پنجشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۹ - ۰۹:۱۹

امیر حاج‌رضایی:

کاندیداتوری کریمی و مهدوی‌کیا فریاد اعتراض جامعه فوتبال است

خبر

ساعت 24-یک ماه و نیم تا انتخابات فدراسیون فوتبال باقی ‌مانده و گمانه‌زنی‌ها در مورد رییس بعدی فدراسیون فوتبال بالا گرفته است. در این بین کاندیداتوری علی کریمی با نایب‌رییسی مهدوی‌کیا نقل محافل فوتبال است. در این بین یک اتفاق عجیب در یک برنامه زنده رخ داد. قاسم رنجبریان، رییس هیات فوتبال هرمزگان که به تازگی به این سمت انتخاب شده، در گفت‌وگو با برنامه زنده شبکه تلویزیونی استان هرمزگان درباره شانس علی کریمی در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال گفت:

«متاسفم که بگویم شکست می‌خورد.» او گفت «جامعه ایران هنوز آمادگی پذیرش یک مدیر فوتبالی را ندارد» و همین‌طور عنوان کرد که به اعضای مجمع «سفارش شده» به چه کسی رای بدهند. این جملات غوغای عجیبی به وجود آورد. پیش از این علی فتح‌الله‌زاده مدیرعامل سابق استقلال نیز مدعی شده بود اسم برنده انتخابات در کاغذ نوشته شده است. همین فضا این شائبه را به وجود آورد که شاید واقعا انتخابات فدراسیون فوتبال فرمالیته است و احتمالا یا تیم سابق سر کار می‌مانند یا کیومرث هاشمی گزینه نزدیک به وزارت معرفی شده است. در روزهای بعد رنجبریان اظهارات خودش را تکذیب کرد و گفت در مجمع به علی کریمی رای خواهد داد و حتی برای رای آوردن او لابی هم خواهد کرد. با این حال پرنده شک و تردید بالای سر انتخابات فدراسیون فوتبال به پرواز درآمده است. در این بین برخی می‌گویند حتی ممکن است کریمی و مهدوی‌کیا رد صلاحیت شوند. برای بررسی این فضا، امکان رای آوردن و موفق شدن اسطوره‌های فوتبال کشورمان و همچنین سایر نامزدهای انتخابات با «امیر حاج‌رضایی» به گفت‌وگو نشستیم. ایشان اما برخلاف خیلی‌ها مهم‌ترین اتفاق ممکن را ثبت‌نام علی کریمی در انتخابات قلمداد کرد و این کار را به مثابه فریاد اعتراض جامعه فوتبال دانست. حاج رضایی معتقد است با ثبت‌نام کریمی و مهدوی‌کیا خیلی از مسائل در فوتبال ایران روشن خواهد شد.

تمام تیم مدیریتی سابق فدراسیون فوتبال در انتخابات اخیر هم ثبت‌نام کرده‌اند.

من امیدوارم که همه اینها به بیرون هدایت شوند. من مقررات و قوانین را نمی‌دانم. ولی چیزی که می‌خواهم بگویم ارجاع به گذشته است. امیدواری‌ها افزایش پیدا کرده و در مورد اینکه فیفا دخالت کرده و برخی از بندهای اساسنامه من‌درآوردی که برای حذف رقبا نوشته شده بود را حذف کردند. سطح تحصیلی، ده سال سابقه مدیریت و چیزهای دیگری که نامزدها قبلا باید می‌داشتند و حالا نیست. اینکه هنوز کمیته‌ای وجود دارد که آدم‌ها را رد صلاحیت می‌کنند هم مشکل است و امیدوارم آن هم وجود نداشته باشد. چون آنجا می‌توان همه کار کرد. مثلا با یک بند به اصطلاح قانونی رقبا را از میدان به در کنند. اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد یعنی اینکه بیایند خدای ناکرده آقای کریمی و آقای مهدوی‌کیا را حذف کنند، به جامعه فوتبال دندان نشان دادند. به این معنی که بروید و به فکر احراز سمت‌های فدراسیون فوتبال نباشید. ما اجازه نخواهیم داد و با بندهای قانونی که من نامش را می‌گذارم به اصطلاح قانونی اجازه ورود شما را به این حیطه نخواهیم داد. اگر این اتفاق بیفتد که دیگر تکلیف روشن است و باید قطع امید کرد از اینکه این جماعت اجازه بدهند صاحبان اصلی فوتبال وارد این حوزه شوند.

