اقیانوس آرام جایی که آینده در حال شکل گیری است

ساعت24-در حالی که بایدن اعلام کرده که "همه ما ضرورت تأمین صلح و ثبات در اقیانوس آرام و هند را در درازمدت به رسمیت می شناسیم" و "باید بتوانیم به محیط استراتژیک کنونی در منطقه و چگونگی تکامل آن بپردازیم"، چین در یک واکنش اعتراضی این اتفاق را ناشی از "ذهنیت جنگ سرد" خوانده است.

در روز 15 سپتامبر 2021 جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، بوریس جانسون نخست وزیر بریتانیا و اسکات موریسون، همتای استرالیایی وی یک پیمان امنیتی جدید را برای توسعه و استقرار زیردریایی های هسته ای در منطقه اقیانوس هند و آرام به امضا رساندند که بر اساس آن فناوری اورانیوم سطح بالای مورد استفاده در زیردریایی های هسته ای آمریکا به اشتراک گذاشته می شود.

در حالی که بایدن اعلام کرده که "همه ما ضرورت تأمین صلح و ثبات در اقیانوس آرام و هند را در درازمدت به رسمیت می شناسیم" و "باید بتوانیم به محیط استراتژیک کنونی در منطقه و چگونگی تکامل آن بپردازیم"، چین در یک واکنش اعتراضی این اتفاق را ناشی از "ذهنیت جنگ سرد" خوانده است.

اگرچه اتحاد موسوم به "اوکاس" AUKUS) (شامل همکاری در زمینه هوش مصنوعی، فناوری کوانتومی و سایبری خواهد بود، اما به طور گسترده ای به عنوان تلاشی برای مقابله با نفوذ پکن در دریای مورد مناقشه جنوبی چین در نظر گرفته می شود. چین ادعا می کند که ایالات متحده با به اشتراک گذاشتن فناوری زیردریایی هسته ای خود با دو شریک دیگر و مورد هدف قرار دادن منطقه آسیا و اقیانوسیه می تواند موجب برهم خوردن تعادل منطقه ای شده و حتی یک مسابقه تسلیحاتی جدید را تحریک کند.

ایالات متحده در فاصله زمانی کوتاه پس از اتمام خروج از افغانستان، اتحاد جاه طلبانه ای را در منطقه اقیانوسیه در قالب اوکاس به ثمر نشانده است. بایدن با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در ژوئیه سال جاری اعلام داشت که ادامه حضور نیروهای آمریکایی به طور نامحدود در افغانستان در راستای منافع ملی ایالات متحده نبوده و ایالات متحده اهداف استراتژیک خود را در افغانستان برآورده کرده است. استدلال وی این بوده که مقابله با افزایش قدرت چین به این دلیل که برتری جهانی ایالات متحده را به چالش می کشاند، برای منافع آمریکا حیاتی است. اتحاد اوکاس این واقعیت را تأیید می کند که ایالات متحده سنگ بنای استراتژی مهار چین را در منطقه اقیانوس آرام گذاشته و توجه خود را از موقعیت های جغرافیایی هارتلند و قلب اوراسیا به سوی ریملند و آبهای اقیانوسی تغییر می دهد.

اقیانوس آرام جایی است که آینده در حال شکل گیری است. در مرکز اتحاد اوکاس فناوری هایی مانند هوش مصنوعی، کوانتوم و سایبر وجود دارد و ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا می خواهند از این فناوری ها برای ایجاد نوع جدیدی از رد پاها در اقیانوس هند و آرام استفاده کنند. این کشورها با پیش بینی ها در ارتباط با تأثیرات کامل و تعیین کننده فناوری های نوظهور و حیاتی بر اقتصادها و امنیت ملی سیاست های خود را جهت می دهند.

