کد خبر: 536803
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۹ - ۰۹:۵۵

ساعت 24-با دستگیری قاتل پسر 18 ساله راز قتل خونین در حوالی باقر شهر فاش شد.

اوایل زمستان سال 98 وقوع درگیری خونین در حوالی باقرشهر به پلیس اعلام شد. در این درگیری دسته جمعی پسر 18ساله ای به نام پرویز که ضایعات جمع کن بود با ضربه قمه به سینه اش از پا در آمد.

 جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و پدر پرویز که شاهد قتل پسرش بود به ماموران گفت: پسرم مدتهاست که ضایعات جمع می کند تا کمک خرج من باشد. او مدتی قبل مقابل انبار ضایعاتی در باقر شهر رفت و مقدار زیادی لوله پولیکا ضایعاتی با خود به خانه آورد. او امروز هم به آنجا رفته بود تا ضایعات جمع کند. اما هراسان به خانه برگشت و گفت نگهبان انبار اجازه نداده تا در زباله ها بگردد و لوله پولیکاها را جدا کند. پسرم عصبانی بود که از من و برادرم کمک خواست.

این مرد ادامه داد: من به همراه برادر و برادرزاده ام همراه پرویز به باقر شهر رفتیم. نگهبان انبار و دوستانش به محض روبه رو شدن با ما به سمتمان حمله ور شدند و یکی از آنها که نعیم نام داشت مقابل چشمانم با قمه به سینه پسرم زد.

به دنبال اظهارات تکان دهنده این مرد چند کارگر بازداشت شدند و نعیم به قتل اعتراف کرد.

با بازسازی صحنه جرم نگهبان جوان در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد.

قتل پرویز پسر 18 ساله در حوالی باقرشهر

در ابتدای جلسه پدر پرویز درخواست اشد مجازات را مطرح کرد.

وی گفت: پسرم از بدرفتاری نگهبان انبار ناراحت بود. به همین خاطر من به همراه برادر و برادرزاده ام همراه او به باقر شهر رفتیم. ما رفته بودیم تا با نگهبان انبار ساختمانی صحبت کنیم و به او بگوییم با جمع آوری ضایعات زندگی مان را می گذرانیم اما او و دوستانش بی رحمانه به ما حمله ور شدند. من از خون پسرم گذشت نمی کنم و برای نعیم درخواست قصاص دارم.

سپس متهم 28ساله در جایگاه ویژه ایستاد .

وی گفت: قبلا پرویز به انبار آمده و ضایعات زیادی جمع کرده بود. آن روز هم من ضایعات را به او دادم اما او اصرار داشت خودش داخل زباله ها را بگردد. به همین خاطر قبول نکردم و با هم درگیر شدیم. او به من و دوستانم فحاشی کرد و رفت.

وی ادامه داد: یک ساعت بعد پرویز به همراه پدر و عمو و عموزاده هایش به آنجا برگشت. پرویز با قمه به سمتم حمله کرد و می خواست مرا بزند که برای دفاع از خودم با چوب به سرش زدم. پرویز روی زمین افتاد و قمه از دستش رها شد. او می خواست قمه را بردارد که من زودتر قمه را به دست گرفتم وضربه ای به سینه او زدم. اما باور کنید قصد کشتن پسرجوان را نداشتم. من در دفاع از جانم او را با قمه زدم. اگر او را نزده بودم شاید در آن درگیری کشته می شدم.

با پایان دفاعیات این متهم ،قضات وارد شور شدند و با توجه به مدرک های موجود در پرونده نعیم را به قصاص محکوم کردند.

رکنا

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

خط داغ

تازه ترین خبرها

مطالب خواندنی