یعنی معتقدید که نظارت استصوابی باید وجود داشته باشد؟

من نمی‌خواهم با اصطلاحات سیاسی درگیر شوم. من می‌گویم اگر شما فیلتر بگذارید که فلانی باشد و فلانی نباشد بد است و من با این مخالفم. مثلا شاید آدمی باشد که آن‌قدر مشکلات دارد که اصلا مشخص است نباید وارد این حیطه شود و همان ابتدا جلوی ورودش را می‌گیرند. ولی من در مورد دو تا از پاک‌ترین فوتبالیست‌های کشور حرف می‌زنم. چه کسی در سلامت اخلاق آقای کریمی و آقای مهدوی‌کیا شک دارد؟ سطح بازی‌شان و اینکه جزو افتخارات کشور هستند، بماند. من مخالف فیلتر کردن هستم. بعد اینکه به دلیل سابقه آقایانی که سالیان دراز در این فدراسیون حضور داشتند، چند نفرشان به صورت رفت و برگشتی حضور داشتند و بودن‌شان هیچ حاصلی نداشته من معتقدم اینها نباید اصلا باشند.

چطور فیلتر نباشد اما این افراد هم نتوانند در انتخابات حضور داشته باشند؟

مگر قرار نیست فوتبال ایران تغییری بکند و برابر نیروهای انسانی و استعدادهای حقیقی خودش به جایگاه اصلی‌اش برگردد؟ خب این آدم‌ها نشان دادند در یک دهه و نیم گذشته مرد چنین کاری نیستند. سوای چیزهایی که پیرامون‌شان هست و فضاحت‌هایی که به بار آوردند این را می‌گویم. مسائلی که صحت و سقم‌شان را باید دیگرانی تایید کنند که مسوولیت دارند. ولی من یک نمونه‌اش را می‌گویم. ما چقدر پرونده در فیفا و ای‌اف‌سی داریم؟ همه را هم باختیم؟ این باخت از کجا شروع شده؟ آیا فیفا و ای‌اف‌سی به ما تحمیل کرده؟ همه این باخت‌ها در تهران اتفاق افتاده است. باخت ما وقتی می‌خواستیم قرارداد ببندیم،رخ داد. چه در سطح ملی که آن افتضاح ویلموتس به بار آمدو چه در سطح باشگاهی که دو تیم تهران این همه غرامت دادند. این غرامت‌ها از جیب چه کسانی می‌رود؟ از جیب مردم. از همین مردمی که شرایط زندگی‌شان را همه می‌دانند و حالا باید با پول اینها غرامت پرداخت کنند. یک نفر دیگر پنالتی داده تاوانش را مردم بدهند؟ جریمه‌اش از جیب ملت برود؟ دو تا موضوع اساسی داریم. یک فیلترینگ نباید باشد و دو آقایانی که الان در راس کار هستند باید به بیرون هدایت شوند.

نظرتان در مورد کیومرث هاشمی چیست؟

شناخت عمیقی از ایشان ندارم. ایشان فقط در یک دوره انتقالی مسوولیت‌هایی داشتند. ریاست کمیته ملی المپیک هم در دوره‌ای بر عهده ایشان بود. نمی‌توانم نظر قاطعی در مورد ایشان بدهم.

به صورت کلی می‌توان ایشان را جزو جامعه فوتبال دانست؟

ایشان اصالتا ملایری هستند. در آنجا فوتبال بازی کردند و تیم‌های فوتبالی را داشتند اما برای ریاست فدراسیون فوتبال اینها نمی‌تواند زیاد باشد. اینها سابقه درخشانی نیست. من به شخصه امیدوارم آقای کریمی و مهدوی‌کیا انتخاب شوند.