چین با سرمایه گذاری زیاد بر فناوری هایی مانند تجارت الکترونیکی، فناوری های فضایی و نظامی در حال ترسیم چشم اندازی از آینده است و در این راه غول های فناوری را با هزینه های هنگفت برای اقتصاد و نوآوری در خدمت می گیرد. ایالات متحده برای کسب ابرقدرتی در فناوری جهان در تلاش برای کاهش سلطه چین بر بازار اقتصادی و فناوری است.

در قرن بیست و یکم تجارت به عنوان یک سلاح ژئوپلیتیک در نظر گرفته می شود و دولتها با تمرکز بر تواناییهای متحدان همفکر خود با هدف قطع عرضه و صادرات دولتهای رقیب، به دنبال پر کردن شکاف فنآوری با دارندگان تکنولوژی های مدرن هستند. از اینرو اتحاد استراتژیک مبتنی بر فناوری جدید اوکاس حربه ایالات متحده برای پیشی گرفتن از چین برای داشتن فناوری های نوین خواهد بود که می تواند منطقه اقیانوس هند و آرام را به مرکز ثقل جدید جهان تبدیل نماید.

بنظر می رسد بایدن در هیاهوی تضاد شدید میان آنچه که تاکنون واقعیت موجود جهان بوده و آزمون یک مسیر جدید، در حال تغییر نظم جهانی است که اساس آن با ذهنیت جنگ سرد با چین از یک سو و عدم اراده ایالات متحده برای ادامه حضور در اوراسیا از سوی دیگر شکل می گیرد.

برای ایالات متحده نبرد همزمان در دو جبهه چین و روسیه به مثابه رویارویی با بخش اعظمی از اوراسیاست که ممکن است فراتر از توانمندی های فعلی ایالات متحده باشد. از اینرو اجتناب از جنگ در دو جبهه با چین و روسیه می بایست در زمره مهمترین اهداف استراتژی بزرگ معاصر آمریکا قرار می گرفت و بایدن در استراتژی خود روسیه را نه به عنوان یک رقیب، بلکه با عنوان یک حریف قلمداد نماید. بنابراین در حالی که ایالات متحده مشتاق دفاع از تایوان و اوکراین در برابر تجاوز روسیه و چین بوده، با یک دید واقع بینانه تر مجبور شده تا در مدیریت جبهه ها و در تحولاتی در مناطق پیرامونی روسیه از نرمش بیشتری استفاده نماید. چنانچه بایدن مدت کوتاهی پس از به قدرت رسیدن با تمدید پیمان کنترل و کاهش تسلیحات هسته ای موسوم به "استارت نو" موافقت کرد. بایدن همچنین در دیدار با همتای روسی خود ولادیمیر پوتین در نشست ژنو با مذاکرات بیشتر درباره کنترل تسلیحات و کاهش تنش های سایبری از دیپلماسی نرم تری بهره گرفت. پوتین نیز در قدردانی از بایدن دعوت کرد تا از پایگاه های روسی در آسیای مرکزی برای عملیات پس از خروج از افغانستان استفاده نماید. دیدار ژنو نقطه عطف مهمی در روابط واشنگتن و مسکو بوده تا با مرور بحران های مختلف ژئوپلیتیک، مانند تجمع ارتش روسیه در مرز روسیه و اوکراین، افزایش خرید موشک های اس -400 روسی از سوی ترکیه و موضوع خط لوله نورد استریم 2 اثرات مخرب بر روابط دو کشور را سبک کنند.

اثرات سبکتر شدن بار این بحرانها در بخش غربی اوراسیا را می توان راهکار کلیدی برای افزایش قابلیت تعیین سیاست خارجی ایالات متحده در قبال تمرکز بر منطقه شرق اوراسیا در اقیانوس آرام برای سال های آینده در نظر گرفت.

