا اعتدال‌گرایان استوار است تا اگر کاندیدایی برای ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ دارند را از همین نقطه تضعیف کنند.

اصولگرایان نیک می‌دانند در صورتی که حتی دولت دوازدهم در اختیار آنها هم می‌بود و ترامپ همین رفتار را انجام می‌داد، کار خاصی از دستشان برنمی‌آمد و شاید وضعیت از این هم که هست بدتر می‌شد. از سوی دیگر دولت دوازدهم در میان اقتصاددانان ایرانی فاقد ارزش و اعتبار شده و اکثریت اقتصاددانان، از نحله‌های فکری گوناگون که دولت را در بوته نقد قرار داده و نیک می‌دانند که این دولت با این فرماندهان اقتصادی این چند ماه را نیز با همین سیاست‌های اقتصادی ادامه خواهند داد، هم کاری از دستشان بر نمی‌آید. واقعیت این است که اقتصاد ایران در سه سطح و در میان بازیگران سه‌گانه در موقعیت بسیار دشواری قراردارد. ادامه این وضعیت حتی تا چند ماه آینده چشم‌انداز ناروشنی را در محیط بیرونی اقتصاد پدیدار خواهد کرد.

از حال رفتن بازیگر ضعیف

ضعیف‌ترین حلقه از سه بازیگر اصلی شامل دولت، بنگاه‌ها و خانواده‌ها بدون تردید خانواده‌های ایرانی هستند. این بخش اصلی از بازیگران اقتصادی زیر فشار تورم فزاینده و یخبندان مزد و حقوق که بسیار از تورم عقب مانده است دیگر نمی‌دانند از کدام بخش از هزینه‌های خود بکاهند. به نظر می‌رسد کاهش قدرت خرید شهروندان به نقاط بحرانی نزدیک می‌شود و ادامه روند قیمت مواد خوراکی و نیز برخی نیازهای ضروری راه را برای زندگی مادی شمارگستره‌ای از شهروندان تنگ‌تر می‌کند. برخی تحلیل‌ها نشان می‌دهد این وضعیت اگر ادامه یابد پیامدهای ناشناس خواهد داشت. یکی ازدلایلی که مسابقه‌ای عجیب میان مجلس و دولت را به راه انداخته و هر نهاد سعی می‌کند خود را نجات دهنده خانوارهای فقیر نشان دهد همین پیامدهای ناشناس است. در چهار ماه منتهی به پایان امسال و حتی تا نیمه نخست سال ۱۴۰۰ که دولت جدید بر سر کار می‌آید، در مسابقه نرخ تورم و نرخ رشد مزدها بدون تردید نرخ رشد مزد و حقوق عقب خواهد ماند و این بر وخامت زندگی مادی شهروندان می‌افزاید. در آمارهای ارایه شده از سوی نهادهای آماری معلوم شده است شهروندان با درآمدهای حداقلی از خرید گوشت قرمز، برنج ایرانی و حتی عدس و لوبیا و گوشت مرغ و شیر و ماست نیز دور می‌شوند.

سرگردانی حلقه دوم

دومین بازیگر عمده در میان سه بازیگر اصلی، بنگاه‌ها هستند. بنگاه‌های ایرانی را می‌توان از نظر شمار نیروی کار به بنگاه‌های بزرگ و بنگاه‌های کوچک و متوسط تقسیم کرد. آن‌گونه که از آمارها و تحلیل‌ها برمی‌آید بنگاه‌های کوچک و متوسط به ویژه در بخش خدمات با بدترین دوره کاری روبه‌رو هستند و تعدیل گسترده نیروی انسانی نیز چاره کار آنها نیست. بنگاه‌های بزرگ ایرانی به ویژه بنگاه‌های تولیدکننده فرآورده‌های صادراتی مثل پتروشیمی و فولاد و فلزات آهنی نیز درگیر دو مشکل بزرگ شده‌اند. یک مشکل این است که تقاضا برای خرید کالاهای آنها در بازارهای جهانی روندی کاهنده دارد و این مقوله‌ای بسیار با اهمیت است و می‌تواند آنها را زیر فشار قرار دهد. از طرف دیگر این دسته از بنگاه‌ها زیر ضرب تولیدکنندگان صنایع پایین‌دستی قراردارند و این بنگاه‌ها با استفاده از تشکل‌های خود فشار فوق‌العاده‌ای را بر کارخانه‌های بزرگ وارد می‌کنند تا آنها را وادار کنند به جای صادرات، توزیع داخلی را با قیمت‌های دستوری افزایش دهند که توزیع رانت به حساب می‌آید. بی‌ثباتی نرخ ارز و کمبود ارز برای واردات مواد اولیه و واسطه‌ای بخشی از فعالیت‌های اقتصادی را به روزهای سخت رسانده است. از طرف دیگر دولت و نیز منتقدان دولت بر تثبیت قیمت‌ها اصرار دارند و به همین دلیل سردرگمی‌ها در این بخش از بازیگران، روند فزاینده را سپری می‌کند.