دلیل امیدواری شما برای رخ دادن این اتفاق چیست؟

من از بُعد اینکه آقای کریمی و آقای مهدوی‌کیا بیایند و این فوتبال ویران را بسازند به ورود این دو نفر نگاه نمی‌کنم، چون کار خیلی دشواری است و هر کسی هم بیاید کارش خیلی سخت است. اگر نیت پاک هم داشته باشد و بخواهد همت کند و بیاید فوتبال را به سمت درست شدن ببرد مثنوی هفتاد من کاغذ است. من حضور آقای کریمی و آقای مهدوی‌کیا را در واقع یک فریاد اعتراض از گلوی جامعه فوتبال می‌دانم که به وضعیت فعلی معترض است. فریادی که می‌خواهد بگوید صاحبان فوتبال اینها هستند و دیگرانی که پا پیش نگذاشته‌اند. حضور این دو عزیز به حقارت و کوچکی افرادی که تا حالا بودند اشاره می‌کند. به آنها تفهیم می‌کند که مرد این کار و این کارزار نبودید. به آنها می‌فهماند که شما آمدید اما دنبال منافع ملی نبودید و بیشتر دنبال منافع شخصی بودید.

می‌توانید در مورد منافع شخصی کمی بیشتر توضیح دهید؟

یک مثال می‌زنم. من مصاحبه آقای فغانی که چند روز پیش منتشر شد را خواندم. شما نگاه کنید که در فدراسیون چه کارهایی که نکردند. از داور بین‌المللی که نیمه‌نهایی جام جهانی را سوت زده حواله‌اش را می‌گیرند و می‌دهند به رییس سابق فدراسیون. این درد است. شما فکر می‌کنید این آقای فغانی یک‌شبه به اینجا رسیده؟ من تمام خانواده‌اش را می‌شناسم. پدر محترم‌شان هم سوت می‌زد. پدر زن‌ محترم‌شان هم داور بود. ایشان از بچگی عاشق فوتبال بودند. همه اینها از طبقات پایین آمدند و زحمت کشیدند و شدند داور بین‌المللی که در رده‌بندی جام جهانی سوت زده است. چندین بازی سخت را قضاوت کرده است. مگر بازی مکزیک آلمان بازی راحتی بود؟ بعد حق ایشان را می‌گیرد و برمی‌دارد برای آقازاده خودش. البته آن‌طور که خودشان می‌گفتند و مطبوعات نوشتند. می‌خواهم این را بگویم که آقای کریمی و مهدوی‌کیا افراد پاکی هستند. من از نزدیک می‌شناسم‌شان. این‌طور نبوده که من فقط نظاره‌گر فوتبال‌شان از تلویزیون بوده باشم یا در استادیوم آنها را دیده باشم و بخواهم در مورد فوتبال‌شان حرف بزنم. این دو نفر بارها مقابل ناهنجاری‌های فوتبال ما موضع گرفته‌اند. به خصوص آقای کریمی. در فوتبال خودمان اشخاصی داریم که وزنی دارند و جامعه به آنها به شکل احترام‌آمیز نگاه می‌کند، اما منفعلانه عمل می‌کنند و هیچ کاری نمی‌کنند. هیچ دیدگاهی، هیچ نظری، بحثی یا گفت‌وگویی ندارند. خودشان را کشیده‌اند کنار و به قول والیبالیست‌ها جا خالی دادند. من از ساحت‌های مختلف حضور آقای کریمی و آقای مهدوی‌کیا را نگاه می‌کنم. اینکه بتوانند انتخاب شوند را نمی‌دانم. اینکه اگر انتخاب شدند این مشکلات و گرفتاری‌ها را حل کنند را هم نمی‌دانم، چون مدیریت فدراسیون فوتبال سخت است. اما این را می‌دانم که حضور این افراد سیلی جامعه فوتبال به فوتبال است. یعنی اینکه صاحبان اصلی‌اش می‌خواهند بیایند. مگر در فدراسیون فوتبال کرواسی داور شوکر رییس نیست؟ چرا بازیکن ملی آنجا باید رییس بشود و اینجا نه؟