با یک لایه برداری و نگاه دقیق تر به سیاست کاخ سفید، واضح خواهد شد که برای حواس پرتی روسیه امور اوراسیا در نواحی خشکی می تواند به مسکو واگذار شود. برای مسکو نیز فرصتی است تا از شرایط پیش آمده به عنوان یک بزنگاه منحصر بفرد در جهت منافع ملی خود در محیط پیرامونی بهره گیری نماید چنانچه:
-مسکو با در نظر داشتن یک کریدور استراتژیک از اوکراین تا آسیای مرکزی به دنبال قطع طرح یک کمربند- یک جاده چین است. روسیه ابتکار یک کمربند- یک جاده را یک تهدید ژئوپلیتیک بر مسیر مناطق خارج نزدیک خود می پندارد که با ایجاد پیوندهای اقتصادی، فرهنگی و نظامی در اوراسیا سد راه هژمونی مسکو خواهد بود.

-واگذاری ژئوپلیتیک مناقشه قره باغ اگرچه به طور بدبینانه اشتباه استراتژیک واشنگتن محسوب شده، اما در بهترین حالت به نفع روسیه بوده است. مسکو با حفظ بی طرفی در درگیری نظامی میان آذربایجان و ارمنستان در قره باغ و با برخورداری از اهرم نفوذ بر آذربایجان در عین وابستگی امنیتی ارمنستان، در حال تثبیت حضور نظامی بلند مدت خود در منطقه است. روسیه با ارسال ضمنی این پیام که موفقیت در مناقشات در گرو دوستی با روسیه است، توانست واقعیت ژئوپلیتیک در قره باغ را به نفع خود تغییر دهد. این بازیگری روسیه را قادر ساخت تا صحنه قفقاز جنوبی را دگرگون ساخته و پیامدهای آن را برای منطقه وسیعتر در دریای سیاه و خزر گسترش دهد.

-توافق بایدن با آلمان در برداشتن موانع باقی مانده در تکمیل خط لوله نورد استریم 2، برنامه دو دهه ای پوتین را برای ساختار شبکه های خط لوله گازی اوراسیا و با هدف تحمیل یک مدل همکاری اوراسیایی در اروپا با روسیه را به ثمر رسانده است. به پشتوانه سیاست روز واشنگتن این خط لوله باعث افزایش قدرت روسیه در آلمان شده و شرایط ادامه نفوذ روسیه در بسیاری از کشورهای اروپایی را مهیا نموده است.

-روسیه در سوی غرب اوراسیا شکاف در اتحادیه اروپا و ناتو را مورد هدف قرار می دهد که سیاستهای بایدن در مورد خروج از افغانستان، موافقت ایالات متحده با روسیه در مورد خط لوله آلمان نورد استریم 2 و اکنون پیمان دفاعی و فناوری اوکاس اتحاد فرا آتلانتیک را با تضاد عمیقتر منافع بین اروپا و ایالات متحده دچار تزلزل نموده است. لغو قرارداد ۵۶ میلیارد یورویی بابت خرید زیردریایی‌های فرانسوی از سوی استرالیا در نتیجه پیمان اوکاس و ضررهای ناشی از آن که متوجه پاریس خواهد بود، نمایی از ایجاد اختلاف عمیق در منافع اروپا و ایالات متحده و خلل در اتحاد فرا آتلانتیک خواهد بود.

در مجموع ایالات متحده با خروج سراسیمه از افغانستان نشان داده که دیگر تمایلی برای کنترل بر روی کریدورهای حمل و نقل زمینی در اوراسیا ندارد و اولویت را بر تمرکز بر کنترل خطوط اقیانوسی گذاشته که قابل پیش بینی است که مسیرهای اصلی تردد جهانی در آینده خواهند بود. بایدن در تلاش است تا تصور افول نسبی آمریکا را تغییر دهد و در این راه با ایجاد یک محور جدید در اتحاد با انگلستان، هند، استرالیا و ژاپن فرایند توازن مجدد پیشگیرانه در دریاهای جنوبی و شرقی چین تقویت نماید. اتحاد اوکاس نشان می دهد که استراتژی بایدن در حال شکل گیری است و به همین دلیل این اقیانوس های جهان هستند که میدان اصلی نبرد بین ایالات متحده و چین خواهند بود.

دیپلماسی ایرانی

کد خبر 565505

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.