دولت بیچاره

دولت دوازدهم بدون تردید بیچاره‌ترین دولت پس از جنگ به حساب می‌آید. خزانه دولت از درآمد رویایی نفت خالی شده است و بنگاه‌ها و شهروندان نیز تاب و توان دادن مالیات بیشتر از میزان فعلی را ندارند و کسی هم نیست که پول نقد بدهد و بنگاه‌های دولتی را خریداری کند. دولت و نیز منتقدان می‌دانند فروش بیش از رقم‌های فعلی اوراق قرضه، یونانی شدن اقتصاد ایران را به دنبال خواهد داشت. از سوی دیگر دولت نه تنها نمی‌تواند از هزینه‌های جاری یا همان مزد و حقوق کارمندان بکاهد بلکه داستان بد سرانجام کرونا بر ابعاد هزینه‌های دولت اضافه کرده است. در همین وضعیت است که مجلس یازدهم نیز می‌خواهد بر هزینه‌های دولت تنها در یک قلم ۳۰ هزار میلیارد تومان بیفزاید. راه ورود سرمایه‌های خارجی نیز همچنان مسدود است و ایران نمی‌تواند از هیچ کشوری حتی قرض بگیرد زیرا جا به جایی دلار ممنوع است. از آن بدتر اینکه دولت نمی‌تواند دارایی‌های خود در کشورهای دیگر را آزاد کند.

مجادله درونی و بیرونی

بر همه بدبختی‌های یاد شده که به طور مختصر و با احتیاط تمام در بالا یادآور شدیم باید اضافه کنیم که در درون کشور و در مناسبات میان نهادها به ویژه میان دولت مستقر و نیروهایی که دنبال تسخیر دولت آینده هستند منازعه‌ای سخت در گرفته است و منتقدان از هر سو آتش بر اردوگاه دولت می‌ریزند و انگار شتاب دارند پیش از پایان کار قانونی دولت، از دست آن رها شوند. البته رییس دولت نیز در این مجادله کم نمی‌آورد و از همه تجربه ۴۰ سال فعالیت در بالاترین مقام‌های امنیتی و سیاسی بهره گرفته و پاسخ‌های خود را ارائه می‌دهد. مناسبات ایران با غرب نیز همچنان تیره و تار است و دولت مستقر آمریکا روی ایران متمرکز است و همه توانایی‌های خود را برای بدتر کردن موقعیت اقتصادی ایران به کار می‌گیرد. ایران با وجود همه شرایط اما با کشورهای اروپایی که شاید می‌توانستند در حل مشکلات یار ایران باشند نیز نتوانست به نقطه مشترک برسد و روزگار بر بدتر شدن شرایط پیش می‌رود.

امید به حذف تحریم

اکنون فعالان اقتصادی ایران و مدیران و سهامداران بنگاه‌های بزرگ و کوچک و نیز شهروندان ایرانی خوب یا بد به جایی رسیده‌اند که تنها امیدشان برای بهبود اقتصاد به حذف تحریم‌هاست. نگاهی به سخنان رییس‌جمهور ایران در روزهای گذشته و تاکید و تصریح چندباره که نباید برای حذف تحریم‌ها فرصت‌سوزی کرد، هشدار آشکار به منتقدان داخلی و کسانی است که هنوز باور دارند تحریم‌ها بخشی از مساله است و بیشتر تقصیرها در پدیدار شدن این روزهای سخت دولت است. رییس‌جمهور با صراحت می‌گوید اگر آمریکایی‌ها تحریم را بردارند شرایط ایران را متفاوت خواهد کرد. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران نیز این روزها چندین بار تاکید کرده است دولت جدید می‌تواند با سه فرمان سد تحریم‌ها را بردارد و در آن صورت موضوع و مناسبات تفاوت خواهد کرد. نکته با اهمیت این است که در میان طیف‌های سیاسی تندرو مخالف دولت نیز این مساله به یک محور اظهارنظرها و نوشته‌ها و شرط‌ها تبدیل شده است. در حالی که به طور مثال نفر اول روزنامه اصلی تندروها می‌نویسد ایران باید برداشتن تحریم‌ها را تحمیل کند؛ بقیه طیف‌های سیاسی این گروه‌های پرشمار و حتی اصولگرایان میانه رو نیز می‌گویند ایران به شرط تحریم، حاضر است آمریکا به برجام برگردد و در این چارچوب با ایران گفت‌وگو کند.

واقعیت این است که دولت فعلی آمریکا و دولت بعدی به آسانی دست از تحریم برنمی‌دارند و در مقابل ایران خواسته‌هایی دارند که باید درکانون توجه قرار گیرند. نکته بااهمیت‌تر در این منازعه آگاهی‌های فزاینده تحریم گران از روزگار اقتصاد ایران است و آنها نیک می‌دانند ایران برای رسیدن به نقطه مطمئن وتاب‌آور کردن اقتصاد دست‌کم به یک برنامه میان‌مدت نیاز دارد و معلوم نیست بتواند تحمل شدیدتر شدن ابعاد تحریم را داشته باشد.

روزنامه جهان صنعت

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.