حضور کریمی و مهدوی‌کیا در فدراسیون در وهله اول چه ثمره‌ای برای فوتبال دارد؟

لااقل فوتبال ما به سمت پاکی، شفافیت درستی، امانتداری حرکت می‌کند. چیزی که ما هرگز در این چهارده، پانزده سال ندیدیم. ما هر چه دیدیم خبرهای بد بوده است. من نمی‌توانم وارد مسائل فساد مالی بشوم،چون کار من نیست. کسانی که ضابطین قانون هستند باید بیایند و تشخیص بدهند که خلافی صورت گرفته یا خیر. چقدر آدم‌ها با لابی وارد فدراسیون شدند؟ آن لشکری که در جام جهانی ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ با هزینه فدراسیون فوتبال رفتند برزیل و روسیه برای چه رفتند؟ جز اینکه برای خدمت به روسای خودشان رفتند؟ آیا اینها رفتند که به فوتبال مملکت خدمت کنند؟ اگر می‌خواستند به فوتبال مملکت خدمت کنند چند تا فوتبالیستی که پیراهن ملی پوشیده بودند و در سن بازنشستگی هستند را می‌بردند. چند تا جوان تحصیلکرده که می‌توانند به آینده فوتبال این مملکت خدمت کنند را می‌بردند. اما اصلا چنین ذهنیتی نداشتند آنها. این یک مارکتینگ و بازاریابی برای خودشان بود و ادامه دادند تا رسید به فضاحتی که شاه‌بیت فوتبال ایران لقب گرفت. حضور آقای کریمی و مهدوی‌کیا یک پیام است. ممکن است انتخاب نشوند. ممکن است داستان‌هایی که در فوتبال ایران است و ما کم و بیش از آنها آگاهی داریم نگذارد این دو عزیر به حقی که دارند برسند. اما پیام‌شان به مردم می‌رسد.

برخی معتقدند که به واسطه تاثیر سیاست در فوتبال، اگر فردی که ریاست فدراسیون را برعهده می‌گیرد روابط سیاسی نداشته باشد، شکست می‌خورد. شما با این گزاره موافق هستید؟

من این را می‌پذیرم. به هر حال این وضعیت هست. شما نگاه کنید فیفا می‌آید موضع پارادوکسیکال می‌گیرد. می‌گوید فوتبال نباید با سیاست ممزوج شود. اگر بشود ما فدراسیون را تعلیق می‌کنیم. اما می‌بینیم خودش کاملا سیاسی است. می‌توانیم به بزرگ‌ترین موارد این مساله اشاره کنیم. انتخاب قطر برای میزبانی جام جهانی کاملا سیاسی بود. خیلی آدم‌ها در آن دخالت داشتند، خیلی‌ها رشوه گرفتند و نهایتا قطر را میزبان کردند. چگونه شد که آن کادر قبلی به دلیل فساد مالی و فساد سیاسی حذف شدند. آقای پلاتینی و بلاتر و خیلی‌های دیگر. هر کس تصور کند فوتبال سیاسی نیست اشتباه می‌کند. این گزاره‌ای که شما به آن اشاره کردید، می‌تواند مانع بزرگی باشد. ممکن است همین مساله نگذارد اتفاقات خوبی رخ دهد. با این حال این مساله در اختیار ما نیست. شما به عنوان رسانه و بنده به عنوان یک آدم فوتبالی دیدگاه‌های‌مان را مطرح می‌کنیم اما قدرت تصمیم‌گیری نداریم. اما اگر بگوییم این آقایان که از شرایط آگاهند پس چرا آمدند جلو؟ این هم اشتباه است چرا که کاندیدا شدن محاسن زیادی هم دارد. می‌توان گفت با کنار رفتن احتمالی این دو نفر آن حقیقتی که قبلا وجود داشت به یقین صد در صد می‌رسد. این حقیقت که آقایان جامعه فوتبال هرگز نخواهیم گذاشت شما به فوتبال بیایید. نخواهیم گذاشت شما به فوتبال برگردید و در مناصب بالا مشغول شوید و این تکلیف را روشن می‌کند و ما نیز باید به همین حضراتی که تشریف دارند، بسنده کنیم.

من حضور آقای کریمی و آقای مهدوی‌کیا را در واقع یک فریاد اعتراض از گلوی جامعه فوتبال می‌دانم که به وضعیت فعلی معترض است؛ فریادی که می‌خواهد بگوید صاحبان فوتبال اینها هستند و دیگرانی که پا پیش نگذاشته‌اند. حضور این دو عزیز به حقارت و کوچکی افرادی که تا حالا بودند، اشاره می‌کند. به آنها تفهیم می‌کند که مرد این کار و این کارزار نبودید. به آنها می‌فهماند که شما آمدید اما دنبال منافع ملی نبودید و بیشتر دنبال منافع شخصی بودید.

منبع: روزنامه اعتماد

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.